سلسله مراتب کريستالر

سلسله مراتب کلى سلسه مراتب کريستالر معادل تقريبى ايرانى
مکان مرکزى آلمانى مرکز حوزهٔ نفوذ
فاصلهٔ بين مراکز km جمعيت هزارنفر اندازه km2 جمعيت هزارنفر
سطح يک
- -
-
-
-
مکان
(رباط)
سطح دو
Marktort
Amtsort
۷
۱۲
۰/۸
۱/۵
۴۵
۱۳۵
۲/۷
۸/۱
روستا
سطح سه
Kreisstadt
Bezirkstadt
۲۱
۳۶
۳/۵
۹/۰
۴۰۰
۱۲۰۰
۲۴
۷۵
روستا شهر
سطح چهار
Gaustadt
۲۶
۲۷
۳۶۰۰
۲۲۵
شهر
سطح پنج
Provinzhoup stadt
۱۰۸
۹۰
۱۰،۸۰۰
۶۷۵
شهر متوسط
سطح شش
Landstadt
۱۸۶
۳۰۰
۳۲،۴۰۰
۲۰۲۵
شهر بزرگ
سطح هفت
Reichstadt
-
-
-
-
شهر جهانى


آشيان‌گرفتن مراکز
آشيان‌گرفتن مراکز

جايگاه روستا در تئورى مکان‌هاى مرکزى

تئورى مرکزيت مکانى والتر کريستالر جغرافيدان آلمانى براى مطالعهٔ چگونگى توزيع آبادى‌ها، پراکندگى و تراکم آنها در فضا زمينهٔ بسيار مناسبى را فراهم مى‌آورد، وى در تئورى خويش معتقد است که:


مايهٔ حيات مراکز شهرى را نواحى روستائى و حوزهٔ کشش آنها تأمين مى‌کند. به‌عبارت ديگر، به‌وجود آمدن و ادامهٔ حيات مراکز شهرى در چگونگى عرضهٔ خدمات اصلى براى رفع حوائج نواحى روستائى اطراف آنها خلاصه مى‌شود. يکى از فرضيه‌هاى تئورى کريستالر در برنامه‌ريزى‌هاى منطقه‌اى اين است که مراکز جمعيتى (روستائي) واقع در حوزهٔ يک منطقه داراى عملکرد و رابطه‌هاى منظم و متشکل با يکديگر مى‌باشند، و کليهٔ احتياجات مردم يک منطقه نمى‌تواند نقاط و برخى ديگر در ساير نقاط با نظم و تسلسل خاصى پراکنده‌ هستند. بر اين اساس هر آبادى يک حيطه و محدوده‌اى را زير نفوذ خود دارد که بايد به آن حدود سرويس‌رسانى نمايد.


لذا، به اين ترتيب در يک منطقه بايد سيستمى از ”آبادى‌هاى مرکزي“ در مقياس‌ها و اندازه‌هاى مختلف، بر اساس بعد و کشش عرضهٔ خدماتى و نوع فعاليت‌هاى مستقر در آنها وجود داشته باشد. اين آبادى‌هاى مرکزى مى‌توانند دهکده‌هاى کوچک که صرفاً واجد چند مغازه کوچک هستند، يا آبادى‌هاى مرکزى مى‌توانند دهکده‌هاى کوچک که صرفاً واجد چند مغازه کوچک هستند، يا آبادى‌هاى داراى بازارهاى موقتي، يا آبادى‌هاى با بازارهاى دائمي، و يا شرکت‌ها و شهرهاى متوسط و بزرگ باشند.


در حقيقت کريستالر اساس نظريهٔ خويش را در مورد اهميت مکان‌يابى يک آبادى مرکزى نسبت به آبادى‌ها و نقاط اطراف خود قرار داده، و معتقد است که اين مکان مرکزى نسبت به حوزهٔ محيط خود موقعيت توليدي، توزيعى و يا عرضهٔ خدمات مورد نياز را دارا مى‌باشد.


مقايسهٔ اصلى تئورى‌هاى مرکزيت مکاني، و به‌ويژه تئورى کريستالر، با کيفيت خاص پراکندگى مراکز جمعيتى در ايران به‌عنوان نقطهٔ شروع، مى‌تواند زمينه‌اى براى فرم‌گيرى تئورى‌‌هاى مربوط به توضيح چگونگى پراکندگى مراکز جمعيتى در ايران باشد. تئورى کريستالر در شرايط ويژه بخش مراکز جمعيتى و مکان‌گيرى فعاليت‌ها در آلمان ايجاد شده، در حالى‌که اختلافات فاحشى ميان چگونگى پخش جمعيت و فعاليت در آلمان و ايران وجود دارد. اما مى‌توان بر اساس تئورى‌هاى مرکزيت مکانى و با توجه به تئورى کريستالر، تئورى‌هاى تازه‌اى بر حسب شرايط فضائى و مکانى مختلف در قسمت‌هاى گوناگون ايران که معرف فرم خاص سيستم و نظام شکل‌گيرى مراکز جمعيت کشور باشد به‌وجود آورد.