هدف‌هاى با اولويت سوم

- الگو براى مردم و جمعيت نقاط ديگر:

چنانچه برنامه‌ريزى به نحو صحيح و منطقى انجام پذيرفته باشد، طرح‌هاى اجراء شده مى‌تواند در رابطه با شرايط محيطى براى ساير نقاط الگو باشد.


- توسعهٔ تکنيک‌هاى جديد برنامه‌ريزى:

اين امر جهت به‌کارگيرى تکنولوژى جديد در امر برنامه‌ريزى مسکن، ترافيک، تأسيسات و امکانات اجتماعى و ادارى مورد نظر مى‌باشد.


- محيط سالم‌تر:

ترافيک پياده و سواره از يکديگر جدا باشند. در اين مورد بايستى بررسى کاملى در طرح خيابان‌ها که ترافيک سنگين‌ بخش مسکونى را به‌محل کار و مراکز شهرى منتقل مى‌کند، با فضاهاى تفريحي، پارک‌ها، و مراکز آموزشى به‌عمل آيد.


- محيط بهداشتى‌تر:

با توجه به نقش شهر و محلات مسکونى آن در امر برنامه‌ريزي، ساکنين محلات مسکونى بايستى از يک محيط بهداشتى توأم با هواى پاک و غيرآلوده، آب سالم، امکانات درمانى کافي، فضاهاى غيرآلوده و بدون زباله برخوردار بوده و در مسير وزش‌ بادهائى که از تأسيسات آلوده‌کنندهٔ هوا و محيط مى‌گذرند قرار نگيرند.


زمين‌هاى مورد نظر براى مسکن، بايستى در معرض رطوبت و وجود حشرات و خزندگان نبوده و در نزديکى فاضلاب کارخانجات و تأسيسات شيميائى قرار نگيرند؛ و از نظر آلودگى‌هاى صدا نيز در اماکن باشند. در مورد ساختمان‌هاى مسکوني، بايستى تهويه و نورگيرى و استقلال و آرامش و ديد کافى ساکنين مورد توجه باشد. مناطق مسکونى بايستى در سالم‌ترين نقاط شهر احداث شوند. زمين اين مناطق بايستى در عين‌حال از نظر شبکهٔ تأسيسات زيربنائي، مثل شبکهٔ دفع آب باران و فاضلاب مساعد بوده و سعى شود که سکونت‌گاه‌ها در مسير شبکه‌هاى برق قشار قوى و ساير شبکه‌هاى مخاطره‌انگيز از نظر مسکونى قرار نگيرند.


- به‌کارگيرى برنامه‌ريزى در مورد کيفيت عملکردهاى ادارى و تجارى شهر در ارتباط صحيح با اماکن مسکونى.


- اصلاح در قواعد منطقه‌بندى و نيز قواعد و قوانين مسکن در شهر:

در اين مورد قواعد و ضوابط سنتي، اجتماعى و فرهنگى نيز، بايستى در رابطه با ابعاد و اندازه‌هاى مناطق و محلات شهرى در نظر گرفته شود.


- استمرار برنامه‌ريزى:

توسعهٔ کامل محلات مسکوني، با توجه به اولويت‌ها که به‌عنوان رئوس مطالب است، ممکن است سال‌ها طول بکشد و لزوم ادامهٔ بررسى‌هاى ممتد در ارزشيابى اقدامات، در هر زمان کاملاً لازم و واضع است. موارد فوق، نمونه‌هاى بسيار خوبى از هدف‌هاى برنامه‌ريزى براى محلات و مجتمع‌هاى مسکونى نوبنياد است که بيشتر در زمين‌هاى عارى از سکونت مورد توجه و تأکيد قرار مى‌گيرد. از طرف ديگر، همانند هر مجتمع جديد که در يک شهر بزرگ (بر اساس برنامه‌ريزي) به‌وجود مى‌آيد، به منظور حسن انجام و اجراءِ چنين برنامه‌هائي، مى‌بايد نکات زير مورد نظر قرار گيرد:


۱. توجه به فرهنگ و خصوصيات اجتماعى مردم.


۲. جلوگيرى از به‌وجود آمدن محلات غيربهداشتى و مخروبه و جلوگيرى از ايجاد ساختمان‌هاى مسکونى با تراکم زياد در محلات.


۳. توسعهٔ برنامهٔ کامل‌تر براى مواجهه با نيازهاى مسکن براى مردم کم‌درآمد.


۴. پيش‌بينى مسکن براى آن‌دسته از مردمى که به‌دلايل ناشى از برنامه‌ريزي، ناگزير به تغيير مسکن خود هستند. با توجه به امکانات مالى و نيازهاى آنها.


۵. تشويق و توسعهٔ روابط محله‌اى و استفاده از نهادهاى اجتماعى در ايجاد تأسيسات مربوط به مراکز مسکوني.


۶. امکان ادامهٔ توسعهٔ شهرى در جهت جايگزينى بافت‌هاى نوبنياد با يک برنامهٔ متعادل.


۷. ترويج و توسعه در انتخاب سطح بالاترى از استاندارد مسکن شامل: تشويق به طراحى شهرى بهتر، زيبائى محيط و به‌کارگيرى فضاهاى باز.


۸. بررسى کليهٔ امورى که بر امر توسعهٔ اماکن مسکونى تأثيرگذار است. مثل: بخش‌ها و منطقه‌هاى مختلف شهر، ساختما‌ن‌ها و بافت‌هاى گوناگون آن.


برنامه‌هاى فوق، آنچنان وسيع و گسترده هستند که حتى عناوين و هدف‌هاى بالا دربرگيرندهٔ جامع نکاتى که در برنامه‌ريزى مجتمع‌هاى زيستى معمولاً بايستى در نظر گرفته شوند، نمى‌شود. مسائل زمين‌شناسي، نوع خاک (در رابطه با فاضلاب‌ها و ايستادگى ساختمان‌ها) زلزله‌خيزى منطقه، منابع آب زيرزمينى و عمق آنها، مسيل‌ها و نقاط پست و سيل‌گير، امکان وزش بادها و گردبادهاى سهمگين، محفوظ نگهداشتن مناطق داراى معادن طبيعى از برنامه‌هاى گسترش و يا نوسازى شهري؛ و بسيارى موارد ديگر که بايستى در محاسبات برنامه‌ريزى مسکن درنظر گرفته شوند.


در کليهٔ موارد بالا بايد تعادلى بين سهولت اجراءِ طرح‌هاى مسکن، هزينهٔ تعميرات و حفظ منابع طبيعى و ساير موارد برنامه‌ريزى وجود داشته باشد.


هدف‌هاى کلى برنامه‌ريزى براى توسعهٔ بافت‌هاى مسکوني، به شرح زير است:


- انتخاب زمين براى مسکن با توجه به مسائل زمين‌شناسى (شيب زمين، ايستائى زمين،...) و آسانى و سهولت کلى انجام برنامهٔ توسعهٔ مسکن.


- ايجاد محيط‌هاى مسکونى در مجاورت و همسايگى يکديگر به منظور تسهيل بيشتر در احداث تأسيسات جمعى و عمومى و بسط روابط اجتماعي.


- در نظر گرفتن کيفيت خيابان‌هاى بخش مسکونى و ارتباط محيط‌هاى مسکونى با مراکز کار، به نحوى‌که شبکهٔ معابر، ترافيک را به قلب محلات مسکونى هدايت نکند.


- پيش‌بينى کليهٔ نيازها با ايجاد تنوع در تيپ‌ها و اندازهٔ واحدها با توجه به‌قدرت خريد و يا اجارهٔ گروه‌هاى مختلف مردم.


- حفظ زيبائى‌هاى طبيعى در مناطق مسکونى.


- درنظر داشتن سنن و مسائل اخلاقى مردم و رعايت اصول هنرى در ساختمان‌ها از ديدگاه اجتماعى و زيباسازى شهر.


- حفظ بناهاى تاريخى و سنّتى.


- ايجاد قواعد کلى در مجموعه‌هاى ساختمانى و در محيط‌هاى مسکونى از ديدگاه ناحيه‌بندى مناطق مختلف. از نظر موقعيت مکانى نيز، مى‌بايستى زمين‌هاى موردنظر براى ايجاد مسکن به اندازهٔ کافى براى ايجاد امکانان محله‌اى وسعت داشته و شکل مناسب آن را نيز دارا باشند.


استانداردهاى مسکونى که نسبت به انواع تراکم‌هاى پيشنهادى متفاوت مى‌باشد، بايستى قابل انعطاف بوده و نسبت به شرايط مختلف محلى قابليت تطبيق داشته باشند. اين نيز، بستگى به اولويت‌هائى دارد که در برنامه‌ريزى مسکن (از نظر طبقات ساختمان، سيماى شهرى و تراکم جمعيت) در نظر گرفته مى‌شود. طبقات ساختمان‌هاى مسکونى و ضوابط و درصد سطوح زيربناها نيز، از چند ديدگاه قابل بررسى مى‌باشند:


۱. يکى آنکه ارتفاع و تعداد طبقات ساختمان‌ها در رابطه با سيماى شهرى و زيبا‌سازى شهر و استفاده از ديد و مناظر عمومى شهر درنظر گرفته شده باشند.


۲. ديگر آنکه دررابطه با پيشنهاد تراکم‌هاى مسکونى باشند و نکات مثبت و منفى اين قبيل مساکن بررسى شوند.


۳. مسئلهٔ طبقات ساختمان‌ها و زندگى در آنها از نظر اجتماعى و در رابطه با سنت‌هاى محلى و خصوصيات ديگر اجتماعى و فرهنگى مورد مطالعه قرار گيرند.


۴. تعداد طبقات ساختمان‌ها و ويژگى‌هاى ساختمانى در ارتباط با خصوصيات طبيعى و اقليمى باشند.


۵. با توجه به طبقات ساختمان‌ها و مشرف‌بودن ساختمان‌ها به نواحى مجاور به مسئلهٔ پوشيدگى زندگى و آرامش و آسايش خانواده‌ها، دقت کافى مبذول گردد.


از نظر استفاده از انرژى چه در زمينهٔ استفاده از برق، نيروهاى حرارتى و برودتى به‌منظور گرم يا سرد نمودن محيط زندگى و يا استفاده از روشنائى مصنوعى و آسانسور و چه در زمينهٔ آب‌رساني، گازرسانى و شبکه‌هاى تلفن و فاضلاب، پيش‌بينى لازم در رابطه با تعداد طبقات و اندازه تراکم‌هاى ساختمانى صورت پذيرفته باشد.


۶. امکان توسعهٔ تأسيسات مورد احتياج نواحى مسکونى همگام با شبکهٔ راه‌هاى ارتباطى منظور نظر قرار گيرند.


اين نکته قابل ذکر است که ساختمان‌هاى چندطبقه نسبت به شبکهٔ معابر و طرق ارتباطى در هنگام رفت و برگشت ساکنين از محيطى مسکونى به محيط کار و تحصيل و مانند آنها و يا بالعکس، مشکلاتى را دربر دارد که خود گهگاه بر بسيارى از شبکهٔ معابر شهرى تأثيرگذار مى‌باشد.


غالباً يکى از مهم‌ترين عوامل مسکن يعنى انتخاب زمين، اتفاقى و يا برحسب تصادف صورت مى‌گيرد. در اکثر مواقع اين انتخاب از باقيماندهٔ زمين‌هائى است که براى مصارف ديگر شهرى درنظرگرفته شده است. ولى به‌هر ترتيب بايستى سعى شود که انتخاب زمين مسکوني، بدون لطمه‌زدن به کيفيت سايرانواع استفادهٔ از زمين يا بالعکس باشد.