خوراک

به خاطر سرماى شديد و پوشيده بودن سطح زمين از يخ کشاورزى منطقه فصلى و بسيار محدود است، خوراک سکنه بومى تا قبل از نفوذ سفيدپوشان منحصراً از راه شکار تأمين مى‌شد، اسکيموها از کودکى راه و رسم شکار را مى‌آموزند، در طى قرون متمادى به‌سختى عادت کرده‌اند و اصولاً افرادى پرطاقت مى‌باشند و تا امروز هم اين خصايص خود را حفظ نموده‌اند.


چه در فصل شب و چه در فصل روز اسکيموها به شکار حيوانات قطبى مى‌انديشند، گوزن، شير و فيل‌ دريائي، ماهي، خرس قطبى و پرندگان بهارى معروف‌ترين شکار آنها هستند، شکارگاه‌ها جزء اموال عمومى و اشتراکى است، همه آنها در فعاليت‌هاى گوناگون شرکت مى‌نمايند و به‌هنگام شکار فعاليت جمعى را آغاز مى‌نمايند.


آب‌هاى ساحلى منطقه محل زندگى شير دريائى است، هر کجا که يخ‌هاى ساحلى نازک باشند و در بهار به سهولت شکسته و آب گردند جايگاه تجمع اين حيوان خواهد بود زيرا شير دريائى جهت تنفس نياز به حفر سوراخى در يخ دارد، هر شير ممکن است چند سوراخ براى تنفس خود ايجاد نمايد، اسکيموها اين سوراخ‌ها را شناسائى نموده و با نيزه در کنار آنها کمين مى‌کنند، فصل شکار شير دريائى بيشتر زمستان و اوايل بهار مى‌باشد زيرا با آغاز بهار و ورود گله‌هاى بزرگ گوزن قطبى از جنوب به شمال شکار شير دريائى اهميت قبلى خود را از دست مى‌دهد، وزن يک نوع شير دريائى به‌نام ”شير ريشدار“ به حدود ۲۵۰ کيلوگرم مى‌رسد و طول قد آن تا ۳ متر نيز ديده شده است، بيشترين نياز زندگى مردم منطقه با شکار اين حيوان برطرف مى‌گردد زيرا گوشت آن غذاى عمده اهالى را فراهم نموده و روغن حاصل نيازهاى سوختي، پوستش به مصرف پوشاک رسيده و از استخوانش ابزار مورد نياز را مى‌سازند و هيچ قسمت از بدن حيوان بدون استفاده نمى‌ماند.


پس از شير دريائى شکار گوزن مورد توجه اسکيموها است، گوزن‌هاى منطقه که به ”کاريبو“ شهرت دارند بيشتر به‌طور وحشى در منطقه قطبى زندگى مى‌نمايند، به‌هنگام زمستان به طرف جنگل‌هاى جنوبى رهسپار گرديده و با فرا رسيدن بهار قبل از ذوب برف‌ها به سمت توندراهاى شمال مى‌روند، حرکت و کوچ گوزن‌ها دسته‌جمعى و در گله‌هاى بيش از هزار رأس حرکت مى‌کنند (گله‌هائى از اين حيوان در گذشته تا ۰/۳ ميليون رأس ديده‌اند ولى امروزه تعداد کلى آن را بيش از ۷۵۰،۰۰۰ رأس نمى‌دانند. (سرزمين‌هاى يخبندان، صفحه ۸۸)، سر راه خود از رودها مى‌گذرند، درياچه‌ها را مى‌پيمايند و تا کرانه‌هاى درياى قطبى پيش مى‌روند و ماده‌هاى آنها در آنجا مى‌زايند و قبل از فرا رسيدن آبان‌ماه آرام آرام به جانب جنوب به راه مى‌افتند و در آبان‌ماه مجدداً به جنگل‌هاى جنوبى مى‌رسند.


کاريبو از نظر يک فرد قطبى انبار غذائى بزرگى است متحرک زيرا گوشت آن منبع گوشت تازه، پوست آن براى لباس و شاخ و استخوان آن براى ساختن ابزار مورد استفاده است. گله‌هاى بزرگ از گوزن اهلى را چادرنشينان شمال نروژ در منطقه ”لاپلند۱ه خاطر گوشت آن تربيت مى‌کنند.


(۱اپلند سرزمينى است به وسعت نزديک به ۴۰۰،۰۰۰ کيلومتر مربع که سراسر شمال نروژ، سوئد، فنلاند و شبه جزيره کولا در شمال غربى روسيه را فرا گرفته است، تمامى منطقه در شمال مدار قطبى واقع شده است، جمعيت آن را حدود ۳۰،۰۰۰ نفر مى‌دانند که حدود ۳/۲ آن در نروژ سکونت دارند، نژاد آنها را مغولى مى‌دانند. محل سکونت آنها نواحى کوهستانى توندراست که سراسر آن را جنگل، درياچه و رودخانه فرا گرفته است، سکنه به‌همراه گله‌هاى گوزن به‌طور فصلى کوچ مى‌نمايند.


فيل دريائى که گاهى وزن آن تا ۱۰۰۰ کيلوگرم مشاهده شده است در کنار ساحل گردهم جمع شده و به سهولت به دام مى‌افتند، علاوه بر استفاده از گوشت اين حيوان پوست فوق‌العاده ضخيم و دو دندان عاج آن مورد توجه اسکيموها است، خرس قطبى نيز مورد علاقه اسکيموها است زيرا گوشت آن را که وزنش تا ۴۵۰ کيلوگرم مشاهده شده مورد استفاده قرار داده و پوست ان را نيز به‌کار مى‌گيرند، اين حيوان در منطقه قطبى به‌دنبال روشنائى در محدوده‌اى به مهاجرت مى‌پردازد. شکار ماهى که غذاى محلى آن بر ديگر اغذيه منطقه ترجيح دارد بيشتر هنگامى صورت مى‌گيرد که هوا رو به روشنائى مى‌رود و اسکيموها نيزه به‌دست در اطراف سوراخ‌هائى که در يخ ايجاد مى‌نمايند به شکار آن مى‌پردازند.


علاوه بر تمام حيوانات فوق که مورد شکار و استفاده خوراکى قرار مى‌گيرند اسکيموها در بهار به شکار انواع و اقسام پرنده‌هائى مى‌پردازند که به قطب شمال مهاجرت مى‌نمايند.


اسکيموها گوشت اضافى حاصل از شکار را در زير توده‌هاى برف پنهان نموده و در زمان نياز مورد استفاده قرار مى‌دهند، پس از پايان تابستان اسکيموها منتظر مى‌مانند تا پوسته يخ روى آب‌ها ضخيم و ضخيم‌تر گردد تا بتوانند در سطح يخ‌زده درياها به‌حرکت درآيند، قايق‌هاى آنها در گذشته از استخوان ماهى تهيه مى‌گرديد و در بعضى موارد سورتمه‌هاى يخى مى‌سازند که سگ‌هاى تربيت‌شده اسکيموها را با بار و شکار آنها به‌حرکت درمى‌آورند، سگ‌ها با قدرت و با سرعت و بار زياد حرکت مى‌نمايند، تا جائى‌که گفته‌اند ۹ سگ در مدت ۹ دقيقه ۷۰۰ کيلوگرم بار را ۱۸۰۰ متر جابه‌جا نموده‌اند.