زمينى که در روى آن زندگى مى‌کنيم سياره‌اى است چون ديگر سيارات، کروى‌ شکل، اعتقاد به کرويت زمين چيز تازه‌اى نيست بلکه در يونان باستان رياضى‌دانان، نجوم‌دانان و علماى جغرافيا بدان معتقد بودند و روش‌هائى در تأييد عقايد خود ابداع مى‌نمودند که نحوه اثبات عقايد آنان تا قبل از اختراع موشک‌هاى قاره‌پيما در اواسط قرن بيستم در مراکز علمى تدريس مى‌گرديد ولى امروزه بيشتر ارزش تاريخى يافته‌اند. براى مثال يکى از اين رو‌ش‌ها را که مسعودى مورخ و جغرافيدان عرب در اوايل قرن چهارم هجرى متذکّر شده است نقل مى‌کنيم:


درياها همانند زمين مدور هستند زيرا اگر به دريا پيش رويم زمين و کوه‌ها به‌تدريج از ديده نهان شوند و به مرور از قله‌کوه‌هاى بلند چيزى مشاهده نمى‌گردد و اگر به سمت ساحل پيش آئيم، کوه‌ها به‌تدريج نمودار گردند و چون نزديک ساحل رسيم درختان و زمين ديده مى‌شوند، مثلاً اگر کشتى از سمت طبرستان به دل دريا رود، کوه دماوند به‌تدريج از نظر نهان گردد تا آنجا که مشاهده نشود ولى اگر از دريا به سمت طبرستان نزديک شوند، ابتدا کمى از بالاى اين کوه را ببينند و هر چه به ساحل نزديک‌تر گردند قسمت بيشترى از کوه نمايان شود و اين دليل آن سخنى است که گفته‌اند آب دريا کروى است و شکل مدور دارد.


ناهموارى‌هاى سطح زمين در مقايسه با وسعت آن بسيار بسيار اندک هستند و به‌ هيچ‌وجه شکل کرويت زمين را به‌هم نمى‌زنند زيرا در مقايسه شعاع زمين (۶۳۷۰ کيلومتر) نسبت به‌بلندترين قله موجود در سطح زمين (قله اورست در سلسله کوه‌هاى هيماليا حدود ۸۷۰۰ متر) رقمى حدود (يک‌هفتصدم) را به‌دست مى‌دهند. اگر فرض کنيم آب درياها و اقيانوس‌ها نيز خشک گردد، عميق‌ترين نقطه اقيانوس‌ها (نقطه‌اى در اقيانوس کبير واقع در شرق مجمع‌الجزاير فيليپين) از حدود ۱۱،۰۰۰ متر تجاوز نمى‌نمايد بنابراين اختلاف ارتفاع عميق‌ترين نقطه اقيانوس‌ها تا مرتفع‌ترين قله کوه‌ها بيش از ۱۹،۷۰۰ متر و يا حداکثر ۲۰،۰۰۰ متر نخواهد بود که در اين‌صورت هم اين نسبت در رابطه با شعاع زمين رقمى حدود (يک‌سيصدم) را به‌دست مى‌دهد که باز رقمى بسيار کوچک و ناچيز است و به هيچ‌وجه شکل کرويت را تغيير نمى‌دهد.( براى تجسم، هندوانه مدورى به قطر ۶۰ سانتى‌متر را در نظر بگيريد که روى پوسته آن خراشى به عمق حدود يک ميلى‌متر ايجاد گردد)

ابعاد کره‌زمين

از هنگامى‌که قدما به کرويت زمين معتقد شدند درصدد يافتن راهى جهت اندازه‌گيرى ابعاد آن برآمدند، طريقه اندازه‌گيرى بدين شکل بود که دو نقطه معين از زمين صاف و بى‌عارضه‌اى را در جهت شمالى ـ جنوبى در نظر گرفته مسافت اين دو نقطه را دقيقاً اندازه‌گيرى مى‌نمودند سپس از هريک از دو نقطه مذکور در زمان معينى خورشيد را رصد مى‌کردند، در اين اندازه‌گيرى بين رؤيت خورشيد و سطح افق زاويه‌اى تشکيل مى‌گردد که اندازه آن با اندازه زاويه‌اى که در نقطه دوم انجام مى‌گيرد داراى اختلافى است که مقدار اين اختلاف به زاويه برابر است با فاصله طولى بين دو نقطه مذکور. با در نظر گرفتن ۳۶۰ درجه محيط کره‌زمين اندازه طولى مسافت دور کره‌زمين نسبت به رقم اندازه‌گيرى شده مشخص مى‌گردد.


بسيارى از دانشمندان دنياى قديم بدين اندازه‌گيرى دست زدند صحيح‌ترين ارقامى که قدما در اين مورد به‌دست آورده‌اند عبارت است از:


اراتستن در قرن سوم هجرى از ميلاد به‌اندازه‌گيرى ابعاد کره‌زمين پرداخت. براى اين اندازه‌گيرى فاصله بين ”اسوان (اسوان (سى‌ين) شهرى است در جنوب مصر بسيار نزديک به مدار رأ‌س‌السرطان واقع در سمت راست رود نيل)“ و ”بندر اسکندريه (بندر اسکندريه در شمال مصر در کنار دلتاى رود نيل در ساحل جنوب‌شرقى مديترانه قرار دارد).“ را به دقت اندازه‌گيرى نموده سپس از هريک از دو شهر مذکور در آخر فصل بهار خورشيد را رصد نموده اختلاف زاويه‌اى آنها را ۲ و ۷ درجه (۷ درجه و ۱۲ دقيقه) برابر با ۵۰۰۰ استاد (هر استاد ۵ و ۱۵۷ متر) اندازه‌گيرى نمود و از اين طريق محيط کره‌زمين را ۳۷۵ و ۳۹ کيلومتر محاسبه نمود.


بطلميوس نيز در قرن دوم ميلادى اندازه يک درجه از دايره عظيمه دور کره‌زمين را شصت و سه و دو‌سوم ميل محاسبه نمود که با در نظر گرفتن ۱۴۸۰ متر براى هر ميل رومى دور کره‌زمين حدود ۳۴،۰۰۰ کيلومتر محاسبه مى‌گردد.


جغرافيدانان و منجمين اسلامى نيز به شناسائى ابعاد زمين دست زدند. در اوايل قرن سوم هجرى هيئتى که در رأس آنها ابوموسى خوارزمي۱ورخ و جغرافيدان ايرانى و يکى از دانشمندان دنياى اسلام قرار داشت به امر مأمون خليفه در بيابان ”سنجار (بيابان سنجار در کنار شهر سنجار در غرب موصل در شمال‌غربى عراق واقع شده است)“. به اندازه‌گيرى ابعاد زمين پرداختند و طول يک درجه از محيط زمين را ۶۵ ميل محاسبه نمودند و براساس اين محاسبه طول محيط کره‌زمين ۴۶،۸۰۰ کيلومتر خواهد گرديد. (در آن زمان برخى منابع (تقويم‌البلدان) هر سه ميل را يک فرسنگ (۶ کيلومتر) محاسبه مى‌نمودند).


(۱وارزم منطقه‌اى است که رود جيحون (آمودريا) از وسط آن مى‌گذرد، تولدابو موسى را در شهر ”خيوه؛“ يکى از شهرهاى خوارزم مى‌دانند.


وى همچنين اطلسى از نقشه‌هاى آسمان و زمين فراهم نمود.


يکى ديگر از دانشمندان بى‌نظير دنياى اسلام که به اندازه‌گيرى ابعاد زمين در قرن پنجم هجرى پرداخت ابوريحان بيرونى منجم، جغرافيدان و سياح اهل خوارزم است. وى محيط کره‌زمين را حدود ۷۰۰۰ فرسنگ (دانشمندان نامى اسلام، صفحه ۱۴۰، حاشيه) کمتر از ۴۲،۰۰۰ کيلومتر اندازه‌گيرى نموده بود.


در سال ۱۷۹۰ ميلادى محيط کره‌زمين توسط فرانسويان محاسبه و دور کره‌زمين را به چهل ميليون واحد (۰۰۰ٰ،۴۰،۰۰۰) قسمت کرده و هر واحد را يک متر ناميدند، بر اين اساس شعاع زمين ۶،۳۶۶ کيلومتر محاسبه گرديد۲لى در سال ۱۸۷۹ مجدداً به اندازه‌گيرى دقيق‌ترى پرداختند و در نتيجه شعاع زمين ۶۳۷۸ کيلومتر به‌دست آمد۳.


شعاع قطبى زمين از شعاع استوائى کوتاه‌تر است زيرا قطبين زمين حدود ۲۱ کيلومتر نسبت به استوا فرورفتگى دارند، علت اين فرورفتگى را گردش دورانى زمين به دور محور خود مى‌دانند.


کره‌زمين جزء منظومه شمسى است و به‌همراه سياره‌هاى ديگر اين منظومه به دور خورشيد مى‌گردد، علاوه بر اين گردش زمين يک گردش هم به دور خود دارد.


         ۴۰،۰۰۰،۰۰۰ متر   محيط دايره          
  ۶۳۶۹ کيلومتر  = _________________  = ______________  =  شعاع = R          ۱۴/۳×۲   ۲Л          


        ۴۰/۰۵۶/۳۰۸   محيط دايره          
  ۶۳۷۸ کيلومتر  = _________________  = ______________  =  شعاع = R          ۱۴/۳×۲   ۲Л          


هيئت، دکتر عباس رياضى ـ محمد على سينا، چاپ چهارم، (محاسبه شده).