از پيدايش بُعد برنامه‌ريزى اقتصاد فضائى (آمايش سرزمين) قريب به نيم‌قرن مى‌گذرد و پيشگامان اين بُعد جديد، آنهائى هستند که اصول و مبانى برنامه‌‌ريزى اقتصادى و اجتماعى را بنيان گذاشتند و به‌مدت بيش از نيم‌قرن، اسلوب‌ها و الگوهاى مختلف را در عمل آزمودند و از راه آزمون و اصلاح، در بهبود کيفيت و ماهيت نظام‌ها و الگوهاى برنامه‌ريزى کوشيدند و لاجرم به بُعد فراگير آن يعنى ”اقتصاد فضائي“ رسيدند. منظور از واژه ”فضا“، در اين عبارت، همان فضاى طبيعي، جغرافيائي، اقليمى است و هر حرکت يا فعاليت اقتصادى انسان که در يک حجم مکانى و ظرف زمانى صورت گيرد همواره در ارتباط و پيوند با فعاليت‌هاى ديگر است و براى جلوگيرى از بازتاب‌هاى مختلف و واکنش‌هاى متعاکس و منفى در محيط زيست انسان، هر برنامه‌ريزى اقتصادي-اجتماعى نيازمند به تمهيد و پيش‌بينى يک ”انتظام فضائي“ است تا بدين‌وسيله تعادل مادي، اکولوژيک و فرهنگى آن حفظ و از صيانت لازم برخوردار گردد.


واژه ”آمايش“ کلمهٔ نوين فارسى است و ريشهٔ آن فعل ”آمادن“ به ‌معنى نظم و ترتيب‌دادن است که از واژهٔ فرانسه ”Amenager“ اقتباس شده است. اين بُعد از برنامه‌ريزى در فرانسه ”Amenagement du territoire“ يعنى ”آمايش سرزمين“ شهرت يافته است.


در آمريکاى شمالى (ايالات متحده و کانادا) به‌علت ويژگى اقتصادى آن کشورها اصطلاح ديگرى به‌کار برده مى‌شود و آن ”برنامه‌ريزى شهرى و منطقه‌اي“ Urban and Regional Planning است. زيرا که در ساختار اقتصادى در اين کشورها شهر‌ها هم به‌عنوان مراکز توليد و هم به‌عنوان مراکز مصرف جايگاه ويژه را احراز مى‌کنند، و از اين‌رو برنامه‌ريزى فضائى در اين کشورها تنها مسائل عدم تعادل بين شهرها و مراکز توليدى در مناطق و عوارض منفى ناشى از آن مسائل را به‌طور انتزاعى مورد توجه قرار مى‌دهد.


در کشورهاى شرق اروپا، اصطلاح ”اقتصاد فضائى - Space Economy“ يا ”برنامه‌ريزى فضائى - Spatial Planning“ به‌‌کار برده مى‌شود. واژه اقتصادى فضائى يا برنامه‌ريزى فضائى در اينگونه نظام‌ها جنبهٔ عام و کلى دارد و ريشهٔ آن در مفهوم ماهوى اقتصاد برنامه‌اى و از پيش طراحى‌شده، نهفته است. به‌عبارت ديگر چون هرگونه بازتاب فعاليت‌هاى اقتصادى و اجتماعى بايد از پيش سنجيده شود، لذا ”انتظام فضائي“ يعنى پيش‌بينى‌هاى لازم در برنامه‌ريزى رشد و توسعه، براى حفظ تعادل، توازن و هماهنگى بين انسان و تأسيسات ايجادشده توسط او در فضاى محيط زيست، و جلوگيرى از بروز عدم تعادل و بازتاب‌هاى منفى و تخريبى در فضاى سرزمين، اهميت به‌سزائى را کسب مى‌کند.


در کشورهاى اسکانديناوى و شمال اروپا نيز برنامه‌ريزى آمايش از ديدگاه برنامه‌ريزى شهرى و منطقه‌اى مورد توجه ارگان‌هاى برنامه‌ريزى است. زيرا عدم تعادل بين انسان و محيط زيست، تأسيسات اقتصادى و اجتماعى ناشى از اقتصاد تجمعات شهري، پيدايش قطب‌هاى رشد و تنگناهاى اقتصادى و اجتماعى که خود برآيندى از خصلت اين چنين نظاماتى است، موجبات پيدايش نظريه‌ها و الگوهائى را براى رهائى از بن‌بست‌هاى اقتصادى - اجتماعي، و در واقع رهائى از معلول‌ها را، فراهم آورده است.


اکنون پس از مرورى کوتاه بر سابقه برنامه‌ريزى اقتصاد فضائى يا آمايش سرزمين در پاره‌اى از نقاط جهان که تاريخى ۵۰ سال را پشت‌سر دارد، ضرورت حياتى و تعيين‌کننده بررسى ژرف و کاربرد هوشمندانه اين بُعد نوين برنامه‌ريزي، بيش از پيش آشکار مى‌گردد. از آنجا که راه رهائى جهان درحال توسعه از جمله کشور اسلامى ما، از درماندگى مادى و وابستگى علمى و فرهنگي، تنها در گرو بسيج تمامى نيروهاى بالنده و توان‌هاى بالفعل و بالقوه است و تحقق يک چنين اهدافى نيازمند يک سازماندهى فراگير است و هرگونه سازماندهى نيز مستلزم برنامه‌ريزى است، از اين‌رو جزء تلاش همه‌جانبه در جهت تهيه و تدوين الگوهاى رشد و توسعه و برنامه‌ريزى پيشرفته و معطوف به‌ اهداف مردمي، گريزى ممکن نخواهد بود.

اهداف برنامه‌ريزى فضایى

خلاصه‌اى از اهداف برنامه‌ريزى فضائى به‌شرح زير مى‌باشد:


شناخت منابع زمين و چگونگى بهره‌بردارى از منابع همراه با پيش‌بينى وضعيت آينده استقرار مطلوب انسان و عملکرد وى در طبيعت به‌منظور تأمين رشد معقول متوازن و مطلوب اقتصادى بر پهنهٔ سرزمين، هدف عمدهٔ برنامه‌ريزى فضائى مى‌باشد. رسيدن به اين اهداف مستلزم دستيابى به موارد زير است:


- تعيين مراکز عمدهٔ توسعه و سطح‌بندى آنها و شناخت محورهاى توسعه در سطح ملى


- طراحى نظام شهرى و روستائى متناسب با سيماى اقتصادى اجتماعى


- تشخيص، طبقه‌بندى و سطح‌بندى فعاليت‌هاى اقتصادى - اجتماعى امکان‌پذير در هر منطقه در قالب مراکز و محورهاى توسعهٔ سطح ملي.


- تعيين شبکه‌هاى خدمات زيربنائى و مراکز ارتباطى در سطح ملي.

سازمان فضایى

سازمان فضائى عبارت است از ترتيب و توزيع نظام‌يافته واحدهاى يک مجموعه در فضا، در راستاى عملکردهاى عموم مجموعه‌. سازمان فضائى داراى اجزاءِ زير مى‌باشد.


- نقاط يا گرهگاه‌ها: روستاها، شهرک‌ها، نواحى صنعتى و...


- شبکه‌ها: راه‌ها و جاده‌ها، کانال‌ها، خطوط انتقال نيرو و...


- لکه‌ها يا سطوح: اراضى زير کشت، جنگل‌ها، بيابان‌ها، دريا، رودخانه، مرداب و...


پيکربندى‌هاى (CONFIGURATION) ساختار فضائى به قرار زير است:


- ساختار فضائى پراکنده و همگن شامل مراکز رشد همگن در سرتاسر فضاى ملى


- ساختار فضائى متمرکز و قطبى شمال يک يا دو مرکز رشد قطبى


- ساختار فضائى غيرمتوازن و اتفاقى شامل چند مرکز رشد غير هم مقياس که به‌صورت اتفاقى در سرتاسر فضاى ملى پراکنده شده‌اند.


- ساختار فضائى متوازن و اتفاقى شامل چند مرکز رشد کمابيش هم مقياس که به‌صورت اتفاقى در سرتاسر فضاى ملى پراکنده شده‌اند.


- ساختار فضائى متمرکز و غيرمتمرکز و سلسله مراتبى شامل مراکز رشد در مقياس‌هاى مختلف با قدرت سرويس‌دهى و حيطهٔ نفوذ متناسب و با پراکنش سازمان‌يافته و آمايش‌ شده در سرتاسر فضاى ملّي.