براى دستيابى به منافع مادى از طريق اطلاعات جغرافيائي، افراد متبحر در امر GIS نيازمند آزمودن فرصت‌هائي، جهت افزودن ارزش اطلاعات و همچنين تهيه و تدارک نرم‌افزارها و خدمات گوناگون مى‌باشند.


”سود“ واژه‌اى است که تاکنون برداشت چندان درستى از آن نشده است. برخى آن را ارزش افزوده کار کارگران مى‌دانند که به ناحق تصرف مى‌شود و برخى ديگر، آن را انگيزه‌اى ضرورى براى ايجاد فعاليت‌هاى مفيد مى‌دانند. اما وقتى سخن از اطلاعات جغرافيائى به ميان آيد، اين برداشت‌ها هم منسوخ هستند و هم بى‌ربط.


ساده‌ترين تعريفى که براى ”سود“ مى‌توان بيان کرد اين است که: در هر سرمايه‌گذارى ”سود“ درآمد حاصله، منهاى هزينه صرف شده مى‌باشد. بدون سود، نه سرمايه‌گذارى مى‌توان انجام داد و نه اصولاً پيشرفتى حاصل مى‌گردد. نه تحقيق و پژوهشى ميسر است و نه تدارک فعاليت‌هاى آتى را مى‌توان ديد. براى درک اين مطلب که چگونه مى‌توان GIS را سودآور نمود، بايستى عناصر اقتصادى موجود در اطلاعات جغرافيائى و کاربرد آنها را جستجو نمائيم.


در اينجا، ابتدا از اخبار ناخوشايند شروع مى‌کنيم. بسيارى از فعاليت‌هاى جغرافيائى سودآور نيستند. در طول تاريخ، بيشتر اکتشافات و نقشه‌بردارى‌هاى که از زمين و فضا انجام شده به همت خود مردم بوده است. با وجود اين، اکنون نقاطى در دنيا هستند که از آنها نقشه‌هاى بزرگ مقياس تهيه نشده است و علت آن، کافى نبودن تقاضا براى تهيه چنين نقشه‌هائى بوده است تا فعاليت‌هاى فوق سودآور گردند.


پديده مدرن سيستم موقعيت‌يابى جهانى (GPS) به‌دليل هزينه‌اى که بايستى به‌طور مرتب بابت حق اشتراک کشتيرانى پرداخت مى‌شد، نتوانست پا بگيرد. اما همين سيستم به واسطه نياز ارتش آمريکا و متحدان آن به‌کار گرفته شد. ادارات نقشه‌بردارى نيز عموماً به‌دليل علاقه حکومت‌ها به برآوردن نيازهاى ارتش کشور به‌وجود آمده‌اند. اکنون مى‌توان نتيجه گرفت که چنانچه اطلاعات جغرافيائى ذاتاً سودآور بودند، به‌طور حتم پايه‌گذاران آن پيش از سياستمداران خواهان او بودند.

بازيافت هزينه

در ملى‌سازى عملکردهاى حکومت مرکزي، صاحب منصبان دولتى ترغيب به قبول اين اعتقاد مى‌شوند که سرمايه‌گذارى براى فعاليت‌هاى مربوط به اطلاعات جغرافيائى پرخرج را مى‌توان با هزينه دستمزد کاربران انجام داد. متأسفانه در اين استدلال عيوب زيادى نيز به چشم مى‌خورد که حول محور ”سود“ مى‌چرخند. به‌دليل برداشت نادرست بخش دولتى از هزينه و سود در GIS امور مالى اين بخش قادر به تشخيص صحيح هزينه و سود نمى‌باشد.


اين‌طور به‌نظر مى‌رسد که على‌رغم تلاش برخى از مسئولين و کارگزاران به انحصار درآوردن اطلاعات جغرافيائى براى دولت‌ها به‌راحتى نمى‌تواند سودآور باشد. چرا که اطلاعات جغرافيائى مانند هوا و آب در همه جا وجود دارند و انحصارى کردن آنها همچنين به‌کارگيرى آنها بسيار مشکل است. مالکيت و تحت کنترل درآوردن اطلاعات جغرافيائى مى‌تواند آنها را با منابع محدودى نظير ”زمين“ قابل مقايسه سازد. از طرف ديگر، ورود تکنولوژى‌هاى جديد از ميزان سودمندى اطلاعات جغرافيائى پردازش شده کاسته، و موجب کم ارزش شدن آنها مى‌گردد.

روش اشتباه

اطلاعات جغرافيائى هنگامى ارزشمند مى‌شوند که قابل بهره‌بردارى باشند. وقتى ما جنسى از فروشگاهى خريدارى مى‌کنيم، مبلغى بابت آن پرداخت مى‌کنيم که ”قيمت“ يا ”بهاي“ جنس است. بخش عمده‌اى از اين قيمت را خود فروشگاه اضافه نموده چرا که فروشنده جنس را به قيمت ارزان‌ترى از کارخانه خريدارى نموده و گران‌تر از قيمت ساخت آن را به فروش مى‌رساند. فروشنده به جهت مبلغى که براى فروش بر قيمت جنس افزوده است سود مى‌برد. روش مناسب‌‌تر ديگر براى با ارزش کردن و به تبع آن ايجاد سود تقسيم جنس است. هنگامى‌که يک پاکت پيچ خريدارى مى‌کنيد فروشگاهى که از آن خريد کرده‌ايد، مقدارى از سود را به خود اختصاص مى‌دهد. اما بيشترين سود را شرکت واسطه‌اى خواهد بود که پيچ‌ها را به مقدار زياد خريدارى کرده و پس از بسته‌بندى در اندازه‌هاى کوچک آنها را به فروش مى‌رساند. اين کار را با اطلاعات جغرافيائى نيز مى‌توان انجام داد. ما معمولاً اطلاعات جغرافيائى را يا به مقدار زياد و يا به ميزانى کمتر از حد لازم در اختيار داريم.


غالباً کار انتخاب و تصحيح اطلاعات جغرافيائى که نياز به مهارت نيز دارد با ارزش‌تر از کار گرفتن اطلاعات جغرافيائى خام مى‌باشد. در مقايسه بين انگلستان و آمريکا مى‌توان اين نکته را بهتر توضيح داد. يک نقشه مرجع با قدرت تفکيک ۱ متر که مربوط به آدرسى از املاک انگلستان است از سازمان نقشه‌بردارى آن کشور به قيمت ۱۸ سنت آمريکا تهيه مى‌شود. اما در آمريکا، نقشه‌هائى که از دقت و تفصيل کافى برخوردار نيستند توسط سيستم (TIGER - Topologically Intergrated Geographic Encoding and Referencing) تهيه مى‌گردند که تنها هزينه لازم براى خريد آنها قيمت تکثير آنها است. در بسيارى موارد خريداران از قيمت تکثير نيز معاف هستند.


براى تعداد زيادى از مشاغل، داشتن اطلاعاتى درباره آدرس‌هاى مختلف جهت ارائه به ارباب‌رجوع ضرورى است.

بازار ناپايدار

در بازار فروش نرم‌افزار پردازش اطلاعات جغرافيائى چه خبر است؟ در طول دهه ۱۹۸۰ تعداد محدودى از سازندگان نرم‌افزار، مانع از آن شدند که سود قابل قبولى بابت تهيه اين‌گونه محصولات در بازار رواج داشته باشد. اما توسعه اخير در بازار فروش نرم‌افزار به‌خصوص توليدات نرم‌افزارى ساده‌تر، موجب تغيير اين وضع شده است. بسيارى از کمپانى‌ها با آمد و رفت خود موجب پائين آمدن سود و متزلزل شدن بازار مى‌گردند. سازندگان محدود بايستى با کارخانجات زيادى که امکان دارد آنها را از ميدان به در بردند، رقابت کنند. اين نتيجه طبيعى رقابت است که به ناچار ميزان سود را براى طرفين رقيب تقليل مى‌دهد.


به‌نظر مى‌آيد که در کار GIS براى فراهم‌کنندگان اطلاعات و هم براى سازندگان نرم‌افزار، شانس سودآورى بسيار کم است. به هر حال زمينه‌هاى ديگرى نيز براى سودآورى وجود دارد. بيشترين ارزش اقتصادى اطلاعات جغرافيائى در لحظه کاربرد آنها است. على‌رغم پيشرفت‌ها و تحولات فراوانى که حاصل شده GIS هنوز هم به سختى به‌وجود مى‌آيد، به سختى مورد استفاده قرار گرفته و به سختى برقرار مى‌گردد. مهارت‌هاى موردنياز در اين حرفه کمياب هستند و بهترين فرصت و يا به‌عبارت ديگر، بهترين شانس براى سودآوري، در به‌کار بردن همين مهارت‌ها خلاصه مى‌شود. پياده‌کنندگان و هماهنگ‌کنندگان سيستم‌ها و آموزشياران، در اوضاع و احوال کنونى بيشترين سود را مى‌برند. زيرا قيمت اطلاعات نرم‌افزارها و سخت‌افزارها، در نتيجه يک فشار رقابتي، در حال کاهش است. در عصر اطلاعات جديد، دارائى‌هاى شما ارزش چندانى ندارند. بلکه آنچه که مهم و با ارزش است دانسته‌ها و اطلاعاتى است که داريد.