”درادى - Deradi“ در يک تحقيق تجربى در قسمتى از انگلستان متوجه شد که کاهش شديد جمعيت در دهه‌هاى ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ در ناحيهٔ مورد تحقيق به‌دليل تغييرات عمدهٔ کشاورزى بوده است. اين مهاجر فرستى به‌نوبهٔ خود ضمن خراب ‌کردن ساختار هرم سنى - جنسى جمعيت روستائى و در نتيجه کاهش بهرهٔ رشد طبيعي، در کاهش جمعيت اثر کرده و اين مسئله منجر به تقليل تقاضاء براى خدمات روستا مى‌شود. کمى تقاضاء براى خدمات روستائى منجر به کمبود فرصت‌هاى شغلى مى‌گردد که اين کمبود به‌نوبهٔ خود از خصوصيات افول اشتغال کشاورزى در روستاها مى‌باشد. تصوير (ديافراگم مربوط به شماى گردش افول روستائي) جهت اين تغييرات را نشان مى‌دهد.


در شرايطى‌که روستاها با مشکلات ذکرشده رو به‌رو هستند، اگر دولت هر کشورى بتواند از طريق برنامه‌ريزى مناسب، اين نيازهاى روستائى را پاسخ داده و مشکلات را برطرف نمايد، در نتيجه مى‌توان مدلى جهت ماهيت دورانى رشد و توسعهٔ روستائى ارائه نمود. نگارنده (دکتر بهفروز) در تکميل مدل ”درادي“ که فقط افول روستاها را نمايش مى‌دهد، يک مدل از ماهيت دورانى رشد روستائى (تصوير دياگرام مربوط به ماهيت دورانى رشد روستائي) را پيشنهاد مى‌نمايد تا با آزمايش آن در کارهاى تجربى مربوطه، بتوان اعتبار آن را ارزشيابى نمود.


دياگرام مربوط به شماى گردش افول روستائى
دياگرام مربوط به شماى گردش افول روستائى

دياگرام مربوط به ماهيت دورانى رشد روستائي
دياگرام مربوط به ماهيت دورانى رشد روستائي

دياگرام مربوط به ماهيت دورانى رشد روستائى نشان مى‌دهد که اقدام دولت با برنامه‌ريزى متناسب با نيازها، مى‌تواند رشد روستاها را سبب شود. رشد روستا باعث مهاجرپذيرى آن گرديده و اين موضوع موجب طبيعى‌تر شدن ساختار سنى - جنسى جمعيت روستاها و همچنين بالارفتن بهره افزايش طبيعى جمعيت خواهد شد و بالاخره افزايش جمعيت روستاها اتفاق مى‌افتد. افزايش جمعيت روستاها موجب بالارفتن تقاضا براى خدمات روستائى مى‌شود و آن هم به‌نوبهٔ خود سبب تشويق مشاغل جديد روستائى و همچنين رشد و توسعهٔ روستاها مى‌گردد.