معمولاً محليان مناطق مختلف برحسب اينکه باد از کدام طرف مى‌وزد و چه تأثيرى در روى زندگى آنها دارد آن را تقسيم‌بندى مى‌نمايند. از کدام طرف وزيدن باد مسئله‌اى نيست ولى نوع باد و نتيجه‌اى که از آن در زندگى سکنه گرفته مى‌شود بسيار مهم است بر اين اساس بادهاى مفيد و بادهاى زيان‌آور را در چند منطقه مورد مطالعه قرار داده و نتايج انسانى آنها را متذکر مى‌گردند.

بادهاى مفيد

بادهاى مفيد را بدان اعتبار مفيد مى‌نامند که بر آن نوعى فايده عملى مترتب است و مردم از وزش آنها خوشحال مى‌گردند. مثلاً در تابستان گرم هنگامى که باد ملايم و خنکى از هر سمتى در منطقه‌اى بوزد در شرايط طبيعى شعفى براى سکنه ايجاد مى‌گردد و در بسيارى موارد از نيروى آن نيز استفاده مى‌نمايند. گاهى ممکن است بادى ضمن موارد زيان‌آور بودن مفيد نيز باشد مانند بادهاى زيان‌آور سيستان که ضمن زيان‌آور بودن براى مزارع آسياهاى بادى را نيز به‌حرکت مى‌آورد و يا باد سوزان خوزستان که طليعه خرماپزان منطقه پرنخلستان منطقه را آغاز مى‌دارد.


سکنه کهگيلويه واقع در جنوب‌غربى ايران بادهاى منطقه را به دو دسته ”راست“ و ”چپ“ تقسيم مى‌نمايند، باد راست بادهاى مفيد و باران‌آورى هستند که از سمت لرستان با جهتى شمال‌غربى جنوب‌شرقى بدين منطقه مى‌وزند و دنباله آن در ممسنى و مناطقى از فارس کاملاً محسوس است. اهالى از وزيدن باد راست بسيار خوشحال مى‌گردند زيرا اين باد در زمستان باران‌زا است ولى از وزش باد چپ که باد خشک و زيان‌بخشى است و از سمت خليج‌فارس بدين منطقه مى‌وزد به شدت نگران مى‌شوند.

خرماپزان

بادهاى گرم و سوزانى که در نيمه دوم مرداد ماه از صحراى عربستان با جهت غربى و جنوب‌غربى در امتداد سواحل خليج‌فارس و خوزستان مى‌وزد و به‌نام ”باد شرجي“ ناميده مى‌شود با گرد و خاک و بخار آب نيز همراه است. سکنه آبادان نام ”باد خرماپزان“ و يا ”شيره‌پزان“ بدان داده‌اند زيرا در اين مدت ميوه خرما از ”خارکي“ به ”پختگي“ مى‌رسد و محليان به گرفتن شيره خرما مبادرت مى‌ورزند.

باد دادن خرمن

در تابستان از سمت غرب بادى به‌تهران و اطراف مى‌وزد که به‌نام ”باد شهريار“ شهرت دارد و در مناطق گرمسار، سمنان، ساوه و کاشان نيز اين باد به‌همين نام ناميده مى‌شود.


باد شهريار داراى وزش ملايمى است و در شهريور ماه روستائيان جنوب تهران براى باد دادن و پاتى کردن خرمن‌هاى گندم خود منتظر وزش اين باد مى‌مانند، اتفاق افتاده که روزها و شب‌هاى متوالى انتظار وزش باد شهريار را مى‌کشيدند تا کار خود را آغاز نمايند و با وزش آن بسى شادمان مى‌گرديدند.

آسياهاى بادى

به‌خاطر نيروى عظيمى که در وزش بادهاى ۱۲۰ روزه سيستان نهفته است در صورت مهار کردن آن مى‌توان آن را مورد بهره‌بردارى انسانى درآورد. محلياتى که از ديرباز از اهميت اين نيرو آگاه بودند در مسير قلمرو وزش باد مفيد به ساختن آسياهاى بادى پرداختند و ”عقيده بعضى علماء اين است که سرعت اين باد علت اختراع آسياى بادى در ايران شده است“.


از تعداد آسياهاى بادى در شرق ايران که از نيروى باد، سنگ آسياى آنها به چرخش مى‌آيد نگارنده اطلاعى ندارد ولى در زير به تلخيصى از مقاله‌اى که در اين‌باره نوشته شده مى‌پردازد.


منطقه خواف در جنوب تربت جام درکنار مرز افغانستان قرار دارد. مردم منطقه که از قديم‌ترين ايام از وجود اين‌گونه آسياها استفاده مى‌کرده‌اند از قرن‌ها پيش تاکنون بدون هيچ‌گونه تغيير و تحولى در ساختمان اساسى آنها آن را مورد بهره‌بردارى قرار داده‌اند. در بسيارى از روستاهاى خواف کم و بيش آسياهاى بادى وجود دارد. ولى راجع‌به تعداد آنها متذکر مى‌گردد که به‌هنگام مطالعه براى نوشتن مقاله، چهار روستا جمعاً داراى ۵۶ آسياى بادى بودند که فقط ۲۲ عدد آن کار مى‌کردند.


محليان بادهاى ۱۲۰ روزه سيستان را ”باد کوه“ مى‌نامند“ و شروع وزش آن را اواسط بهار مى‌دانستند و اظهار مى‌داشتند که وزش آن تا اوايل پائيز ادامه مى‌يابد اين باد در تمام مدت شبانه‌روز با قدرتى بسيار زياد و مداوم مى‌وزد و تنها بادى است که مى‌تواند آسياها را با سرعتى زياد به چرخش درآورد.


شروع باد مذکور با برداشت محصول گندم منطقه همراه است، سکنه تمامى گندم خود مصرفى خود را به نوبت به آسيا آورده و آرد مى‌نمايند، قدرت آرد کردن هر آسيا را در هر ساعت حدود ۱۰ کيلوگرم آرد برآورد مى‌نمودند.


به‌خاطر بهره‌گيرى از نيروى بيشتر باد تمامى آسياهاى يک روستا را در يک محل و در کنار يکديگر به‌طور رديف با يک طول و عرض و ارتفاع و يک شکل مى‌ساختند، علت اين‌کار عبارت بوده است از:


۱. قرار گرفتن آسياها در يک سطح وسيع، يکپارچه و مقاوم.

۲. مرکزيت داشتن براى داد و ستد گندم و آرد.


در پايان فصل وزش باد، ”نى‌باد“ را مقابل دريچه بادها قرار داده تا مانع ورود باد و چرخش پره‌هاى آسيا گردد و بدين‌وسيله پره‌ها را مهار مى‌نمايند و در واقع به‌حرکت و کار آسيا پايان مى‌دهند. در سال‌هاى اخير بدين آسياها توجه چندانى نمى‌شود زيرا به قول محليان ”آسياهاى آتشين“ (آسياهاى موتوري) جايگزين آسياهاى بادى شده‌اند و سبب از کار افتادن بسيارى از آنها گرديده‌اند.


آسياهاى بادى
آسياهاى بادى

در منطقه خواف خراسان که در مسير بادهاى ۱۲۰ روزه سيستان قرار گرفته است آسياهاى بادى فراوانى ساخته شده که پره‌هاى چوبى آنها توسط بادهاى مذکور به‌حرکت آمده و نيروى حاصل را به سنگ آسيا منتقل نموده بدين وسيله به آرد کردن گندم‌ها مى‌پردازند.


در عکس فوق چهار دستگاه آسياى بادى که در کنار هم ساخته شده مشاهده و در ورودى آسياها نيز در پائين عکس ديده مى‌شوند که در حال حاضر تعدادى از آنها متروک گرديده است.


فرهنگ آبادى‌هاى کشور آسياهاى دهستان پائين خواف را ۷۷ آسيا متذکر مى‌گردد که حدود ۹۵ درصد آنها (۷۳ آسيا) در چهارده همسايه نزديک به‌هم واقع شده‌اند۱يرا ساختمان طبيعى پائين خواف طورى است که گذرگاه بادهاى شرقى منطقه مى‌باشد.


(۱هارده مذکور عبارتند از:


سنگان داراى ۲۴ آسيا


نشتيفان داراى ۳۰ آسيا واقع در ۸ کيلومترى شمال‌غربى سنگان


برآباد داراى ۱۵ آسيا واقع در ۴ کيلومترى شمال‌غربى سنگان


نيازآباد داراى ۴ آسيا واقع در ۱۸ کيلومترى جنوب‌غربى سنگان


اين‌گونه آسياهاى بادى در سراسر مناطق بادخيز کويرى مورد استفاده بوده است زيرا هنگامى‌که ”سون هدن“ از طريق طبس از جنوب منطقه بيرجند از ميان دشت لوت به سمت سيستان سفر مى‌کرد سر راه خود از دهاتى ديدن کرده که در قلمرو وزش بادهاى ۱۲۰ روزه سيستان قرار داشته و داراى آسياهاى بادى بوده‌اند، وى درباره آسياهاى اين دهات چنين مى‌نويسد: (سون‌هدن در حدود سال‌هاى ۱۹۰۶ و ۱۹۰۷ ميلادى از مناطق مذکور ديدن کرده است).


”... در حشايه ده يک رديف آسياب بادى به شکل کاملاً مخصوص به چشم مى‌خورد. اواسط ژوئن (اواخر خرداد) باد شمال‌شرقى شروع مى‌شود و دو ماه تمام مى‌وزد. اين باد بى‌نهايت منظم مى‌وزد و اين آسياب‌ها فقط براى اين باد ساخته شده‌اند. مى‌گويند، باد در شب شديدتر از روز است. در اصل تعداد اين آسياب‌ها هشت تا بوده، اما از وقتى‌که پنج تا از آسياب‌ها خراب شده‌اند فقط سه آسياب آماده کار است. ستون‌ها و ديواره‌هاى اين آسياب‌ها که از سنگ و خشت ساخته شده‌اند طورى است که باد مثل يک پرچ به‌ميان آنها فرو مى‌رود و با تمام قدرتش سه بال از هشت بال کثيرالاضلاع شکل آسيا را به‌حرکت درمى‌آورد ... تمام اين تشکيلات همان‌قدر که ساده است همان‌قدر هم معقول است، اما از اين سيستم در سرزمينى مى‌توان استفاده کرد که در آنجا باد مترتبى مى‌وزد، از اينکه در اينجا سابق بر اين هشت آسياب وجود داشته است و حالا سه آسياب مى‌توان به اين موضوع پى برد که ميزان برداشت غله پائين آمده است، احتمالاً اگر کمى بيشتر توجه مى‌شد، زمين مى‌توانست حاصل بيشترى بدهد.


نماى ديگرى از آسياى بادى متروک‌شده
نماى ديگرى از آسياى بادى متروک‌شده

وى در جاى ديگر کتاب خود مى‌نويسد:


”... کمى آن‌طرف‌تر ده ”نه“۲ديفى از آسياب‌هاى بادى که نظير آن را در ده ”ميگون“۳يده بودم قرار دارد، ... نه ۴۰۰ خانه با ۳۰ دکان و ۷۵ آسياب دارد ... خرما از ده ”سلم (ده سلم در جنوب‌غربى ”نه“ واقع شده و در سال ۱۳۴۵ داراى ۴۷ خانوار سکنه بوده است)“ وارد مى‌شود که تا نه دو روز راه است، نه ۲۰۰ شتر، ۲۰۰۰ گوسفند، ۲۰ اسب و ۱۰،۰۰۰ نخل دارد، در اطراف نه ۱۹ آبادى وجود دارد.


(۲ه ”نه“ و در شرق آن ده ”بندان“ قرار دارد که امروز به‌نام ”نهبندان“ شهرت دارد، نهبندان مرکز دهستانى است به‌همين نام که جزء بخش ”شوسف“ بيرجند محسوب مى‌گردد، در سال ۱۳۴۵ نهبندان حدود ۶۰۰ خانوار جمعيت داشته و تنها از سه آسياى آن ذکرى به ميان آمده است.


(۳گارنده در بررسى منابع موجود در هيچ کجاى منطقه دهى به‌نام ”ميگون“ نيافت ولى دهى به‌نام ”ميل گز“ ميان سلطان‌آباد و ”نه“ در روى نقشهٔ مشاهده نمود که در سال ۱۳۴۵ تنها داراى سه خانوار بود، مسير حرکت سون هدن هم عبور از اين ده را تأييد مى‌نمايد.