ساخت دواير متحدالمرکز (نظريه ارنست برگس E. W. Burgess)

اين طرح به‌عنوان نظريه‌اى متحدالمرکزى شناخته شده است. الگوى ساخت شهر بر اين اصل استوار است که توسعه شهر از ناحيه مرکزى به طرف خارج شهر صورت گرفته و تعدادى مناطق متحدالمرکز را تشکيل مى‌دهد. اين مناطق، با ناحيهٔ مشاغل مرکزى شروع شده و به‌وسيلهٔ منطقهٔ در حال تحول احاطه مى‌شود، که خود در حال تبديل به ادارات و صنايع سبک بوده و به واحدهاى مسکونى کوچکترى تبديل مى‌شوند. اين قسمت، ناحيه‌اى است که مهاجرين شهر به طرف آن جلب مى‌گردند و به نوبهٔ خود يا مسکن کارگران است يا محل بعضى از ساختمان‌هاى قديمى شهر. بالاخره منطقهٔ سفرکنندگان در بيرون منطقه ساخته شدهٔ شهر قرار دارد. قسمت اعظم منطقه سفرکنندگان، احتمالاً به‌صورت اراضى باز است. اما دهکده‌هائى که در داخل آن وجود دارد، اغلب خصوصيات خود را تبديل به سکونتگاه‌هاى خوابگاهى مى‌نمايند.

ساخت قطاعى شهر (نظريه همرهويت، Homer Hoyt)

در توجيه نظريه ”ساخت قطاعى شهر“ بايد گفت که: چنين توسعه‌اى را نمى‌توان مغاير با نظريهٔ دواير متحدالمرکز دانست. بلکه، تغيير و تعديلى در جهات مختلف اين نظريه است. برخلاف نظريه دواير متحدالمرکز در نظريهٔ ساخت قطاعى شهر، شهرها نمى‌توانند براى هميشه حالت دايره‌اى شکل بودن مناطق داخلى خود را حفظ کنند. بلکه، حالت قطاعى بيش از دايره‌اى زمينهٔ مساعدى را جهت توسعهٔ به‌دست مى‌آورد. در اين نظريهٔ عامل اجارهٔ خانه مى‌تواند به‌عنوان راهنما، مطالعهٔ شهر را عملى سازد. ساخت مهم‌ترين اصول تشکيل‌دهندهٔ نظريه قطاعى شهرها را مى‌توان به شرح زير مورد مطالعه قرار داد:


نخست آنکه منطقهٔ واحدهاى مسکونى گران‌قيمت از کانون اصلى خود در طول خطوط شبکه رفت و آمد شروع به توسعه مى‌کند؛ و چنين واحدهائى به طرف زمين‌هاى دور از خطر سيلاب و عوامل آلوده‌کنندهٔ محيط زيست، قرار گرفته است.


واحدهاى مسکونى با اجاره بهاء بيشتر، به سوى فضاهاى باز و دور از محدوديت‌هاى نامساعد طبيعى قرار دارد و جابجائى ساختمان‌هاى ادارى و تجاري، توسعهٔ واحدهاى مسکونى گران‌قيمت را در جهت عمومى عملى مى‌سازند.


آپارتمان‌‌هاى لوکس اجاره‌اي، در مجاورت بخش‌هاى تجارى و منطقهٔ مسکونى قديمى شهر به‌وجود مى‌آيند، و اين در حالى است که واحدهاى خوديار گران‌قيمت شهر، به‌طور اتفاقى و بى‌هدف و نامنظم جابه‌جا نمى‌شوند. بلکه، چنين مناطقى يک يا چند قطع زمين معين را جهت توسعه انتخاب مى‌کنند. مناطق صنعتى شهر نيز، در طول خطوط آهن و راه‌ها و در دسترس منابع آب به‌وجود مى‌آيند و به‌صورت زنجيره‌اى توسعه پيدا مى‌کنند. از طرف ديگر، تمايل به توسعهٔ مثلثى شکل در مناطق داخلى شهرها، بيش از حالت دايره‌اى مى‌باشد.


در ساخت قطاعى شهر، راه‌هاى شعاعى از مرکز شهر به اطراف کشيده مى‌شود و عامل دسترسى به اين راه‌ها و يا دورى از آنها، قيمت زمين‌هاى شهرى را در مناطق مختلف شهر تعيين مى‌کند.


۱. مرکز تجارى شهر
، ۲. عمده‌فروشى و صنايع سبک
، ۳. منطقه مسکونى با درآمد کم
، ۴. منطقه مسکونى با درآمد متوسط
، ۵. منطقه مسکونى با درآمد بالا
۱. مرکز تجارى شهر ، ۲. عمده‌فروشى و صنايع سبک ، ۳. منطقه مسکونى با درآمد کم ، ۴. منطقه مسکونى با درآمد متوسط ، ۵. منطقه مسکونى با درآمد بالا

ساخت طبيعى شهرها

اين نظريه، بر مبناى ويژگى‌هاى جغرافيائى شهر استوار است. بدين صورت که مشخصات طبيعى شهر و خصيصه‌هاى فرهنگى مردم، ساخت حوزهٔ طبيعى شهر را معلوم مى‌نمايد. اين نوع شهرها معمولاً تابع کامل فرم و خصوصيات آب و هوائى و مسائل و عوامل اجتماعى بوده و در حقيقت، طبيعت و انسان‌ها در فرم‌گيرى شهر دخالت مستقيم داشته‌اند.

ساخت چند هسته‌اى (نظريهٔ ادوارد اولمن و چانسى هاريس، E.U.Ullman)

اساس اين تئورى بر اين اصل قرار دارد که شهرهاى کوچک تنها داراى يک مرکز و يا هسته واحد مى‌باشند. اما شهرهاى بزرگ امروزي، همگى داراى هسته‌هاى متعددى هستند که در داخل شهرها، ارتباط مسيرهاى حمل و نقل، تشکيل اين هسته‌ها را امکان‌پذير مى‌سازد.


در شهرها، مسيرهاى حمل و نقل از يک سرى ايستگاه‌هاى خطي، در طول مسير خود برخوردار هستند. در مجاورت اين ايستگاه‌ها و از جمله ايستگاه راه‌آهن، تراکم محدودى از فعاليت‌هاى تجارى ظاهر مى‌شود. فرودگاه‌ها، جهت تمرکز پاره‌اى از فعاليت‌هاى تجاري، زمينهٔ مساعدى مى‌يابند.


در داخل شهرها نيز، فعاليت‌هاى اقتصادى در تقاطع وسايل نقليه و مسيرهاى اصلى شهر که قابل دسترسى اکثريت مردم شهر است، توسعه مى‌يابند. مناطق صنعتي، امکانات تفريحي، مدارس، دانشگاه‌ها و حتى قبرستان‌ها، جمعيت را به‌سوى خود جلب مى‌کنند که ايجاد تأسيساتى را در مجاورت خود لازم دارند. به دنبال آنها، يک نوع مرکزيت و يا هستهٔ جديد شهرى تکوين مى‌‌يابد. با تکميل عملکردهاى وسايل نقليه و شبکه راه‌ها، توسعهٔ قسمت‌هائى از شهر، ساخت چند هسته‌اى به خود مى‌گيرد و بر اين روال به فعاليت مى‌پردازد. لذا استفاده از اراضى شهر غالباً در اطراف چند هسته مستقل شهرى ظاهر مى‌شود، نه در کناره‌هاى يک هسته يا يک مرکز معين. عنوان هسته در اين نظريهٔ به همهٔ فعاليت‌هائى اطلاق مى‌شود که در اطراف خود به توسعهٔ شهر امکان مى‌بخشد؛ که از آن جمله‌اند: مناطق مسکوني، تجاري، صنعتى دانشگاهي، مذهبى و زيارتگاهي، عمده‌فروشى و مانند آنها.


بخش مرکزى شهرها، هسته‌اى از مناطق عمده‌فروشى و خرده‌فروشي، بانک‌ها و دفاتر تجارى را در خود دارند. تأسيسات عمده‌فروشي، بيشتر به تشکيل هسته‌هائى در طول راه‌‌آهن‌ها و راه‌هاى اصلى تلاش دارند. صنايع سنگين شهر، در منطقه‌هاى حاشيه‌اى شهر، هسته جديدى را به‌وجود مى‌آورند.


همهٔ اين عوامل که بر شمرده شد، در اطراف خود به توسعهٔ شهر امکان مى‌دهند و هسته‌هاى جديدى را مى‌سازند. فعاليت‌هاى ديگر اقتصادي، اجتماعى شهر نيز، به دور چنين هسته‌هائى حلقه مى‌زنند.