در مناطق مختلف ايران اشکال مقابله با سرما گوناگون است زيرا سوخت سنتى مناطق مختلف همانند نيست، زغال‌، چوب‌، کاموکلش، فضولات حيوانات و امثال آن از انواع آن است.


ساده‌ترين راه مقابله با سرما روشن نمودن مواد سوختنى است که در محيط‌هاى مختلف جغرافيائى به اشکال گوناگون در اختيار انسان قرار مى‌گيرد، رايج‌ترين اين مواد سوختنى هيزم است که در مناطقى از ايران به‌خصوص مناطق عشايرنشين به وفور يافت مى‌شود. در وسط سياه‌چادرهاى عشايرى چاله کم‌عمقى ايجاد نموده که در ماه‌هاى سرد داخل آن آتش مى‌افروزند و با قرار دادن کنده‌هاى درخت در اين چاله‌ها ساعت‌ها آن را روشن و گرم نگه مى‌دارند و اعضاء خانوار به دور آن مى‌نشينند و اغلب چاى و غذاى خانوار هم جهت طبخ و يا گرم نگه‌ داشتن در کنار آن ديده مى‌شود.


در منطقه کهگيلويه و بويراحمد به‌خصوص در نواحى سردسيرى به‌خاطر وفور جنگل‌هاى بلوط خانوارهاى اسکان يافته ذخيره قابل توجهى از هيزم براى زمستان خود تدارک مى‌بينند و با روشن نگهداشتن بخارى‌هائى که در دل ديوار ساخته شده در بيشتر ساعات شبانه‌روز فضاى نشيمنگاه را گرم نگه مى‌دارند.


در دوران خان‌خانى در بيشتر مناطق خان‌نشين خانوارهاى زير سلطه‌خان وظيفه داشتند که سوخت مصرفى سالانه خان‌خان را تهيه نمايند. اين وظيفه براى هر خانوار منطقه ”سى سخت“ بويراحمد سالانه يک بار هيزم بود. در بسيارى از روستاها به‌خصوص روستاهاى آذربايجان، بيشتر سوخت مورد نياز زمستانى خود را از فضولات چهارپايان تهيه نموده و به خاطر طولانى بودن فصل سرماى منطقه ذخاير قابل توجهى از آن به شکل هرم در کنار روستاها مشاهده مى‌گردد.


”کرسي“ و طريقه استفاده سنتى از آن متداول‌ترين راه مبارزه خانوارها با سرما است که در قسمت اعظم ايران در تمام شهرها و روستاها به‌هنگام ماه‌هاى سرد مورد استفاده قرار مى‌گيرد و آداب و رسومى بر گذاردن و برداشتن آن مترتب است. تا قبل از رواج دستگاه‌هاى گرم‌کننده و وفور نفت، کرسى متداول‌ترين وسيله گرم‌کننده محل نشيمن خانوارها بود. متمولين براى گرم نمودن کرسى بيشتر از خاکه، و زغال بهره مى‌گرفتند ولى قبل از آن براى گرم نگهداشتن کرسى با سوزاندن کاه، پهن، چوب و فضولات حيوانات و ريختن آتش آن در کرسى آن را گرم نگه مى‌داشتند. در اين سال‌ها در فضاى باز کنار منازل روستائى و يا شهرهاى کوچک به‌هنگام غروب زبانه‌هائى از دود مشاهده مى‌گرديد که تمام فضا را مى‌پوشانيد، زمانى‌که بدان نزديک مى‌شديم کپه‌اى از خار و خاشاک و کاه و فضولات حيوانى را در حال سوختن و دود کردن مى‌ديديم که بدان ”دودي“ مى‌ناميدند و آتش آن را در ”چاله کرسي“ ريخته و درون آن را گرم نگه مى‌داشتند.


در ده طالب‌آباد (نزديک تهران) جمع‌آورى و تهيه سوخت زمستانى داراى قوانين محلى نيز بود بدين‌ترتيب که زنان رعيت‌ها وظيفه داشتند فضولات حيوانى ناشى از دام‌هاى اربابى را جارو و جمع‌آورى نموده به نسبت سه کوت‌ بين خود و خانواده اربابى تقسيم نمايند، معمولاً جمع‌آورى فضولات دو روز سهم خانواده اربابى و يک روز بين زنان رعيت‌هاى ”بنه‌“هاى اربابى تقسيم مى‌گرديد. پس از جمع‌آورى و ذخيره نمودن مقدار قابل‌توجهى از اين فضولات همه ساله در روزى که از قبل مشخص مى‌گرديد تمام زنان رعيت‌ها که در بنه‌هاى اربابى کار مى‌کردند به‌همراه عده‌اى از رعيت‌ها و تعدادى هم از خوش‌نشينان وظيفه داشتند به‌طور دسته‌جمعى در فضاى باز بيرون قلعه اين فضولات را با آب مخلوط نموده از خميره آن شيء بيضى شکل مى‌ساختند که به‌نام ”تاپاله“ معروف بود و آنها را با چسبانيدن به ديوارهاى اماکن بيرونى قلعه و يا قرار دادن در کف زمين در معرض تابش آفتاب قرار داده و پس از خشک شدن جمع‌آروى نموده به‌هنگام فصل سرد براى سوزاندن در کرسى و يا تهيه غذا مورد استفاده قرار مى‌دادند، در روزى که اين افراد از صبح تا شام بدين کار اشتغال داشتند نهار را ميهمان‌ خانواده اربابى بودند و معمولاً براى چنين روزى ”آش“ تهيه مى‌نمودند.


در ده طالب‌آباد روز معينى از سال که از قبل به اطلاع ساکنين ده مى‌رسيد کليه افراد (زن و مرد) ساکن در ده موظف بودند که در تاپاله بستن براى خانوار اربابى شرکت جويند، در اين روز ظهر نهار را ميهمان خانوار اربابى بودند، واى به حال کسى که از اين‌کار سرپيچى مى‌کرد، عکس فوق گوشه‌اى از تاپاله خشک‌شده را در کنار ديوار خارجى قلعه نشان مى‌دهد.
در ده طالب‌آباد روز معينى از سال که از قبل به اطلاع ساکنين ده مى‌رسيد کليه افراد (زن و مرد) ساکن در ده موظف بودند که در تاپاله بستن براى خانوار اربابى شرکت جويند، در اين روز ظهر نهار را ميهمان خانوار اربابى بودند، واى به حال کسى که از اين‌کار سرپيچى مى‌کرد، عکس فوق گوشه‌اى از تاپاله خشک‌شده را در کنار ديوار خارجى قلعه نشان مى‌دهد.

”... در شهرک خور خانه‌هاى قديمى چهره ويژه‌اى دارند زيرا در چهار طرف خانه چهار ايوانچه (در اصطلاح محلى ”پشکم کى سو Kavsu ـ Peshkom“ با ”ايوان کوچک“ ناميده مى‌شود) بنا شده است، در هريک از ايوانچه‌ها يک، دو يا سه اطاق وجود دارد که در آنها در ايوانچه باز مى‌گردد.


بناى اين ايوانچه‌ها با آب ‌و هواى منطقه سازگار است زيرا در تابستان مانع تابيدن نور خورشيد آفتاب به درون اطاق‌ها مى‌شود و در زمستان‌ها تا حدود زيادى از نفوذ سرما به درون اطاق‌ها جلوگيرى مى‌کند.


در وسط هر ايوانچه اجاقى گرد يا بيضى شکل که کانون آتشخانه است در بيشتر ساعات شبانه‌روز آتش در آن يافت مى‌شود، مى‌توان گفت که اين سنت نگهدارى آتش در اجاق به زندگى گذشته مردم اين منطقه برمى‌گردد زيرا مردم اين بخش قديمى زمانى پيرو کيش زردشت بوده‌اند و آتش را گرامى مى‌داشته‌اند.


... ايوانچه‌هاى جلوى اطاق زمستانى نسبت به ايوانچه‌هاى ديگر طول آن کمتر است براى اينکه اطاق زمستانى آفتاب‌گير باشد. براى گرم کردن اطاق زمستانى از اجاق و کرسى استفاده مى‌شود، بعضى از خانه‌ها داراى بخارى ديوارى نيز مى‌باشند که با کنده‌هاى تاغ و يا شاخ و برگ درخت خرما گرم مى‌شود.


چاله کرسى به عمق تقريباً نيم متر در وسط اطاق واقع است و در وسط چاله گودالى است که در آن آتش مى‌نهند، اطاق زمستانى بيشتر در شب مورد استفاده قرار مى‌گيرد و افراد خانواده به زير لحاف کرسى مى‌خزند.


روزهاى زمستان مردم به پشت‌بام مى‌روند و از نور ملايم آفتاب زمستانى خود را گرم مى‌کنند و يا به ميدان‌هاى عمومى رفته در کنار ديوار رو به آفتاب مى‌نشينند.