طرز کار چشم‌انداز

اساس بيشتر مدل‌هاى پردازشى اوليه GIS بسيار ساده بودند. به‌طور نمونه، طبقه‌بندى نقشه‌هاى غربالى يا ادغام و ترکيب لايه‌اى را مى‌توان برشمرد که همگى آنها را مى‌شد با روش‌هاى ترسيم دستى توليد نمود. سپس زبان‌هاى کمى فرمان ثابت و تحليل فضائى معرفى گرديد که مى‌توانست براى داده‌هاى نقشه‌اى به‌کار گرفته شود. آنگاه شاهد مدل‌هاى بسته‌بندى شده بيشترى شديم که براى انجام تحليل‌هاى مقطعي، مدل‌هاى کيفى هوا، مدل‌هاى کيفى آب، مدل‌هاى فرسايشى و غيره به‌کار برده مى‌شد. در سال‌هاى اخير شاهد توسعهٔ برنامه‌هاى نرم‌افزارى بوديم که ضمن سازگارى از راحتى زيادى براى کاربران برخوردار بودند. هم‌اکنون براى کاربر خيلى مهم است که مدل‌هاى خود را مشخص کند و لذا دانستن قابليت مدل‌ها اهميت فزاينده‌اى پيدا مى‌کند. چگونه پى به قابليت مدل‌ها مى‌بريم و چگونه GIS درجهٔ ترديد را منعکس مى‌دارد؟ عمليات GIS نياز به تهيه پردازش‌هاى فضائى و زمانى متنوع دارد. جهان واقعى نمونه‌هاى زيادى در خود دارد وليکن چه مقدار از تحليل‌هاى امروزى GIS هنوز پوشش ساده يا تهيهٔ نقشه غربالى است؟ GIS چگونه به ما کمک مى‌کند تا فعل و انفعالات پيچيده فرآيند در طى زمان و مکان را بفهميم؟


عملکرد چشم‌انداز

مطالعات اوليهٔ GIS مستلزم مدل‌هاى ارزيابى و از پيش تعيين شده‌اى بودند که بنابر فرض با مجموعه داده‌هاى از پيش مشخص شده سازگارى داشتند و در اغلب موارد چيزى بيشتر از بازآفرينى نقشه‌ها يا شاخص‌هاى مجرد نبودند. سپس پيوند و ارتباط مدل‌هاى پردازشى برشى که هر يک متريک ارزيابى خود را دارا بودند، مسئلهٔ قديمى ”سيب و پرتغال“ را پديد مى‌آورد و بدين ترتيب بايد گفت که در گذر از اين مراحل اوليه، پيشرفت چندانى نکرديم. در حقيقت ممکن است با مدل ارزيابى‌اى روبه‌رو شويم که داراى بار اضافى باشد مگر اينکه بتوان روش‌هائى يافت که بدون اتکاء به يک متريک ارزيابى معمولى (و هنوز مجرد)، مدل‌هاى مختلفى ساخت که قابل فهم و درک باشند.

تغييرات چشم‌انداز

وقتى مدل‌هاى تغيير را مورد بررسى قرار مى‌دهيم متوجه مى‌شويم که GIS محدوديت فراوان دارد. GIS همواره براى سيستم‌هاى ثابت و شناخته شده به‌کار برده مى‌شود و تداوم تأکيد بر روى نقشه به‌عنوان ”فرآورده“ بازتاب اين برداشت است.


هم‌اکنون پژوهش گسترده و همه جانبه‌اى در توسعهٔ نرم‌افزار هوشمند در جريان است که ضمن يادگيرى و فراگيرى ”دانش“ مى‌توان آن را در مديريت تغيير به‌کار برد. هم‌اکنون مى‌توانيم تغيير و دگرگونى را در زمان واقعى نشان دهيم و دست کم تا حدى مى‌توانيم آينده را شبيه‌سازى نمائيم. تکنولوژى رؤيت واقعيت وجود دارد و آينده را مى‌توان به نمايش درآورد. اما مسئله اينجا است که چه آينده‌اى را مى‌خواهيم در پيش چشمان و رؤيت خود داشته باشيم و در اين رهگذر GIS چگونه نوآورى و اختراع را در هم ادغام خواهد نمود؟

دلايل تغييرات

انگيزهٔ بسيارى از بودجهٔ تحقيقات و کاربردى اوليهٔ GIS دستيابى به مدل‌هاى اثر براى هزينه کردن سرمايه‌هاى کلان و زيربنائى از قبيل بزرگراه‌ها، فرودگا‌ه‌ها و شهرسازى بود. در اواخر سال ۱۹۶۰ ميلادى يعنى در همين دورهٔ زمانى آزمايشگاه دانشگاه‌ هاروارد براى گرافيک‌هاى کامپيوترى قوانين ملى محيط زيست آمريکا تأسيس گرديد.


هم‌اکنون پيچيدگى‌هاى مدرن و جديد را مى‌شناسيم. براى نمونه، GIS چگونه در مدل‌هاى فرآيند تأثير و عمل خواهد نمود تا درک و شناخت‌ها را از اثرات فعل و انفعالي، پيچيده و مرکب، جمعى تغييرات در طى زمان و مکان و احتمالاً در فراسوى حيطهٔ GIS بالا ببرد و در همين راستا، مى‌توان سانحهٔ چرنويل را در روسيه به‌خاطر آورد.


تصمیمات درتغيير چشم‌انداز

تصميمات مبنى بر تغيير چشم‌انداز چگونه گرفته مى‌شود؟ از بدو ورود GIS به صحنه، اعتقاد بر اين بود که اطلاعات مى‌تواند بر تصميمات اثر بگذارد. فرض بر اين بود که متخصصين دست‌اندر کار GIS بايد اطلاعات گردآورى را سازمان‌دهى و به نظم و ترتيب درآورده تا کاربران با طرح سؤالاتى پاسخ خود را به‌صورت گرافيکى دريافت دارند و در نتيجه به تصميم‌گيرندگان در جهت تهيهٔ پاسخ‌هاى مناسب براى کارهاى در دسترس کمک مى‌شود. در اينجا باز تأکيد مى‌شود که هدف، کمک و يارى رساندن به تصميم‌گيرى است.


از همان ابتداى مطالعهٔ ”DEL MARAV - سال ۱۹۶۷ ميلادي“ نقشه‌هاى متفاوتى از معيارهاى سياسى تهيه شد تا تضادها و موافقت‌هاى مربوط به توسعه و حفاظت زمين مقايسه گردد. در مطالعات اوليه، واکنش‌هاى عمومى دربارهٔ کامپيوتر کمتر بود. امروز در دانشگاه‌‌ها و روى‌هم رفته در ميان عموم مردم، شاهد اولين نسلى هستيم که به‌راحتى با کامپيوتر کار مى‌کند. در حقيقت در حال حاضر کاربرد GIS از ابزار ضرورى موفقيت در برنامه‌ريزى فضائى و مديريت دانسته و از کامپيوتر به‌عنوان شرکاء خود در تصميم‌گيرى حرفه‌اى استفاده مى‌شود.


باوجود موفقيت‌هائى که تاکنون به‌دست آمده است معذالک هنوز با پيچيدگى‌هائى روبه‌رو هستيم. در آينده مدل‌هاى تصميمى در GIS چه اثرى خواهد گذاشت؟ اگرچه با تمرکز زدائي، دسترسى به کامپيوتر شبکه‌اى شخصى و ارتباط بين شبکه‌ها افزايش يافته است ولى با اين وصف تا چه ميزان مى‌توان GIS را شخصى و فردى نمود؟ GIS با تصميمات فردى به خوبى کار نمى‌کند. ما نمى‌توانيم احساسات، بى‌تصميمى و ترديد با تناقض و بى‌ثباتى در مى‌شويم که بايد همواره آنها را در اين‌گونه تصميم‌گيرى‌ها در مدنظر داشت.


GIS چگونه خواهد توانست بدون توجه به مقررات ادارى حاکم بر کشور، تغيير را در بعد تصميمات متنوع فردى به‌عمل آورد؟ آيا GIS روى‌هم رفته براى عموم خوب است يا اينکه بايد فقط در انحصار کاربران نظامى دولت يا شرکت‌هاى عمده باشد؟ آيا GIS بايد در خدمت بهره‌ورى عمومى در سطح جهانى قرار گيرد؟