کوچه‌هاى پيوسته با فضاهاى باز محصور و باريک و پيچ در پيچ که با تغييراتى در بدنه کوچه يا گذر اهميت مکانى آنها مشخص مى‌شوند ويژگى‌هاى خاصى را بيان مى‌کنند که ديگر امروز اثرى از آنها در طراحى‌هاى مدرن معابر شهرى ديده نمى‌شود.


بافت معابر در شهرهاى سنتى مناطق خشک همچون ساير عناصر کالبدى به منطقى‌ترين شکل متأثر از عوامل محيطى به‌ويژه اقليم بوده‌اند.


بافت متراکم و بسته و وجود هسته مرکز در دل اين شهرها و وجود همگرائى در شبکه معابر آنها علاوه بر جنبه‌هاى امنيتى و اجتماعى در جهت استفاده بهينه از محيط و تقليل فشارهاى ناشى از آن صورت گرفته است، کاهش تماس مستقيم با خورشيد در تابستان و ايجاد سايه در کليه معابر و در مواردى جلوگيرى از نفوذ بيگانگان و حفظ امنيت بيشتر انگيزه ايجاد اشکال خاص گذرها و معابر مناطق خشک شده است به گونه‌اى که کليه مساکن و ابنيه سنتى در اين مناطق به‌صورت توده‌هاى فشرده بهم و در کنار يکديگر ساخته شده و حلقه اتصال آنها يعنى شبکه‌هاى ارتباطى با ديوارهاى بلند و عرض کم خود بيشترين تأثير را در تعديل شرايط اقليمى آنها در رفت و آمدهاى روزانه ساکنين داشته‌اند. در نقاطى که کوچه‌ها معابر به بازارچه‌هاى محله‌اى متصل مى‌شدند روى آنها را با چند طاق مى‌پوشاندند در مرکز محلات عرض معابر زيادتر شده و امکان اجتماع را فراهم مى‌آوردند و بدين ترتيب عرض معابر ويژگى جمع‌کنندگى را بدان‌ها مى‌داد، همان‌طورى که طول آنها بيانگر اهميت آنها بود (معابر اصلى نسبت به معابر فرعى داراى طول بيشترى مى‌باشند).


معابر در مناطق خشک علاوه بر انسجام و وحدت بصرى از لحاظ بافت، رنگ، شکل، نوع مصالح داراى تنوع و کثرت کافى از نظر ابعاد و فرم و نحوه اجرا بودند. به ترتيبى که هرگز براى چشم‌هاى جستجوگر عابرين خستگى به دنبال نمى‌آوردند.


در بعضى از موارد خانه‌ها حتى برروى کوچه نيز امتداد مى‌يافتند و يک يا چند اتاق آنها بر روى گذر ساخته مى‌شد و به گونه‌اى که معابر مسقف جلوه‌اى خاص به نام ”ساباط“ را ايجاد مى‌نمودند و بدين ترتيب معبرهاى فرعى جزئى از حريم‌هاى درونى براى ساکنين آن مى‌شدند و عبور و مرور از زير اين اتاق‌ها مانع دريافت اشعه مستقيم خورشيد در طول روز شده و کوران هوا موجود در اين معابر درجه حرارت آن را تعديل مى‌نمودند. امروز هرچه حرکت به سوى مدرن شدن سرعت مى‌گيرد ميل به فراموشى اين سابا‌ط‌ها نيز بيشتر مى‌شود در حالى‌که به اعتقاد برخي، معابر سرپوشيده مناطق خشک همچون گالرى‌هاى هنرى شهرهاى سنتي، عمل مى‌کنند.


عنصر ديگرى که بر ديوارهاى بلند و طويل و بدون پنجره بافت‌هاى قديمى ديده مى‌شود همگنى در بافت و رنگ مصالح ديوارها و توجه به جهت بادها در طراحى جهت معابر اصلى مى‌باشد به شکلى که در مناطقى که از بادهاى نامطلوب رنج مى‌برند (همچون کرمان) معابر را به گونه‌اى مى‌سازند تا از آسيب‌ بادهاى مضر در امان باشند يا در صورت وجود بادهاى مطبوع قادر باشند از آنها براى تعديل شرايط اقليمى شهرها بهره بجويند باتوجه و دقت بيشتر در جهت معابر شهرى در بافت‌هاى سنتى در مى‌يابيم که بهترين راهنماى جهت‌گيرى مساکن در اين مناطق جهت معابر آنها است بدين معنا که براى تعيين جهت مناسب ساخت کافى است حياط اصلى خانه را به موازات معابر در نظر گيريم و باتوجه به ابعاد زمين محور اصلى خانه و حتى محل ورودى خانه را نسبت به آن تعيين نمائيم، در معابر قديمى و سنتى سلسله مراتب در تعيين ميزان عرض معبر و شکل آن نقش بسزائى داشته به‌گونه‌اى که وقتى کوچه يا معبرى اصلى بوده که به مرکز محله يا بازار محله مى‌پيوسته و وقتى معبرى اصلى مى‌شده پهن‌تر از ساير معابر بوده و اغلب نام ”گذر“ مى‌گرفتند.


گذرهائى که به‌صورت مستقيم کشيده مى‌‌شدند به ”راسته“ معروف مى‌گردند که هرکدام به معابر فرعى‌تر انشعاب يافته و نهايتاً به بن‌بست‌ها و دالون‌هاى کوچک و مسقف مى‌رسيدند. در اين ميان ميادين بعنوان مراکز محلات و محل اجتماع مردم و فعاليت‌هاى سياسى و اقتصادى و فرهنگى و اجتماعى به تبعيت از شرايط محيطى خود به شکلى کاملاً محصور با ديوارهاى مرتفع برگرداگرد آنها ويژگى کاملاً متمايز از ساير معابر کسب مى‌کردند بدين ترتيب کوچه‌ها و معابر هم نقش، کانال‌هاى تهويه هوا را ايفا مى‌کردند، هم مانع نفوذ آفتاب سوزان مى‌شدند، هم سدى در برابر بادهاى نامطلوب بودند و هم در برگيرنده کارکردهاى اقتصادي، چون بازار و کارکردهاى اجتماعى چون محل تجمع بودند.


نمونه‌اى از معابر مسقف با طاق باانحنا
نمونه‌اى از معابر مسقف با طاق باانحنا

نمونه‌اى از معابر با امتداد غيرمستقيم
نمونه‌اى از معابر با امتداد غيرمستقيم

نمونه‌اى از معابر با امتدادى مستقيم و با پوشش طاق
نمونه‌اى از معابر با امتدادى مستقيم و با پوشش طاق

نکته‌اى که در مورد مناطق خشک و مرکزى ايران نبايد از نظر دور داشت تأثير شبکه معابر از جريان شبکه هيدرو گرافيکى شهرها مى‌باشد که در بسيارى از شهرها و روستاهاى مناطق خشک جهت از معابر، از جهت معابر آب‌هاى روان، همچون قنوات و نهرها و رودخانه‌ها، تبعيت کرده و چه بسيار شهرهائى که در ايران مرکزى داراى الگوئى متمرکز هستند و مرکز ثقل آنها مظهر قنات اصلى شهر بوده.