زمين‌شناسان براى سال‌هاى متمادى با استفاده از تکنيک‌هاى دوبعدى و کارهاى صحرائي، يافته‌هاى خود را به‌صورت نقشه‌هاى زمين‌شناسى ارائه کرده‌اند. اين کار مستلزم صرف زمان، تلاش و تحمل مشقات و هزينه‌هاى فراوان بوده است. اما در حال حاضر برنامه‌هاى کامپيوترى زيادى براى زمين‌شناسان در جهت تجزيه و تحليل و به تصوير کشاندن اطلاعات زمين‌شناسى کمک مى‌کنند. عناصر اصلى براى تجزيه و تحليل سيستم سه‌بعدى از زمين‌شناسى عبارت هستند از:


- داده‌هاى زيرسطحي؛

- روش‌هاى ساختارى اطلاعات سه‌ بعدي؛

- نرم‌افزار و سخت‌افزارهاى متناسب با کار؛

- اشتياق زمين‌شناسان براى فراگيرى روش‌هاى تازه.


امتيازاتى که روش‌هاى مدل‌سازى بر روش‌هاى سنتى دارند عبارت هستند از:


- درک سريع و خلق ذهنت تصويرى با نمايش تصوير پر سپکتيو شبکه‌اي؛

- صرف زمان و هزينه‌هاى کمتر براى مطالعه؛

- استفاده از سيستم چرخان تصويرى و تغيير زاويه ديد جهت مشاهده تمامى ابعاد موضوع تحقيق؛

- بازيابى و بازسازى مناطق زيرزمين به‌ويژه در مناطق گسله‌اى با استفاده از سيستم فعال داخلي؛

- توانائى و قدرت انطباق مجموعه اطلاعات با هم و مشخص کردن همبستگى‌هاى موجود.


(مثال تطبيق نقشه‌هاى توپوگرافى و اطلاعات سطحى و ليتولوژى و استخراج نقش ژئومورفولوژيکي) با استفاده از مدل DEM، مدل ديجيتالى ناهموارى‌هاى زمين (عوارض زمين) Digital Elevantion Model) و نقشه جاذبه مى‌توان تأثيرات محلى توپوگرافى را بر روى مقادير اندازه‌گيرى نيروى جاذبه محاسبه مى‌شود.

کاربرد مدل برجسته رقومى در تجزيه و تحليل اشکال زمين

جنبه‌هاى کاربردى زيادى براى سيستم سه‌ بعدى G.I.S متصور است، از آن جمله در علوم ژئومورفولوژى در چند سال گذشته با به‌کارگيرى تکنولوژى کامپيوتري، بررسى‌هاى ژئومورگرافيکى متعددى صورت گرفته است. در اين روش با بهره‌گيرى از آناليزهاى کمي، اشکال زمين مورد بررسى واقع مى‌شوند، به‌ويژه در اين زمينه تأکيد در استخراج ويژگى‌هاى ژئومورمتريکى مى‌باشد (Evans سال ۱۹۸۰ ميلادي) همين‌طور در سال ۱۹۸۴ ميلادى Mark در سال ۱۹۸۶ ميلادى Janson و نهايتاً در سال ۱۹۸۸ ميلادى Domingve با استفاده از مدل‌هاى رقومى ناهموارى‌ها توانسته‌اند متغيرهاى موجود در حوضه‌هاى آبريز را استخراج و نظيرسازى کنند (کاربرد ژئومورفولوژى در زمينه‌هاى هيدرولوژي).


استخراج اتوماتيک اشکال زمين براى تجزيه و تحليل‌هاى کمى ژئومورفولوژيکى به‌صورت يک نياز مبرم درمى‌آيد. Douglas(سال ۱۹۸۶ ميلادي) و Pike (سال ۱۹۸۸ ميلادي) از نقطه‌نظر ايجاد نقشه‌هاى ژئومورفولوژيکى اهم مراحل زير را متذکر شده‌اند.


- تهيه داده‌هاى رقومى مربوط به مکان‌هاى جغرافيائي؛

- ارزيابى داده‌ها براى اهداف کاربردى براساس نياز ساير علوم مجاور؛

- تخصصى کردن مراحل تهيه نقشه از طريق نظيرسازى اشکال ناهموارى‌هاى زمين؛

- ايجاد مدلى براى پروسه‌هاى ژئومورفوديناميکى براساس موضوعات کمى شده.


نتايج نهائى مدل‌هاى تهيه شده را مى‌توان با بررسى‌هاى روى زمين و به کمک نقشه‌هاى موجود کنترل کرد. اين نوع کنترل در جنبه‌هاى پدولوژيکي، زيست محيطى قابل اجراء است.


مى‌توان با ايجاد يک مبناى اصلى از واحدهاى ژئومورفوگرافيکى جنبه‌هاى خاص زير را مورد توجه قرار داد.


- تجديد ساختمان ژنتيکى اشکال قديمى زمين؛

- بررسى‌هاى ژئومورفوديناميکى (Speighe سال ۱۹۸۴ ميلادي)؛

- خلق تصنعى تحول ژئومورفوديناميکى اشکال زمين.


Ahnert در سال ۱۹۸۸ ميلادى نوع مخصوصى از طبقه‌بندى اشکال زمين را ارائه کرده است وى با اين روش سن تقريبى اشکال زمينى را با اندازه مورفولوژيکى آنها در رابطه گذاشته است.


به هنگام مراحل عملى با داشتن نقشه‌هاى ژئومورفولوژيکى بزرگ مقياس ۱:۲۵۰۰۰ مطالعات زير ضرورى مى‌باشند:


- تجزيه و تحليل‌هاى آمارى مدل‌هاى نظيرسازى شده و تهيه يک مبناى ژئومورفومتريک (بررسى فرکانس، توزيع هيپسومتريکى و مشخص کردن مقادير همبستگى اشکال)؛

- استخراج واحدهاى اساسى ناهموارى‌ها؛

- بررسى جنبه‌هاى آمارى و واحدهاى مورفولوژى مجاور؛

- تجزيه و تحليل نيم‌رخ‌هاى موجود (نقشه‌هاى کامپيوتري، بررسى شيب، انحناء و عناصر شکل).

- تست‌هاى مرحله‌اى از زمين؛

- اصلاح متدها و طبقه‌بندى مراحل کار.