بادهاى زيان‌آور

بادهاى زيان‌آور آن دسته از بادها مى‌باشند که مردم از وزش آنها هراسناک مى‌گردند مانند باد زيان‌آورى که در منطقه کهگيلويه و ممسنى بدان ”باد چپ“ مى‌نامد و يا بادهاى ۱۲۰ روزه سيستان که به‌هنگام وزش زندگى روستائيان منطقه را فلج مى‌نمايد و اثرات زيان‌بارى در معيشت ساکنين به بار مى‌آورد و سکنه هم متقابلاً به مقابله آن پرداخته و سعى بر خنثى نمودن نيروى آن مى‌نمايند و يا به اشکال مختلف نيروى آن را مهار نموده مورد بهره‌بردارى قرار مى‌دهند.

بادهاى کويري

در منطقه ”دشت کوير“ و ”دشت لوت“ به‌واسطه کم‌بارانى و بى‌بارانى سطح زمين در تابستان به شدت خشک و گرم مى‌گردند، با گرم شدن منطقه هوا منبسط و فشار کم و سبک ايجاد شده و به طرف بالا صعود مى‌نمايد و در نتيجه هواى سردى که با فشار زياد در کوه‌هاى شرقى (کوه‌هاى افغانستان) و کوه‌هاى شمالى (کوه‌هاى البرز شرقي) وجود دارد به سرعت به طرف کوير حرکت مى‌نمايد تا جايگزين هواى صعود کرده گردد.


راجع‌به اين بادها که به‌صورت فوق ايجاد مى‌گردند برخى از کويرشناسان که در قرن نوزدهم از مناطق مختلف کويرهاى ايران عبور نموده‌اند چنين مى‌نويسند:


... بادهاى کويرى آنچنان داغ بودند که گوئى از يک بخارى کاملاً داغ خارج مى‌شوند ... بدترين جاى کوير قسمت جنوب‌شرقى آن بين ”بم“ و ”نه“ بود که يکى از وحشتناک‌ترين نقاط تمام زمين است، در اينجا باد شمال‌غربى که حاکم بر اين منطقه است شن‌ها را جمع کرده و به‌صورت موج و تپه روى هم انباشته است جاى اين موج‌ها و تپه‌ها دائماً در حال تغيير است، خورشيد سوزانى زمين را گرم مى‌کند و آن را به‌صورت آهن گداخته درمى‌آورد، باد سام تقريباً هميشه مى‌وزد و در نتيجه عبور از روى صدها ميل کوير سوزان آنچنان خشک است که وقتى آدم يا حيوان را غافلگير مى‌کند در يک آن تمام ذرات رطوبت بدن را به خود جذب مى‌کند و تنها يک موميائى چروکيده و سياه بر جاى مى‌گذارد“.


وجود بادهاى خشک و سوزان و عدم وجود باران با شرايط محلى توأم شده صحراهاى خشک و کويرى را به‌وجود مى‌آورند مانند صحراى لوت و دشت کوير ايران (صحراهاى وسيع عربستان، صحراى شمال آفريقا، صحراى قراقوم در آسياى ميانه، صحراى پهناورگوئى واقع در چين غربى از اين دسته صحراها مى‌باشند) اختلاف درجه حرارت شب و روز در دشت لوت و دشت کوير بسيار زياد است و اين اختلاف درجه حرارت باعث شکستن، خرد شدن و ريز شدن سنگ‌ها مى‌گردد. بادهاى کويرى اين ريزه‌سنگ‌ها را جابه‌جا نموده و در نتيجه سطح کوير از شن و ماسه که توسط باد جابه‌جا شده است پوشيده گرديده که در اصطلاح محلى بدان‌ها ”شن باد“، ”داغ باد“ و ”سوز باد“ ناميده مى‌شوند و در بندرعباس و ميناب چنين بادهاى گرم و سوزانى را ”آتش باد“ مى‌نامند.

وصف کوير

جغرافيدانانى که در کوير ايران به سفر پرداخته‌اند در وصف کوير چنين اظهارنظر مى‌نمايند:


... شکل زمين طورى بود که گوئى گل‌ولاى سياه و پرآبى در حالت جوشش و يا تخمير شديد ناگهان منجمد شده است، زمين از جاى زخم فراوانى پوشيده است و پر است از سوراخ‌هاى گردى که ۲۰ تا ۳۰ سانتى‌متر قطر دارند. بعضى از اين سوراخ‌ها حدود ۶۰ تا ۹۰ سانتى‌متر عمق دارند، عمق معمول آنها ۲۰ تا ۳۰ سانتى‌متر است، ميان اين سوراخ‌ها برآمدگى‌هاى تاول‌مانندى از گل وجود دارد که بعضى از مواد متراکم و سخت تشکيل يافته‌اند و بعضى ديگر تاول‌هائى در پوسته زمين هستند که قشرى نازک روى آنها را گرفته و در زير اين قشر نازک سوراخ‌هاى خطرناکى وجود دارد، اسب براى اينکه چلاق نشود بايد آهسته و بادقت از تاولى به تاول ديگر برود ... اگر بگويم که اين راه که حدود ۲۶ ميل انگليسى (حدود ۴۰ کيلومتر) طول دارد يا لاشه شتر مشخص شده است اغراق نکرده‌ام ...


سطح زمين کوير پوشيده از تاول‌هاى نمک‌ سفيد و گرد سخت بود که تا حد زيادى شباهت به تخم شترمرغ داشتند که تا نيمه دفن شده باشند، گاهى سطح زمين از پوسته‌اى از سوزن‌هاى نمک خيلى ظريف تشکيل يافته بود، اين سوزن‌ها مثل فولاد نيز بودند ... .


کوير واقعى که رويش قشر نازکى از نمک متبلور درخشان و سفيد مثل برفى که تازه باريده است به چشم مى‌خورد.


... پوسته سطح کوير پف کرده است و همه جاى آن سوراخ سوراخ است و بيرون گذاشتن پا از راهى که کوبيده شده است خطرناک است. اسب‌ها با هر قدمى که برمى‌داشتند تا زانو در شن نرم فرو مى‌رفتند . . زمين از نمک متراکم خالص تشکيل يافته است به شکل زمينى که تازه ترک ترک شده و قطعات بزرگ نمک سخت با شن و خاک و گل مخلوط شده‌اند . . اينجا ظاهراً مرداب نمکى است که به مرور مرده و خشکيده است و حالا حتى با آب باران‌هاى شديد که در بهار از کوه‌هاى اطراف در اين منطقه سرازير شده ديگر تبديل به مرداب نمى‌شوند. آن سوى اين منطقه پهن و در از تپه‌هاى نمکى زيادى که شباهت عجيبى به خرابه‌هاى ساختمان‌هاى بزرگ دارد، با گسترشى وسيع و پراکنده به چشم مى‌خورد .... .

بادهاى ۱۲۰ روزه سيستان

در ارديبهشت‌ماه که رفته رفته سطح کوير گرم و گرم‌تر مى‌گردد، هواى گرم آن به طرف بالا صعود نموده و نسبت به وضع ساختمانى و موقعيت جغرافيائى و ناهموارى‌هاى محلى هواى سرد اطراف به‌سمت کوير گرم حرکت مى‌نمايد و بادهاى کويرى را به‌وجود مى‌آورد، مشهورترين اين بادها در اطراف کوير به باد ۱۲۰ روزه سيستان شهرت دارد. علت به‌وجود آمدن اين باد به‌خاطر گرماى شديدى است که در ارديبهشت‌ماه در دشت لوت و نواحى شرقى آن (منطقه سيستان) به‌وجود مى‌آ‌يد، اين هواى گرم علاوه بر مناطق مذکور ناحيه ”ريگستان“۱اقع در جنوب‌غربى افغانستان را دربر مى‌گيرد. هواى گرم ايجاد شده به‌سوى طبقات بالاى سطح زمين صعود مى‌نمايد، در همين زمان در کوه‌هاى مرتفع شرقى و مرکزى افغانستان (شامل رشته‌کوه‌هاى هند و کش واقع در غرب پامير و رشته‌کوه‌هاى بابا واقع در مرکز افغانستان) که داراى قللى مرتفع و هميشه پوشيده از برف است هواى سرد دائمى با فشار زياد وجود دارد، هواى سرد مذکور با سرعت به‌سمت دامنه‌هاى جنوب‌غربى نزول نموده از منطقه ريگستان به‌سمت سيستان و کوير لوت حرکت مى‌نمايد، اين باد محلى يکى از سهمناک‌ترين بادهاى ايران است که سرعت آن را بين ۱۱۰ تا ۱۷۰ کيلومتر در ساعت توأم با حرارتى معادل ۵۷ درجه سانتى‌گراد متذکر شده‌اند.


(۱يگستان ناحيه وسيعى است در جنوب‌غربى افغانستان که در دامنه‌هاى جنوبى کوه‌هاى افغانستان واقع شده است، ناحيه خشک و سوزان مذکور داراى سکنه چندانى نيست، رودخانه هيرمند با جهت شمال‌شرقى جنوب‌غربى در اين منطقه جارى است، ناحيه ريگستان بخش اعظم استان‌هاى قندهار و سيستان (نيمروز) افغانستان را شامل مى‌گردد.


بادهاى ۱۲۰ روزه سيستان تا حدود ۳۵۰ کيلومتر در جهت‌شرقى غربى در دل کوير لوت پيش مى‌رود و تا حدود ۴۵۰ کيلومتر در پهنه شمال‌جنوبى از ”نى‌بندان“ تا جنوب لوت نيز گسترده مى‌گردند.


نگارنده که در مرداد سال ۱۳۵۱ از زاهدان عازم زابل بود دچار طوفان‌هاى شن منطقه نيز گرديد، در تمام چشم‌انداز چيزى جز گرد و خاک و شن متحرک ديده نمى‌شد، اثرى از جاده نبود، نيروى حرکت از ماشين نيز سلب مى‌شد، حرکت پياده افراد غيرممکن بود، اگر بلد همراه ما نبود هيچ‌گاه موفق نمى‌گرديديم تا به راه خود ادامه دهيم. هنگامى‌که به زابل رسيديم مى‌خواستند بادشکن‌هاى اطراف زابل را به ما نشان دهند، به هر ترتيبى بود خود را به محل بادشکن رسانيديم ولى شدت باد و حرکت شن‌هاى روان به‌حدى بود که گويا در شب تار به ديدار بادشکن رفته‌ايم و نيمه‌ موفق بازگشتيم.