ساخت عمومى شهرها

براساس نظريهٔ رابرت ديکنسن (R.Dikenson)، محدوده‌هاى ساخت شهر به قرار زير است:


- منطقهٔ مرکزى:

شامل مرکز و بخش قديمى شهر، که مجموعه‌اى از مراکز عمده‌فروشي، خرده‌فروشي، تجارى و ادارى و بخشى از واحدهاى مسکونى است.


- منطقهٔ ميانى:

که شامل يک منطقه مسکونى متراکم مى‌شود و صنايع سبک کوچک را نيز، در خود جاى داده است.


- منطقهٔ بيرونى:

که اصولاً به‌عنوان يک منطقه مسکونى به شمار مى‌آيد. اين منطقه، منطقه‌اى باز با فضاهاى پر وسعت و پارک‌‌هاى عمومى است. در اين منطقه، خصيصه‌هاى شهرى در محل تقاطع وسايل ارتباطي، يک هستهٔ قديمي، يک بازار محلي، يک روستا يا هستهٔ کهن صنعتي، شکل يافته و همه جا گير مى‌شود.


- حاشيهٔ شهر يا مرزهاى ده شهر:

که يک منطقهٔ بيرونى حومهٔ شهرى است و آن سوى مرزهاى ادارى شهر واقع شده است و يک حوزهٔ پروسعت روستائى به شمار مى‌رود. با توسعهٔ شهر، مناطق مسکونى به‌سوى منطقهٔ بيرونى پيش رفته و صنايع جديد در مسير راه‌هاى ارتباطى مهم و در اطراف شهرک‌ها و روستاها ايجاد مى‌شوند.

ساخت ستاره‌اى شکل

نظريهٔ ساخت دايره‌اى شکل شهر، نمودار حالات يک شهر ساکن و ثابت نمى‌باشد. بلکه، در اغلب موارد به علت رشد و توسعهٔ شهر، متحرک و غيرثابت است. توسعه شهر مى‌تواند به دو صورت عملى شود: يا در اطراف خود توسعه پيدا کند؛ و يا به‌وسيلهٔ عمل تمرکز در داخل آن رشد پيدا نمايد.


به موازات افزايش جمعيت، سازمان‌ها و تأسيسات بخش مرکزى شهرها، مراحل مختلف اکولوژى شهرى (جدائى گزيني، هجوم و جايگزيني، توالى و تسلسل و...) ظاهر مى‌شود؛ و در اثر ايجاد موج توسعه، شهر به نواحى اطراف و بيرونى خود توسعه مى‌يابد. حرکت جمعيت، تأسيسات، صنايع و سازمان‌هاى شهرى به اطراف شهرها، به يک شکل عمل نمى‌نمايند، و از جهات مختلف شهر به‌سوى ناحيهٔ مرکزى شهر، به يک مقياس صورت نمى‌گيرند. در مقابل توسعهٔ شهر، وجود موانع طبيعى مانند شيب‌هاى تند، تپه‌‌ها و کوه‌ها، عاملى بازدارنده است؛ و لذا شهر يا بدان جهات توسعه پيدا نمى‌کند و يا در صورت توسعه، مشکلات و افزايش هزينه‌هائى را به دنبال دارد.


مسيرهاى حمل و نقل، شاه‌راه‌ها، خيابان‌ها و خطوط آهن، همه تحت تأثير وجود عوامل نامنظم و نامساعد شهرها و اطراف آن واقع مى‌شوند. چنين شبکه‌هاى ارتباطى سعى دارند که در شکل شعاعى به‌وجود آيند. ولى عملاً تعداد معدودى از آنها به حداکثر ظرفيت و کارآئى خود دست مى‌يابند. لذا، امکانات دستيابى به مسيرهاى حمل و نقل، ميزان تراکم را در سطوح شهرى افزايش مى‌دهد و زمين‌هاى شهرى با امکانات وسيع حمل و نقل نسبت به ساير زمين‌ها، داراى ارزش بيشترى مى‌شوند.


در جريان دگرگونى‌هائى که در نتيجهٔ عملکرد امکانات حمل و نقل و شبکه راه‌ها در سطوح شهرى مشاهده مى‌گردد، شکل دايره‌اى مناطق متحدالمرکز تعديل يافته و به شکل شعاعى و يا ستاره‌اى تبديل مى‌شود و به توسعه شهر، ساخت ستاره‌اى مى‌بخشد.


ساخت خطى يا کريدورى

اين نوع شهرها، معمولاً در مسير راه‌هاى آبى يا رودخانه‌ها و يا در مسير شبکه‌هاى اصلى ارتباطى و راه‌ها و جاده‌هاى اصلى و راه‌آهن شکل گرفته و توسعه مى‌يابند. براساس اين نظريه، در گذشته شهرها در اغلب اوقات حوزه‌هاى شهرى توسعه خود را از شکل ستاره‌اى شروع نموده و به شکل دايره‌اى نزديک مى‌شدند. ولي، توسعهٔ شبکه‌راه‌ها و مسيرهاى اصلى ارتباطي، تمايل توسعه شهر را در مسير چنين شبکه‌هائى به‌صورت خطى يا کريدورى قرار مى‌دهد. در محل تقاطع مسيرهاى اصلى است که تراکم شهرى افزايش يافته و انبوهى به اوج خود مى‌رسد. اين طرح، يکى از عوامل اصلى توسعهٔ شهرى را در سال‌هاى اخير به‌وجود آورده و اسکلت‌بندى و قالب‌هاى آن را شاه‌راه‌هاى جديد و خطوط آهن، توأم و با هم شکل داده‌اند.



اين خطوط نفوذ خود رانه تنها در داخل حوزه‌هاى متروپلتين گسترش مى‌دهند، بلکه با جابه‌جائى مردم و کالاها، شهرنشينى را بين شاخه‌هاى چنين حوزه‌هائى که قبلاً فاصلهٔ زيادى با هم داشتند، به توسعه سريع وا مى‌دارند. در سيستم خطى يا کريدوري، بعضى از شهرها وظايف جديدى را مى‌پذيرند و برتر و سريع‌تر از ساير شهرها به توسعهٔ خود مى‌پردازند و مرزهاى شهرهاى متروپليتن را گسترش مى‌دهند.


به هم پيوستگى شهرهاى حوزه‌هاى متروپلتين به‌صورت خوشه‌اى يا خطي، در طول يک کريدور سازمان مى‌يابد و شکل مى‌گيرد؛ و گاهى با توجه به معيارهاى ويژهٔ جغرافيائى مگالوپليس به‌وجود مى‌آورد.