باتوجه به ويژگى‌هاى فضائى ايران، سه نوع فضا را مى‌توان از لحاظ تئوريک در آن مشخص نمود:

فضاهاى فراموش ‌شده يا بکر

توسعه به اين نوع فضاها هرگز راه‌نيافته و مانند فضاهاى متروک‌شده، ممکن است داراى قابليتى با امکانات فعلى و آتى باشند که آنها را در متن توسعهٔ جديد قرار دهد. براى نمونه در مورد ايران، کوير مرکزى و کرانهٔ جنوب شرقى ايران که در واقع بايد به‌سان نوآبادى‌هائى برپا شده و ”نوسازي“ گردند.

فضاهاى متروک ‌شده يا رها شده

اينگونه فضاها چه‌بسا داراى قابليت‌هائى با توجه به سطح تکنولوژى و شرايط اجتماعى - اقتصادى گذشته بوده‌اند و به‌دليل تحولاتي، متروک ‌شده يا رو به تخليه مى‌باشند. براى نمونه فضاهاى حاشيهٔ کوير و واحه‌ها و کرانهٔ جنوب کشور. برخى از اين فضاها فاقد قابليت‌بوده، لااقل به مفهوم اقتصادى بهره‌گيرى از آنها؛ و برخى ديگر با تکنولوژى و شرايط اقتصادى - اجتماعى امروزه قابليت‌هاى جديد پيدا نموده‌اند که در توسعهٔ فضائى آينده مى‌تواند مورد ارزيابى قرار مى‌گيرد و هر کالبد فرسوده و فضاى پيشين، روابط تازه‌اى بخشيده و با محتواى تازه ”بازسازي“ شوند.

فضاهاى توسعه ‌يافته يا درحال توسعه

اينگونه فضاها بر دو دسته هستند:


-فضاهاى اشباع ‌شده

- فضاهاى اشباع ‌نشده


در رابطه با حجم، سرعت و تنوع تغييراتى که لازمه توسعه‌ هستند، گاه فضاهاى موردنظر براى توسعه، ظرفيت‌ آنها اشباع شده است و افزايش تراکم آنها به تراکم کارائى‌ها منجر مى‌شود. به‌عنوان مثال شهر تهران، در صورتى‌که فضا اشباع ‌نشده باشد، امکان استقرار پديده‌هاى جديد را دارد. مثل اکثر شهرهاى درجهٔ دوم و سوم ايران و اغلب مراکز روستائى و قطب‌هاى کشاورزي. البته بايد توجه داشت که گاه فضا، اشباع ‌شده مى‌نمايد ولى با سازماندهى مجدد و ايجاد هماهنگى بين اجزاءِ فضا مى‌توان ظرفيت آن را افزايش داد. يا آنکه در فضاى اشباع ‌نشده نيز با بهره‌گيرى بهتر و کارا از فضا، ظرفيت بيشتر ايجاد نمود. اينگونه اقدامات در جهت بهکرد وضع موجود و به ‌بيان ديگر ”بهسازي“ فضا است. و نمونهٔ روشن آن طرح‌هاى (بهسازي) است که هم‌اکنون در اغلب روستاهاى کشور در جريان است.