قاعدهٔ رتبه اندازه و نظام برتري، عمدتاً از مطالعهٔ سکونت‌گاه‌هاى شهرى به‌دست آمده است، هرچند، کاملاً امکان دارد که قاعده رتبه اندازه سکونت‌گاه‌هاى يک منطقه از جمله سکونت‌گاه‌هاى روستائى را نيز، شامل شود و در برخى مناطق، هميشه اين احتمال وجود دارد که روستائى حالت برترى نسبت به ساير روستاها داشته باشد، و هرچند که حالت برتري، خود به‌خود منجر به گرفتن خاصيت‌هاى شهرى و شهر شدن روستاى برتر، خواهد شد. اما مطالعات ديگرى نيز در مورد روستاها انجام گرفته که در اين مطالعات، سعى‌شده تا روابط تجارى ميان روستاها و نظم و سياق موجود ميان آنها، کشف شود. اين مطالعات، و دستاوردهاى آنها را نيز، مى‌توان جزئى از مطالعاتى که در چهارچوب نظريهٔ مکان مرکزى انجام‌شده، به‌حساب آورد. پيش فرض اين مطالعات، به‌طور طبيعى اهميت کشاورزى ملى و يکپارچگى فضائى مناطق روستائى در توسعهٔ فضائى کشورها بوده است و به‌نحوى مکمل مطالعات غالب است، که توسعه را به مثابه پديده‌اى که از شهر به روستاها مى‌تراود، به‌حساب آورده‌اند (وجه غالب نظريه‌هاى منطقه‌اي، چنين بوده است، براى مثال، توجه کنيد به نظريه مرکز، پيرامون جا فريدمان و نظريهٔ قطب رشد). ساختار ناقص بازار روستائى و عوارض بازارهاى دهقانى در نظام‌هاى شهر برتر، در اين پژوهش‌ها نشان داده شده‌اند.

نظام‌هاى بازار شاخه‌اى

در اين الگو، مراکز سطح پائين، تنها تابع يک مرکز سطح بازار هستند و هر چه فاصلهٔ يک مرکز با مرکز اصلى يا شهر برتر بيشتر مى‌شود، اندازهٔ آن نيز کوچک‌تر مى‌شود. در اين نظام، استقرار مراکز کوچک‌تر، مستقل از فاصلهٔ زمانى است. در نيتجه، حوزهٔ نفوذ مراکز، شش‌ضلعى نيست، بلکه حالت مثلثى دارد. مراکز رده‌پائين، از نظر اقتصادى زير کنترل کامل مراکز رده بالاتر قرار دارند، زيرا امکان خريد از مرکز هم‌سطح ديگر وجود ندارد و مرکز ردهٔ بالا، فرآورده‌هاى روستائى را به پائين‌ترين بهاءِ ممکن، خريدارى مى‌کند و کالاهاى شهرى را به بالاترين قيمت مى‌فروشد. اين نظام‌ها، در جاهائى يافت مى‌شوند که بازار دهقانى توسعه پيدا کرده، اما بسيار فقير و ناکار است (شکل نظام بازار شاخه‌اي).


نظام بازار شاخه‌اي
نظام بازار شاخه‌اي

نظام‌هاى بازار منظومه‌اى (خورشيدي)

اين الگو، شامل شبکه‌اى از بازارا در ارتباط با يک مرکز رابط (معمولاً شهر) است، که يک سلسله مراتب دو سطحى را ايجاد مى‌کند. با اين تعريف، نظام خورشيدى مى‌تواند بخشى از يک نظام مکان مرکزى منظم باشد. اما اگر هر واحد سلسله مراتبي، از واحدهاى مشابه خود در همان منطقه، استقلال نسبى داشته باشد و اين وضعيت ايجاد روابط انحصارى را در يک منطقه بسته امکان‌پذير کند، چنين واحدهائي، بخشى از يک نظام مکان مرکزى نخواهند بود.


نکتهٔ مهم اين است که در اين الگو، کانون نظام يک مرکز بزرگ (شهر برتر) و با کارکرد اقتصادى و سياسى است. مراکز ديگر، در منطقهٔ وسيعى پخش شده‌اند. بازارهاى دهقانى موجود در حوزه نفوذ هر مرکز، معمولاً ادوارى هستند و در شهرک‌هاى روستائى بسيار کوچک برقرار مى‌‌شوند. در اين الگو، شهرک‌هاى (روستاهاى بزرگ) بازارى به‌اندازهٔ متوسط، که نقش رابط ميان بازارهاى روستائى را در اين مناطق بازى کنند، وجود ندارند. بنابراين، هر مرکز شهرى تقريباً حوزهٔ نفوذ داد و ستدى به‌نسبت مستقل خود را دارد. اين نظام‌ها، شباهت زيادى به الگوى k = ۷ کريستالر دارند، اما تفاوت عمده در اين است که الگوى k = ۷، ويژهٔ مراکز ادارى است، در حالى‌که در اين نظام‌ها، مرکز نقش بازار را نيز دارد. در اينگونه نظام‌ها، قدرت سياسي، تعيين‌کنندهٔ وضعيت اقتصادى است. اين وضعيت در جامعه‌هائى به‌وجود آمده که روابط فئودالى در آنها برقرار بوده است، به‌ويژه اگر فئودال‌ها، خودنخبگان شهرى بوده و در شهر مرکزى سکونت داشته‌اند. نظام خورشيدي، همچنين ممکن است در جوامعى به‌وجود آيد که بازار آن در اختيار يک اقليت انحصارگر و اين اقليت، بر وضعيت ادارى منطقه نيز حاکم باشد. در اين حالت، فاصلهٔ عميق طبقاتى ميان مناطق شهرى و روستائي، به‌وجود مى‌آيد.

نظام‌هاى بازار شبکه‌اى

نظام شبکه‌اي، مکان مرکزى ندارد. بازارهاى روستائى کوچکى وجود دارند که با يکديگر داد و ستد مى‌کنند. تجارت ميان مراکز، عمدتاً افقى است نه سلسله مراتبي. اين نظام نيز، مانند نظام بازار خورشيدي، در اقتصادهاى خودبسنده کشاورزى يافت مى‌شود. بازارها، با رسوم اجتماعى درهم تنيده شده‌اند و داد و ستد، تنها امرى اقتصادى نيست، بلکه در قالب سازمان‌هاى سنتى و رسوم و آداب اجتماعى مرتبط با ارزش‌هاى فرهنگي، صورت مى‌گيرد.


در اين نظام، بازارها نيازهاى ناحيهٔ زير پوشش خود را بر مى‌آوردند و کمابيش در يک سطح هستند. اجتماعات نخستين قبيله‌ها و تمام جوامع متمايز ناشده (Undifferentiated Societies)، که تجارت وسيع ميان آنها رايج نيست، اين نوع نظام بازارهاى روستائى را از خود نشان مى‌دهند. اگر چه، گاهى مى‌توان اين نوع نظام را در سراسر يک منطقه مشاهده کرد، اما در بيشتر اوقات، انتهاءِ يک نظام شاخه‌اى بزرگ‌تر است.