در مراحل مختلف با تجربياتى که در نحوه استفاده از روش‌هاى معمول کسب گرديده، مشخص شده که تقريباً همه روش‌هاى سنتى داراى معايب و محدوديت‌هاى مخصوص به خود هستند. به‌ويژه در امر انتقال سريع و دقيق اطلاعات مکانى فضائى به مغز بيننده و مخصوصاً افراد مبتدى نارسائى‌هاى نمايشى موجود محرز گرديده است.


به‌طور مثال اين سؤال مطرح است در نقشه‌هاى توپوگرافى درک مفاهيم جغرافيائى براى همه افراد يکسان است؟ و اينکه آيا افراد از نقشه ذهنيت مشابهى دارند؟ مسلم است که جواب سؤال منفى است. لذا بعضى از متخصصان فن اعتقاد دارند که تماشاى يک نقشه به تنهائى کافى نيست، بلکه نقشه را بايد درک کرد و زبان‌گوياى آن را فهميد. براى حل اين مشکل به روش نقشه‌خوانى متوسل شده‌اند. به‌عبارتى نقشه‌خوانى فنى است که در رابطه با شناخت و بررسى و تفسير عوارض مختلف زمين در روى نقشه به‌کار مى‌رود. در خيلى از موارد ملاحظه مى‌شود که با به‌کارگيرى روش نقشه‌خوانى باز مشکل اصلى که همانا عدم درک سريع و صحيح واقعيت‌ها مى‌باشد، کماکان به قوت خود باقى است. همان‌طورى که استادان محترم جغرافيا مستحضر هستند در دروسى که لزوماً از نقشه استفاده مى‌گردد مشکل تجسمى مذکور به‌ضوح از طرف دانشجويان مطرح مى‌شود و اين بدان معنى است که ارتباط ذهنى فعال در نوآموزان ايجاد نشده است. گاهى ملاحظه مى‌گردد که روش نقشه‌خوانى خود مزيد بر علت و مشکلات جانبى ديگر را فراهم مى‌آورد. لذا هدف اصلى که همانا درک واقعيت‌ها است اغلب جاى خود را با روش نقشه‌خوانى عوض مى‌کند.


پاره‌اى معايب و مشکلات موجود عبارتند هستند از:


- علوم تجسم دقيق و کامل ناهموارى‌ها از طريق نقشه‌هاى توپوگرافى به‌طورى که منحنى‌الميزان‌ها هميشه معرف کاملى از ويژگى‌هاى ناهموارى‌ها را ارائه نمى‌دهند.


- نقشه‌هاى رقوم‌دار با عدم تجسم کامل همراه هستند.


- نقشه‌هاى برجسته با وجود ارائه تجسم بسيار عالى از ناهموارى‌ها اما با عدم دقت، اغراق‌آميزي، هزينه زياد و مشکل حمل و نقل کاربرد آن را غيرممکن مى‌سازد.


- در اغلب موارد در نقشه‌خوانى خيلى از پديده‌هاى جغرافيائى به‌ويژه جزئيات که اهميت شايانى در ايجاد قوه خلاق دارند حذف مى‌شوند.


- مسئله مقياس و وجود يک سرى علائم قراردادى در روى نقشه خود باعث بروز مشکلات خاصى مى‌شوند.


بايد يادآور شد قدرت جايگزينى ذهنى خلاق با رؤيت علائم قراردادى در همه اشخاص به يکسان وجود ندارد. زيرا کسب قوه خلاقيت نياز به تمرين، ممارست، وقت و صرف انرژى زيادى دارد و اساساً مغاير با ساختار روانى آموزشى انسان در مرحله فراگيرى مى‌باشد. مسلم است که تصويرى دو بعدى از پديده‌هاى طبيعى بيانگر همه واقعيت‌هاى موردنظر خواهد بود.


به‌نظر William Balchin (سال ۱۹۷۶ ميلادي) از کارتو گرافيست‌هاى آمريکائى چهار سرى آگاهى براى درک مسائل جغرافيائى مطرح است:


اطلاعات شفاهي، دسته‌جمعي، رقومى و تجسم و نمايش اطلاعات فضاى جغرافيائي.


از اين چهار سرى وى به کسب مهارت‌هاى گرافيکى که توانائى خلق و تجسم واقعى فضاى موجود را داشته باشد، اهميت خاصى مى‌دهد. Balchin شيوه گرافيکى را به‌عنوان انتقال اطلاعات فضائى مطرح مى‌کند و معتقد است که نمى‌توان آن را با شيوه‌هاى شفاهى و رقومى معادل دانست. اعتقاد وى بر اين پايه استوار است که ابزار گرافيکى نظير نقشه‌ها، دياگرام‌ها، عکس‌ها و روش‌هاى خاص نمايشى که اساس علم جغرافيا هستند بايد در حداکثر ظرفيت خود هنر خلق و تجسم فضا را داشته باشند و تأکيد دارد که جغرافيا بايد خانه آکادميکى هنر گرافيک شود.


همگام با توسعه امکانات تکنولوژيکى دهه‌هاى اخير روش‌هاى نمايشى نيز به‌طور شگفت‌انگيزى دگرگون شده‌اند و روش‌هاى نو و ابتکارى محققان نيز نحوه استفاده از سيستم‌هاى ارائه شده را بهبود و توسعه بخشيده است.


تکنولوژى و تکنيک‌هاى مطرح همديگر را به‌صورت Feedback مثبت يارى داده و مراحل پيشرفت و تحول را با سرعت زياد پشت سر مى‌گذارند. حاصل کار نتايج مطلوبى است که امکانات فوق‌العاده‌اى در تحقيقات به‌ پژوهشگران علوم زمين به‌ويژه به جغرافيدانان داده است. از روش‌هاى تازه مى‌توان به سيستم‌هاى اطلاعاتى جغرافيائى G.I.S اشاره کرد.