فاصله بين مدار رأس‌السرطان در نيمکره شمالى تا مدار قطبى را ”منطقه معتدله شمالي“ و فاصله بين مدار رأس‌الجدى در نيمکره جنوبى تا مدار قطبى را ”منطقه معتدله جنوبي“ مى‌نامند، پهناى منطقه معتدله در هر نيمکره حدود ۴۸۰۰ کيلومتر و مساحت هر يک از دو نقطه معتدله حدود ۱۳۰،۰۰۰،۰۰۰ کيلومتر مربع برآورد گرديده است يعنى حدود ۵۱ درصد، از کل سطح زمين در منطقه معتدله واقع شده است. خورشيد در اين منطقه با زاويه مى‌تابد و چون حرکت ظاهرى آفتاب در منطقه استوائى از هر مدارى تا مدار بعدى مذکور (مدارات استوا، رأس‌السرطان و رأس‌الجدي) سه ماه به‌طول مى‌انجامد، اين مدت زمانى فصلى را در منطقه ايجاد مى‌نمايد. تغييرات فصول با تغييرات آب‌وهوائى نيز همراه است. تغييرات آب‌وهوائى فصلى به اختلاف ساعات شبانه‌روز وابسته است و اين اختلاف ساعت با عرض‌هاى مختلف جغرافيائى رابطه مستقيم دارد که در سراسر منطقه تا حدود ۲۰ ساعت به‌شرح زير در نوسان است:

اختلاف ساعت در منطقه معتدله


عرض جغرافيائى (درجه) بلند ترين روز کوتاه‌ترين روز اختلاف
ساعت دقيقه ساعت دقيقه ساعت دقيقه
۵/۲۳ ۱۳ ۲۷ ۱۰ ۳۳ ۲ ۵۴
۲۵ ۱۳ ۳۳ ۱۰ ۲۷ ۳ ۶
۳۰ ۱۳ ۵۶ ۱۰ ۴ ۳ ۵۲
۳۵ ۱۴ ۲۱ ۹ ۳۹ ۴ ۴۲
۴۰ ۱۴ ۵۱ ۹ ۹ ۵ ۴۲
۴۵ ۱۵ ۲۶ ۸ ۳۴ ۶ ۵۲


بانگاهى به جدول اختلاف ساعت در منطقه معتدله مشاهده مى‌کنيم که اختلاف ساعت در قلمرو منطقه معتدله از حدود ۳ ساعت در روى مدار رأس‌السرطان و يا رأس‌الجدى آغاز شده به حدود ۲۰ ساعت در روى مدار قطبى پايان مى‌پذيرد (بدون در نظر گرفتن فلق و شفق) بنابراين در منطقه معتدله حدود ۱۷ ساعت بين طول ساعات شب و روز اختلاف ايجاد مى‌گردد.


در اين منطقه (و در سراسر جهان) در مدت سال دو بار طول ساعات شبانه‌روز برابر مى‌گردند يکى روز اول بهار و ديگرى روز اول پائيز و اين حالت زمانى است که خورشيد بر روى خط استوا عمودى مى‌تابد،حرکت ظاهرى آفتاب از خط استوا به‌سمت شمال و يا جنوب سبب ايجاد فصول در هر يک از دو نيمکره شمالى و جنوبى مى‌گردد.

بهار

حرکت ظاهرى آفتاب يا تابش عمودى آن از خط استوا تا مدار رأس‌السرطان سه ماه به‌طول مى‌انجامد، در طى اين مدت هواى نيمکره شمالى آهسته آهسته روبه گرمى رود و اندک‌اندک بر طول روزها افزوده مى‌گردد چون هر روز تابش عمودى در عرض شمالى‌ترى مى‌تابد و از طول ساعات شب کاسته مى‌گردد، اختلاف ساعت طول شبانه‌روز در نزديکى‌هاى مدار رأس‌السرطان به‌طور نسبى کم و هرچه به‌طرف شمال برويم بر مدت اين اختلاف افزوده مى‌گردد و در آخرين روزهاى بهار به‌حداکثر خود مى‌رسد زيرا در اطراف مدار قطبى حدود ۲۰ ساعت خورشيد را در آسمان جنوبى منطقه مشاهده مى‌کنند. در نيمکره جنوبى عکس آن ايجاد مى‌گردد زيرا با آغاز بهار در نيمکره شمالى فصل پائيز نيمکره جنوبى فرا مى‌رسد.

تابستان

مدار رأس‌السرطان شمالى‌ترين نقطه‌اى است که در آخرين روز بهار خورشيد بدان عمودى مى‌تابد و از فرداى آن روز بازگشت حرکت ظاهرى آفتاب به‌سمت مدار استوا آغاز مى‌گردد، فاصله بين دو مدار مذکور سه‌ ماهه پيموده مى‌گردد که اين مدت آغاز و پايان تابستان نيمکرده شمالى (و زمستان نيمکره جنوبي) است.


از هنگامى‌که خورشيد به‌سمت مدار استوا پائين مى‌رود کوتاه‌شدن روزها اندک‌اندک آغاز مى‌گردد و با تابش آن بر روى مدار استوا براى يک‌روز طول ساعات شبانه‌روز در تمام جهان و طبعاً در هردو منطقه معتدله (نيمکره شمالى و جنوبي) برابر مى‌گردد. در فصل تابستان گرما به‌حداکثر خود مى‌رسد و با پايان‌يافتن اين فصل به‌مرور از شدت آن کاسته مى‌شود و عکس آن در نيمکره اتفاق مى‌افتد.

پائيز

در سه ماهه پائيز نيمکره شمالى حرکت ظاهرى و تابش عمودى آفتاب بين خط استوا و مدار رأس‌الجدى در نيمکره جنوبى مشاهده مى‌گردد، هرقدر که خورشيد نسبت به ما در عرض جغرافيائى جنوبى‌تر بتابد نسبت به زاويه تابش بر طول شب‌ها افزوده گرديده و متقابلاً از طول رزوها کاسته مى‌گردد، هنگامى‌که خورشيد بر روى مدار رأس‌الجدى عمودى مى‌تابد بلندترين شب‌هاى نيمکره شمالى فرا مى‌رسد که به شب ”يلدا“ مشهور است. در حالى‌که منطقه معتدله جنوبى کوتاه‌ترين شب‌ها و بزرگ‌ترين روزهاى سال خود را مى‌گذرانند.

زمستان

در سه ماهه زمستان نيمکره شمالى حرکت ظاهرى و تابش عمودى آفتاب از مدار رأس‌الجدى در نيمکره جنوبى آغازشده به‌مرور به‌سمت شمال حرکت نموده رفته‌رفته از طول روزها در منطقه معتدله جنوبى کاسته‌شده و به‌همان نسبت بر طول روزهاى منطقه معتدله شمالى افزوده گرديده تا سرانجام در آخرين لحظات پايان فصل مجدداً خورشيد بر مدار استوا عمودى تابيده و مدت شب و روز در هر دو منطقه معتدله برابر مى‌گردند و از فرداى آن روز خورشيد مجدداً به‌سمت نيمکره شمالى حرکت نموده و دور تسلسل هميشگى تکرار مى‌گردد.


چهار فصل منحصراً در منطقه معتدله ايجاد مى‌گردند منتها هرچه به‌طرف بالا و پائين منطقه حرکت نمائيم، هواى آن را سردتر و يا گرم‌تر از جايگاه مبداء مشاهده مى‌کنيم. مثلاً اگر در تابستان و يا هر فصل ديگرى از تهران به آذربايجان و خوزستان مسافرت نمائيم،آذربايجان را نسبت به‌تهران سردتر و خوزستان را گرم‌تر از تهران مى‌بينيم زيرا آذربايجان در شمال تهران و خوزستان در جنوب واقع شده‌اند، آذربايجان نسبت به خوزستان به منطقه قطبى نزديک‌تر و برعکس خوزستان نسبت به آذربايجان تا منطقه استوائى فاصله آن کمتر است در صورتى‌که هر دو در کشور ايران قرار دارند که خود جزءِ کشورهاى منطقه معتدله به‌‌شمار مى‌رود.


حال ببينيم انطباق معيشت انسانى با شرايط طبيعى چگونه است، تهيه طبيعى خوراک خود تابعى است از اقليم زيرا با تغيير فصل کم و کيف بسيارى از خوراکى‌ها تغيير مى‌يابد.


پوشاک نيز تابعى است که از فصول زيرا با فرارسيدن هر فصل لباس‌هاى متناسب با درجه حرارت مربوط بدان فصل مورد استفاده قرار مى‌گيرد و روزهاى بارانى به‌طورى تجهيز مى‌گردند که عکس‌‌العملى در مقابل ريزش برف و باران را دارا باشند.


شکل مسکن نيز به آب و هواهاى گوناگون منطقه معتدله وابسته است، در مناطق پرباران سقف‌خانه‌ها را بيشتر با سفال مى‌پوشانند و در مناطق گرم کويرى بادگيرهاى بلندى جهت کوران هوا در اماکن مسکونى برپا مى‌دارند. ديربارى است که در منطقه بلوچستان براى خنک‌نمودن هوا ”خارخانه“ مى‌سازند. خارخانه اطاقى است که ديواره‌هاى آن را از خارهاى فشرده بنا مى‌کنند و با نصب ظروفى در پشت‌بام خارخانه و پر آب کردن ظرف مذکور، آب توسط لوله‌هائى مشبک در ديواره خارها پائين مى‌ريزد و بادهاى گرم محلى به‌هنگام عبور به ديواره‌ مرطوب آن برخورد نموده گرد و خاک خود را از دست‌داده مقدار زيادى از حرارت آن کاسته گرديده، هواى خنک نسبى به‌داخل خارخانه وزيده و در نتيجه بين داخل و خارج خارخانه اختلاف درجه حرارت قابل‌توجهى ايجاد مى‌گردد.(خارخانه مادر کولرهاى آبى جديد به‌شمار مى‌رود.)


کوچ عشاير و به‌کار گرفتن انواع سياه چادر به‌عنوان مساکن عشايرى مشخص‌کننده هماهنگى محيط زندگى و محيط جغرافيائى است که در مجموع در هر منطقه ساکنين تغييرات فصلى آب و هوائى را باز شناخته و به‌مرور خود را با دگرگونى‌هاى فصلى منطبق ساخته‌اند.


برخى را عقيده بر اين است که ايجاد فصول و تغييرات آب و هوائى در محيط مسکونى انديشه ساکنين را بر آن داشته که راه‌هاى مقابله با طبيعت را جستجو نموده و به فکر راه چاره برآيند. بر اين پايه‌هاى فکرى تمدن در منطقه معتدله به‌ظهور رسيد و پديده‌هاى فکرى بشر متمدن دنياى قديم در مناطق واجد شرايطى چون کنار رودخانه متمرکز گرديد و تمدن‌هاى درخشانى چون تمدن چين، هند، ايران، بين‌النهرين، رم و يونان در منطقه مذکور پديدار گرديده و به‌دنبال آن مذاهب بزرگى چون مذهب کنفوسيوس، بودا، هندو، زردشتي، مسلمان، يهود و مسيحى در اين قسمت از جهان پا به‌عرصه ظهور نهاده به ارشاد مردم پرداختند.


گردش انتقالى زمين علاوه بر ايجاد فصول که مستقيماً زندگى انسانى را در محيط مسکونى تحت تأثير قرار مى‌دهد نتايج ديگرى نيز به‌بار مى‌آورد که مى‌توان تقويم را از آن‌ جمله دانست زيرا گردش زمين به‌دور خورشيد مبناى تقويم شمسى قرار دارد و با هر دور گردش کامل آن يک‌سال بر تاريخ ملت‌ها افزوده مى‌گردد.