تاريخچه و تعريف توسعهٔ روستائى

زمينهٔ پيدايش آنچه را که امروزه توسعه روستائى ناميده مى‌شود مى‌توان در اواخر دههٔ ۴۰ يعنى زمانى‌که دولت اردوگاه‌هائى براى پناهندگان پاکستان غربى در سال ۱۹۴۷ برپا کرد جستجو کرد، علاوه بر اين اولين تظاهرات تفکر برنامه‌ريزى و توسعهٔ روستائى را مى‌توان بعد از دهه ۱۹۷۰ يعنى به شکست انجاميدن الگوهاى توسعه به‌دليل تخريب محيط‌زيست، رشد بى‌رويه شهرها، فقر و فلاکت روستائيان و... جستجو کرد.


اولين گام در ايران براى توسعه و عمران روستائى با تهيه قانون ”عمران دهات“ در سال ۱۳۱۶ برداشته شد اين قانون در شکل اوليه خود بر افزايش محصولات کشاورزى داشت و مالکان را ملزم به رسيدگى به‌وضع زمين‌ها و رعايا مى‌کرد. در طول اين‌مدت که مسئلهٔ توسعهٔ روستائى مورد توجه بوده است به مقتضيات زمانى و مکانى و اهداف اين قبيل برنامه‌ها تعاريف مختلفى از آن به‌عمل آمده است.

تعاريف و مفاهيم توسعهٔ روستائى۱

(۱modernizing world agriculture'. Proger publishers N.W. London. 1972, p.195“


البرت واترسون (Albert Waterson) توسعه و عمران روستائى را يک فعاليت چندبخشى مرکب مى‌داند که شامل توسعهٔ کشاورزى تسهيلات اجتماعى براى هر فرد روستائى مى‌باشد. او از اهداف نخستين توسعه روستائى سخن به‌ميان آورده معتقد است که هدف نخستين توسعه کشاورزى معمولاً افزايش رشد توليدات کشاورزى است. در حالى‌که هدف نخستين عمران روستائى تقويت رفاه مادى و اجتماعى جمعيت روستائى که غالباً شامل کشاورزان فقير و برخى مواقع شامل کارگران بى‌زمين کشاورزى و ساير افراد در مناطق روستائى مى‌باشد.


پروفسور جرج آکسين (George . H. Axinn) توسعهٔ روستائى را چيزى بالاتر از انجام وعدهٔ نيکوى افزايش بارورى و بازدهى کشاورزى و ايجاد رونق در بخش کشاورزى مى‌داند. توسعهٔ روستائى از ديدگاه او عبارت است از اعلام وعدهٔ ارزشمند افزايش شخصيت و اعتبار زندگى روستائى و تغيير زارع از روستائى فقير به يک کشاورز مترّقى و علمى و در همان‌حال تهيهٔ کيفيت بالاتر زندگي، تغديهٔ بهتر و عرضهٔ منظم و بيشتر مواد غذائى براى ساکنان شهرها با قيمت ارزان‌تر مى‌باشد. اين همان قول بهترکردن شرايط زندگى آنها در محيط روستا است.


پروفسور آکسين از سيستم اجتماعى روستائى سخن به ميان آورده و مى‌گويد گروه‌هائى از آدميان که دورتر از ساير گروه‌هاى مردم در نقاط مساعد جغرافيائى سکنى گزيده‌اند تشکيل يک سيستم اجتماعى روستائى مى‌دهند. اين سيستم داراى هشت جزءِ مرکب و وابسته به‌هم بوده که تغيير در هر کدام موجب تغيير در ديگر اجزاء مى‌شود. اجزاءِ هشتگانه سيستم اجتماعى روستائى عبارت است از:


توليد، بازاريابي، ادارهٔ امور، آموزش، عرضه، تحقيق، مراقبت‌هاى بهداشتي، مراقبت‌هاى شخصي. اين هشت جزء از طريق پيوستگى زيربنائى به‌هم مربوط مى‌شوند که همه در يک محيط اجتماعى - اقتصادي، سياسي، فرهنگى و فيزيکى قرار دارند. با توجه به کليهٔ تعاریف در مورد توسعهٔ روستائى از جمله تعاريف فوق شايد بتوان گفت توسعهٔ روستائى به‌ طورکلى به‌معناى تغيير شکل تدريجى نه ‌تنها در روش‌هاى توليدى و سازمان‌ها و مؤسسات اقتصادى بلکه تغيير در زيربناى اجتماعى و سياسى و همچنين تغيير شکل در روابط انسانى و موقعيت‌هاى افراد روستائى مى‌باشد که نتيجهٔ آن افزايش رضامندى اقتصادى و غيراقتصادى مردم روستائى است.


در هر صورت کسانى‌که ادعاى عمران و توسعهٔ روستائى و داعيهٔ حلّ مشکلات پيچيده آن را دارند، بايد حداقل تعهد اساسى به يک چارچوب ارزشى داشته باشند. اين چارچوب ارزشى داراى چهار بُعد اساسى به‌شرح زير است:


۱. برابرى دسترسى مردم روستائى به منابع اقتصادي.

۲. حقوق برابر سياسي، اجتماعي، فرهنگى براى همهٔ ساکنين روستاها.

۳. شرکت واقعى مردم در تمام تصميمات مربوط به امور اجتماعي، رفاهي، سايسي، اشتغال و غيره.

۴. خاتمه‌دادن به افتراق کار فکرى و کار دستى و عملى و به‌کارگيرى تکنولوژى مناسب براى اين منظور.


اين تعهد به‌ گفته ويگ ناراجا پونا Wignaraja, Ponnar، شرط اوليه براى پاسخگوئى ترقيانه به‌ مشکلات پا برجا و عميق انسانى و اقتصادى موجود در روستاها است.۲


(۲) Wignaraja, Ponna (towards atheory and Practice of Rural Development) Seeds of chang 1984: 2, P.10.


با جمع‌بندى مطالب فوق اهداف کلى توسعهٔ روستائى در ايران را مى‌توان شامل محورهاى زير دانست:


- افزايش توليد و بهره‌ورى کار

- ايجاد اشتغال سودمند

- ايجاد تعادل نسبى بين مناطق شهرى و روستائى

- گسترش مشارکت مردم در فرآيند توسعه

- اعتلاءِ فرهنگى و ريشه‌کنى بيسوادي


پس مى‌توان گفت که طبق قطعنامهٔ کنفرانس جهانى در مورد اصلاحات ارضى و توسعهٔ روستائى هدف عمدهٔ توسعهٔ روستائى ”ريشه‌کن کردن فقر، گرسنگى و سوءِ تغذيه“ در چارچوب هدف‌هاى زير تعيين شده است:


- کاهش فقر روستائى

- رفع سوءِ تغذيه

- تأمين حداقل خدمات عمومى

- توسعهٔ فرصت‌هاى شغلى

- بهبود بهره‌ورى و درآمد

- افزايش توليد کشاورزى و مواد غذائى

- افزايش خوداتکائى

- تأمين امنيت اجتماعى

- انتقال منابع عمومى به مناطق روستائي.