پوشاک

به مناسبت سرماى زياد منطقه، اسکيموها ضخيم‌ترين لباس که از پوست حيوانات منطقه‌اى تهيه مى‌کنند مورد استفاده قرار مى‌دهند، از اين رو پوست شير دريائى به واسطه ضخامت نسبى بسيار مورد توجه آنها مى‌باشد، بين لباس مردان و زنان تفاوت کلى وجود ندارد و اسکيموها در تهيه پوشاک به‌جز به گرماى لباس به‌هيچ چيز ديگر نمى‌انديشند. جوراب و دستکش خود را طورى درست مى‌کنند که آب در آن نفوذ ننمايد، کلاه ضخيم آنها به تن‌پوش آنها متصل است که در وقت لزوم مورد استفاده قرار مى‌گيرد، شکارچيان اسکيمو لباس‌هائى از چرم و پوست مى‌پوشند و گاهى آنقدر لباس مى‌پوشند که اگر پرت شوند و يا به زمين بخورند، براى برخاستن احتياج به کمک دارند.

مسکن

تا قبل از راه يافتن سفيدپوستان به مناطق مسکونى اسکيموها، ساکنين قطب چنين مى‌انديشيدند که دنيا را يکپارچه يخ فرا گرفته است، محل سکونت آنها را تا ۷۷ درجه عرض شمالى جغرافيائى متذکر شده‌اند، و در تابستان‌ها از محل مذکور باز هم بالاتر مى‌روند زيرا هنگامى‌که در اوايل تابستان ۱۸۳۱ دسته‌اى از مکتشفين براى رسيدن به نقطه قطبى به ۸۹ درجه عرض شمالى رسيده بودند چندين خانوار اسکيمو را مشاهده نمودند که در آنجا سکونت دارند. اسکيموها در پائيز و زمستان در صحراهاى پربرف به مناطق جنوبى‌تر کوچ مى‌نمايند و اغلب به‌دنبال شکار چندين کيلومتر را در ظلمت محض با سورتمه مى‌پيمايند و در اين جابه‌جائى براى استراحت خود خانه‌هاى موقت يخى به‌نام ”ايگلو“ مى‌سازند. ايگلو براى اسکيموها صرفاً جنبه پناهگاه موقتى را در مدت دورى از منزل دارد براى ساختن اين خانه‌ها با چاقوى مخصوص تخته‌هائى از يخ را بريده به قطر دلخواه که بستگى به تعداد شکارچيان و همراهان آنها دارد، دايره‌وار بر روى هم مى‌چينند.


ساختمان ايگلو به‌سرعت پيش مى‌رود و پس از اتمام به‌صورت خانه‌اى گنبدى‌شکل به‌نظر مى‌رسد، براى استحکام بيشتر، شکاف بين قطعات يخ را با برف بندکشى مى‌نمايند پس از پايان آن مدخلى هم براى آن ترتيب مى‌دهند، دو برابر يکى از ديواره‌هاى داخلى بنا سکوئى از برف تهيه مى‌نمايند و روى آن را با پوست حيوانات مى‌پوشانند تا خوابگاه راحتى شود.


هيئت مکتشفين قطب شمال که در زمستان ۱۸۲۲ از يک دهکده اسکيموئى ديدن کرده‌اند درباره خانه‌هاى اسکيموئى چنين مى‌نويسد:


”... در فاصله سه کيلومترى از کنار دريا خانه‌هائى سفيد از برف بنا شده بود، قريب ۲۰ خانوار اسکيمو در اين ساحل منزل داشتند، تعداد خانه‌ها شش عدد و قريب ۶۵ نفر اسکيمو با سگ‌ها و سورتمه‌هاى يخى و قايق‌هاى آنها در آنجا گنجيده بودند، خانه‌ها چيزى به‌جز يخ و برف نبود، به‌واسطه درى که مثل گنبد ساخته بودند به آنجا داخل مى‌شدند و اغلب براى وارد شدن به روى شکم مى‌خزيدند، محل عبور آنها به ارتفاع نزديک به يک متر تراشيده شده بود و از آنجا داخل مى‌شدند، جميع خانه‌ها تقريباً نظير يکديگر ولى مختصر تفاوتى با هم داشتند، ارتفاع اطاق‌ها از حدود ۲۵/۴ متر بيشتر نبود، جيمع آلات و اسباب آن از يخ ساخته شده بود، در آنجا به‌غير از يخ چيز ديگرى مشاهده نمى‌شد حتى از يخ درهائى تراشيده ترتيب داده بودند، در سقف اطاق‌هاى آنها در عوض آئينه قطعه يخى را به ارتفاع حدود ۶۰ سانتى‌متر تراشيده و صاف نموده و نصب کرده بودند، به‌جهت روشنائى اطاق‌ها اين يخ‌هاى صاف را درست مى‌نمايند و هرکدام از اين خانه‌ها را در مدت دو ساعت تمام، مى‌کنند، در گوشه منازل آنها يک جاى مرتفعى بنا کرده بودند که گويا عوض نيم‌ تخت بوده باشد و در روى آن رختخواب‌هاى خودشان را گسترده بودند که از پوست حيوانات بود و ...........“


در مناطق جنوبى آلاسکا، اسکيموها در تابستان در چادرهائى زندگى مى‌کردند که از پوست شير دريائى تهيه شده بود.


بدين ترتيب مشاهده مى‌کنيم که در سردترين منطقه جهان اسکيموها چگونه زندگى خود را با طبيعت هماهنگ ساخته‌اند و چگونه در نبرد با طبيعت به حيات خود ادامه مى‌دهند.


قطب جنوب هم از لحاظ طبيعى همانند قطب شمال مى‌باشد با اين تفاوت که قطب شمال را سراسر جزاير و آب‌هاى يخ بسته تشکيل داده و قطب جنوب منطقه وسيعى است از خشکى که در زير انبوهى از يخ و برف مدفون گرديده است، در اين منطقه هم در پائيز و زمستان هيچ‌گاه خورشيد غروب نمى‌کند و بقيه مدت سال، سراسر منطقه در ظلمت فرو مى‌رود.


قطب جنوب در نيمه دوم قرن هيجدهم توسط يک دريانورد انگليسى (جيمز کوک James cook دريانورد معروف انگليسى در سال ۱۷۶۸ به‌همراه يک هيئت علمى قطب جنوب را کشف کرد) کشف گرديد، از آن به بعد هيئت‌هاى مکتشفين دولت‌هاى بزرگ پايگاه‌هائى در مناطق مختلف آن ايجاد نموده و در تمام مدت سال تحولات فصولى منطقه را مطالعه مى‌نمايند.


براساس اطلاعات يکى از اين هيئت‌ها در سال ۱۹۵۱ دسته‌اى لرزه‌نگار پس از ۴۶ بار انفجار ضخامت يخ را در قطب جنوب ۱۹۴۳ متر حساب کردند. بادهائى که در خردادماه مى‌وزند بدون انقطاع چون آبشار عظيمى از سراشيب کوه‌هاى عظيم يخ با سرعت حدود ۳۰۰ کيلومتر در ساعت در منطقه جريان داشت و سرماى منطقه را وزش بادها به ۷۴ درجه سانتى‌گراد زير صفر رسانيده بود و اين سرما در فروردين‌ماه که آغاز فصل پائيز منطقه است به‌هنگام ظهر تا ۴۱ ـ درجه سانتى‌گراد اندازه‌گيرى شده است.


شير دريائى تنها پستاندار و پنگوئن معروف‌ترين مرغ منطقه و مرغ طوفان غول‌پيکر که فاصله بين سر و بال آن به ۲ متر مى‌رسد عظيم‌ترين پرنده قطب جنوب مى‌باشد. در قطب جنوب انسان بومى زندگى نمى‌کند و تنها انسان‌هاى منطقه مکتشفينى هستند که براى شناسائى منطقه، سخت‌ترين شرايط آن را تحمل مى‌نمايند، تعداد اين مکتشفين را که تبعيت کشورهاى مختلف را دارند در زمستان حدود ۷۰۰ نفر و در تابستان منطقه تا حدود ۱۰ برابر رقم مذکور متذکر شده‌اند، در قطب جنوب در مواردى‌که دانشمندان نياز به‌حمل بار و آذوقه و يا جابه‌جائى اثاثيه و يا افراد را داشته باشند از ابتکار و تجربه اسکيموهاى قطب شمال استفاده نموده و سورتمه به‌کار مى‌برند.