طى سال‌هاى گذشته، در کشورهاى در حال توسعه تعاريف بسيارى از مفهوم تمرکز زدائى عنوان ‌شده و دلايل فراوانى براى تمرکز زدایى برنامه‌ريزى و اجراءِ توسعه اقامه گرديده است. تمرکز زدائى در اينجا چنين تعريف مى‌شود:


”تمرکز زدائى عبارت است از انتقال يا واگذارى قدرت و اختيارات برنامه‌ريزي، تصميم‌گيرى يا مديريت از دولت مرکزى يا کارگزارى‌هاى وابستهٔ به آن به سازمان‌هاى ميداني، واحدهاى تابعهٔ دولت، شرکت‌هاى عمومى نيمه‌مستقل، مقامات محلي، مقامات اجرائى يا سازمان‌هاى غيردولتي“


نوع تمرکز زدائى بسته به‌ميزان انتقال قدرت و آرايش نهادى که در تمرکز زدایى مورد استفاده قرار مى‌گيرد، تعيين مى‌شود. دامنهٔ تمرکز زدایى مى‌تواند از واگذارى اختيارات اجرائى روزمره تا واگذارى قدرت جهت انجام وظايف خاص متغير باشد. تمرکز زدائى ممکن است به دو طريق صورت گيرد:


تمرکز زدائى کارکردي: تمرکز زدائى کارکردى اختيارات را به سازمان‌هائى انتقال مى‌دهد که از لحاظ کارکردى داراى تخصص هستند؛ مانند انتقال اختيارات از يک وزارتخانهٔ مرکزى به يک شرکت عمومي.


تمرکز زدائى حوزه‌اي: تمرکز زدائى حوزه‌اى اختيارات را به سازمان‌هاى عمومى انتقال مى‌دهد که در داخل مرزهاى مشخص سياسى قرار دارند؛ نظير استان‌ها، ناحيه‌ها و يا فرماندارى‌ها.


دولت‌ها براى انتقال اختيارات جهت برنامه‌ريزى و اجراء مى‌توانند از چهار نوع تمرکز زدائى استفاده کنند.


- تجمع‌زدائي: تجمع‌زدائى عبارت است از انتقال کارکردها و اختيارات تصميم‌گيرى در داخل سلسله مراتب حکومت مرکزى از طريق انتقال بار کارى از وزارتخانه‌هاى مرکزى و کارمندان محلي، ايجاد کارگزارى‌هاى ميدانى يا انتقالى مسئوليت به واحدهاى ادارى محلى که تحت نظارت مرکز هستند.


- واگذارى اختيارات ”Delegation“به کارگزارى‌هاى خودمختار و يا نيمه خودمختار: اين نوع تمرکز زدائى عبارت است از انتقال کارکردها به سازمان‌هاى فرا ايالتى يا واحدهاى خاص اجراءِ پروژه‌ها يا به مسئولان توسعهٔ منطقه‌اى يا کارکردى که اغلب مى‌توانند خارج از مقررات دولت مرکزى عمل کنند و يا ممکن است به‌عنوان کارگزار و عامل دولت در اجراءِ وظايف از پيش تعيين‌شده عمل کنند. اما به‌هر حال، مسئوليت نهائى آن وظايف بر عهدهٔ دولت مرکزى باقى مى‌ماند.


- واگذارى قدرت ”Devolution“: عبارت است از انتقال کارکردها يا اختيارات تصميم‌گيرى از دولت مرکزى به دولت‌هاى محلي.


- انتقال به نهادهاى غيردولتي: عبارت است از فرآيند انتقال مسئوليت کارکردها از بخش عمومى به سازمان‌هاى غيردولتي.


گروه‌هاى مطالعاتى از مؤسسات همکارى ‌کننده بر اين نکته اتفاق نظر دارند که مفهوم تمرکز زدائى مى‌تواند براى تشريح تک‌تک يا تمامى اشکال بالا مورد استفاده قرار گيرد. آنها به اين مطلب پى بردند که در کشورهاى در حال توسعه، تجمع‌زدائى و واگذارى اختيارات، اشکال مسلط تمرکز زدائى هستند و فقط در موارد نادر، مقامات مرکزى مسئوليت‌ها را به‌طور کامل به دولت‌هاى محلى واگذار کرده‌اند.