عوامل طبيعى و طرح‌هاى شهرسازى

رابطه و وابستگى فعاليت‌هاى انسانى با مکانى که اين فعاليت‌ها در قلمرو آن ظاهر مى‌شود، و هماهنگى و ناهماهنگى‌‌هاى طبيعى که در نواحى مختلف سيارهٔ زمين وجود دارد، بس مهم و شايان توجه است.


شرايط محيط طبيعي، چه از ديدگاه منطقه‌اى و چه از جهت موقعيت‌هاى خاص يک شهر يا يک روستا، همواره عامل پيشرفت يا بازدارنده بوده است. انسان‌ها، مسکن روستائى و شهرى و حتى نوع معيشت و اقتصاد خود را، بر اساس داده‌‌هاى طبيعى بنيان گذارده‌اند. انعطاف نسبت به محيط زيست، در مظاهر مختلف تمدن‌هاى بشرى نمايان است. بنابراين، همين عامل خود در چگونگى به‌وجود آمدن واحه‌ها، شهرها و آبادى‌ها، نقش عمده‌اى را ايفاء نموده است. عوامل محيط طبيعى به صورت جلگه‌، دشت‌، فلات‌، دريا‌، کوه‌، تپه‌، بيابان و صحرا از يک سو و عوامل آب و هوائى از سوى ديگر، در نقش‌آفرينى شهرها و آبادى‌ها و انهدام يا گسترش آنها، عامل مؤثر بوده است.

ارتفاع و پستى و بلندى

عوامل و شرايطى که محلى را براى ايجاد شهرى مساعد مى‌کند و امکان توسعه‌هاى بعدى آن را فراهم مى‌آورد، متعدد است. معمولاً، روستاها و شهرها در نقاط مرتفع توسعه نمى‌يابند. غالب شهرها و روستاها، در جلگه‌ها و دشت‌ها و نقاطى که ارتفاع زيادى نداشته‌اند به‌وجود آمده‌اند. پستى و بلندى همچنان‌که در تغييرات آب و هوائى مؤثر مى‌باشد، در شهرها نقش مؤثرى دارد. در احداث شبکهٔ تأسيسات شهرى مانند شبکهٔ آب و فاضلاب، حتى‌الامکان سعى مى‌شود که از شيب طبيعى زمين به منظور توسعهٔ چنين شبکه‌هائى کمک گرفته شود. اراضى پست و بلند، از نظر توسعه شهرى قابل تأمل هستند. نقاطى که پست و کم‌ارتفاع هستند، معمولاً از جمله اراضى مرغوب براى ايجاد محلات به‌حساب نمى‌آيند؛ خاصه در نواحى سيل‌گير، ضمن آنکه امکان بروز سيل در آنها مى‌رود، از نظر توسعهٔ شبکه‌هاى آب و فاضلاب و جمع‌آورى و دفع آب‌هاى سطحى نيز، با مشکلاتى روبه‌رو مى‌گردند. نقش پستى و بلندى زمين و شيب مناسب، در احداث راه‌ها، سيماى شهرها، ارتفاع ساختمان‌ها و بالاخره ديد و منظر شهرى بسيار قابل توجه است.


قرارگاه شهر يا روستا و شکل ناهموارى زمين، ممکن است به‌کلى مانع رشد آنها و يا باعث رشد و توسعهٔ آنها گردد. مثلاً اگر شهرها يا روستاها در محل تلاقى کوه و جلگه واقع شده باشند، يا در محل درّه‌هائى که کوهستان‌ها را از هم جدا مى‌کند، يا در نقطهٔ به هم‌گرائى و پيوستگاه درّه‌ها جاى گرفته باشند، ايجاد و توسعهٔ آنها با مشکلات چندانى روبه‌رو نخواهد بود. در حالى‌که توسط کوه‌ها محصور باشند، اين کوه‌ها خود از موانع مهم براى توسعه محسوب مى‌شوند.

زلزله

زلزله عبارت از حرکت‌هائى است که گهگاه در پاره‌اى از نقاط زمين روى مى‌دهد؛ و اثراتى مانند ويرانى ساختمان‌ها و صدمات مالى و جانى از خود برجاى مى‌گذارد. معمولاً، در طرح‌ها و برنامه‌ريزى‌هاى شهرى و منطقه‌اي، بايستى به‌هنگام ايجاد مراکز بزرگ جمعيتى در مناطق زلزله‌خيز، احتياط لازم را به‌عمل آورد. از نظر فنّي، نوع و جنس مصالح ساختمانى و کيفيت ايجاد ابنيه، طبقات ساختمان‌ها و پراکندگى يا به‌هم فشرده‌بودن آنها، مى‌بايستى دقيقاً در ارتباط با زلزله و احتمال وقوع آن، پايه‌گذارى شود. همچنين، در ايجاد تأسيسات بزرگ منطقه‌اى مثل سدها و پل‌ها، مى‌بايستى اقدامات لازم در جهت محاسبهٔ ساختمان اين قبيل اماکن در رابطه با زلزله‌هاى احتمالي، به‌عمل آيد.


يکى از روش‌هاى مقابله با اثرات مخرب زلزله، احداث ساختمان‌هاى قوطى‌مانند بتونى است که در مواقع زلزله از تخريب ساختمان جلوگيرى مى‌کند.

سيل

بروز بارندگى‌هاى متوالي، طغيان رودخانه‌ها و جارى‌شدن آب در دشت‌هاى مسطح، از جمله عواملى است که در بنياد محيط‌هاى مختلف مسکونى مورد توجه قرار دارد. از استقرار و توسعهٔ شهرها در شيب‌هاى تند، نقاط پست و سيل‌گير، بايد جداً احتراز شود؛ و پيش‌بينى‌هاى لازم در رابطه با احتمال طغيان رودخانه‌ها و سيل صورت پذيرد؛ و حتى‌الامکان، از توسعهٔ شهر در جهت اراضى پست و سيل‌گير، دورى جسته شود.

کيفيت خاک

به‌همان اندازه که عوامل آب و هوائى و ساير عوامل طبيعى بر بافت و ساخت شهرها تأثير مى‌گذارند، کيفيت خاک نيز بر اين امر اثر دارد. جنس خاک در ارتباط با ميزان نفوذ آب و بارندگى‌ها، و درجهٔ مقاومت آن در مقابل ايستائى تأسيسات ساختمانى و طبقات ساختمان‌ها، از اهميت ويژه‌اى برخوردار است. مسلماً در صورت عدم مقاومت خاک نمى‌توان براى احداث ساختمان‌هاى چندطبقه و بزرگ بدون استفاده از تکنيک‌هاى فنى که هزينه‌هاى سنگينى را نيز به‌همراه دارد، همت گماشت. در صورتى‌که جنس خاک براى نفوذ هرز آب‌ها و فاضلاب‌ها مساعد نباشد، شهرها براى دفع چنين آب‌هائى با مشکلاتى روبه‌رو خواهند بود. از طرف ديگر، جنس خاک در توسعهٔ مزارع کشاورزى اطراف شهرها و گسترش و ايجاد فضاى سبز داخل و خارج شهر، يکى از عوامل تعيين‌کننده است.