تجزيه و تحليل وجه غالب منابع انسانى و طبيعى موجود

نوع و مقدار داده‌هاى موجود از وضع منطقه‌اى که برنامهٔ مرکز روستائى سلسله‌مراتبى براى آن در نظر گرفته شده است، مى‌تواند بسيار متنوع باشد. جمع‌آورى انبوهاى از داده‌ها، اين امکان را پديد مى‌آورد که بتوان پيشنهادهاى بسيار دقيق و سنجيده‌اى را ارائه داد. اما اين‌کار را از نظر زمانى و سرمايه، زيان‌هاى مهمى را دربر دارد. بنابراين، مى‌توان براى تهيهٔ يک برنامه، فهرستى ازحداقل مقدار داده‌هاى ضرورى را فراهم آورد. البته براى چنين امرى داده‌هاى هرچه دقيق‌تر و جديدتر ترجيح داده مى‌شوند. در عين‌ حال، اغلب شخص مى‌تواند با برآوردهاى جمع‌آورى شده از منابع گوناگون، کار کند. دست ‌کم بايد از مسائل زير آگاهى داشت:


- ميزان جمعيت فعلى و الگوهاى زيستگاهى رايج.

- ويژگى‌هاى کاربرى زمين.

- خدمات موجود و ديگر امکانات رفاهى

- ساختار اقتصادى - اجتماعى


با پايان‌يافتن مرحلهٔ ۱ بايد تصوير روشنى از ويژگى‌هاى اصلى منطقه وجود داشته باشد. بر اساس آمار و اطلاعات جمع‌آورى شده مى‌توان نقشه‌هائى را که ترجيحاً بزرگ مقياس باشند تهيه کرد نشانگر عناصر مهمى مانند موارد زير باشند:


- توزيع فضائى جمعيت، ترجيحاً به‌صورت نقشه‌هاى نقطه‌چين.

- انواع زيستگاه‌هاى شناخته ‌شده.

- وضع موجود کاربرى زمين که حداقل براى فعاليت‌هاى کشاورزى مشخص شده باشد.

- تأسيسات رفاهى زيربنائي.

- توزيع فضائى خدمات و ديگر فعاليت‌هاى اقتصادي.

- تراکم حمل و نقل عمومي، غيره.

تعيين مرکزيت فعلى زيستگاه‌ها

داده‌هاى جمع‌آورى شده دربارهٔ کارکردها، خدمات و امکانات رفاهي، به‌همراه توزيع فضائى جمعيت، مى‌توانند براى استقرار سلسله ‌مراتب موجود مراکز روستائي، مورد استفاده قرار گيرند. اگر برنامهٔ مرکز روستائى سلسله‌مراتبى به‌معناى اشغال اراضى جديد باشد، اصول اساسى را بايد مستقيماً از برنامه‌هاى پروژه‌ گرفت. اگر برنامه به ناحيهٔ پرجمعيتى مربوط است، عاقلانه‌ترين راه‌ حل اين است که از وضعيت موجود به‌عنوان نقطهٔ شروع استفاده کرد.


روش‌هاى بسيارى وجود دارند که مى‌توان از آنها براى تعيين محدودهٔ مکان‌هاى مرکزى استفاده کرد. روش‌هائى که دامنهٔ پيچيدگى آنها از روش‌هاى پيچيده‌اى که نيازمند کار کامپيوترى بسيار زيادى است تا روش‌هاى نسبتاً ساده‌اى که به‌مقدار محدودى عمليات رياضى نياز دارد، متغير است. شايد نيازى به بحث دربارهٔ روش‌هائى مانند تحليل اجزاءِ اصلي، تحليل تبعيض* و يا زنجيره‌هاى مارکوف و غيره نباشد. با وجود اين، اين روش‌ها و ساير روش‌هاى مشابه، ابراز عادى برنامه‌ريزان و دانشمندان علوم اجتماعى هستند. در حقيقت، اين روش‌ها بارها به‌طور موفقيت‌آميز در دسته‌بندى مکان‌هاى مرکزي، مورد استفاده قرار گرفته‌اند. اما آمار و داده‌هاى لازم براى استفاده از اينگونه روش‌هاى پيچيده رياضي، غالباً در کشورهاى در حال توسعه موجود نيست و يا اگر هم موجود باشد، قابل اعتماد بودن آنها زير سئوال است. بنابراين، بررسى تکنيک‌هاى مختلف، محدود به دو روش نسبتاً ساده خواهد بود که معمولاً بدون استفاده از کار ميدانى اضافى مى‌تواند انجام گيرد. اين دو روش عبارت است از:


۱. شاخص‌گذارى گوتمن

۲. طبقه‌بندى گوتمن


* Discriminant Analysis: يکى از تکنيک‌هاى آمارى است و هنگامى به‌کار مى‌‌رود که متغير وابسته، متغير مقوله‌اى (اسمى يا رتبه‌اى يا کيفي) باشد و متغيرهاى مستقل، فاصله‌اى يا نسبى باشند - ويراستار.

مقياس‌گذارى گوتمن Guttman scaling

آنچه که اغلب به‌نام مقياس‌گذارى گوتمن خوانده مى‌شود، ابتداء براى استفاده در تحقيقات روان‌شناختى و نگرش‌سنجى و تحليل جداول طيفى ابداع شد و نهايتاً براى شناسائى و تعيين مکان‌هاى مرکزى به‌کار گرفته شد. کاربرد اين تکنيک در محاسبهٔ مرکزيت، بسيار ساده است. صرف‌نظر از مشکلات روش‌شناسى که در روش تحقيق گرايش وجود دارد، اصول اجرائى شناخت مکان‌هاى مرکزي، را مى‌توان به‌سادگى توضيح داد. نقطهٔ آغاز اين است که، مشاهدهٔ حضور کارکردهاى زيستگاه در بالاترين سطح، به‌معناى حضور کارکردهاى سطوح پائين است. در نتيجه، تعيين سلسله‌مراتب تمامى کارکردها بر حسب اهميت آنها ضرورى است. بنابراين، وجود کارکرد بالاترين سطح در يک مرکز، مشخص‌ کنندهٔ سطح آن مرکز است.


اين روش، به‌ويژه در مواردى‌که داده‌ها و آمار مربوط به ويژگى‌هاى کارکرد زيستگاه‌ها وجود نداشته و يا زمان و پول کافى براى گردآورى آنها در اختيار نباشد، مفيد است. نمونهٔ نمودارهاى مقياس گوتمن، در جدول (نمونهٔ جدول طيفى گوتمن) ارائه شده است که ستون افقى آن، بيانگر کارکردهاى موجود در مراکز ”الف تا ه“ و ستون‌هاى عمودى آن، نمايانگر سطوح سلسله مراتب هستند.


کارکرد مقياس‌گذارى گوتمن، در تعيين سلسله‌مراتب مسائل، نتايج واقعاً درستى را به‌دست نمى‌دهد، اما به‌ويژه در سطوح پائين‌تر توزيع زيستگاه برحسب اندازه، مفيد است. کاربرد اين روش براى سلسله مراتبى‌کردن مسائل، چهار ضعف اساسى دارد که عبارت است از:


- سلسله‌مراتبى کردن کارکردهائى که هيچ استاندارد عينى براى آنها وجود ندارد، ضرورت مى‌يابد، در نتيجه ممکن است قضاوت‌هاى ارزشى غلبه پيدا کنند.


- اين روش، از بود و يا نبود هدف يک کارکرد شروع مى‌کند، که بدين‌ لحاظ ممکن است همان مسئله‌اى که در مورد نمرهٔ ناخالص مرکزيت وجود داشت، بروز کند.


- اصلاح يک روش از طريق درجه‌بندى امکانات رفاهى هر جزءِ معين، ساده نيست.


- در يک سلسله ‌مراتب، کارکردهاى صنعتى را نمى‌توان به‌شکل سلسله ‌مراتبي، کاملاً تنظيم و سطح‌بندى کرد، چرا که به‌ اصول ديگرى نيز وابسته هستند.


در صورتى‌که روش‌هاى ديگر عملى نباشند، مقياس‌گذارى گوتمن مى‌تواند روش مفيدى باشد. در عين‌ حال، کاربرد اين روش مستلزم آزمون‌هاى ديگرى از قبيل آمار، تجزيه و تحليل آستانه و يا روش حداقل احتياجات است تا بدين‌ وسيله، قابل اعتمادبودن نتايج معلوم شود.

نمونهٔ جدول طيفى گوتمن

الف ب ج د ه
پائين‌ترين + + + + +
۲ + + + + +
۳ + + + +
۴ + + + +
۵ + + +
۶ + + +
۷ + +
۸ + +
۹ +
بالاترين +