در حال حاضر کارخانه‌هاى عظيم تهيه يخ تمامى نيازهاى يخى نيازمندان را تأمين مى‌نمايند و يخچال‌هاى کوچک و بزرگ و آب سردکن‌ها در مراکز زيستى در سرد نگهداشتن بسيارى از آشاميدنى‌ها و خوراکى‌ها جهت جلوگيرى از فاسد شدن نقش اساسى را بر عهده دارند.


يخچال‌هاى موتورى معمولى در واقع ”يخ‌گير“ يا ”سردکن“ هستند زيرا عمل آنها سردکنندگى و يخ‌سازى است در صورتى‌که قبل از پيدايش و به بازار آمدن اين‌گونه يخچال‌ها، در زمستان به تهيه يخ به‌طور طبيعى پرداخته و داخل يخچال‌ها يخ را انبار ”چال“ مى‌نمودند و در تابستان از انبار به بازار عرضه مى‌کردند بنابراين ”يخچال“ يا ”يخ‌چال“ و ”چاله‌يخ“ نامى است مناسب براى يخچال‌هاى طبيعى که خرابه‌هاى آن هنوز در بسيارى از مناطق ايران وجود دارند.


ديوارهاى گلي، مرتفع و طويل يخچال‌هاى تهران در نقاط جنوبى و حومه آن هنوز ديده مى‌شود۱ين يخچال‌ها تماماً ساختمانى شبيه به‌هم داشتند.


ساختمان اين يخچال‌ها از دو قسمت به‌نا‌م‌هاى زير تشکيل مى‌شد:


- ـ يخ چائون

- يخ‌چال


(۱نها در شهررى پيچ يخچال مورد بررسى نگارنده قرار گرفت، اين يخچال‌ها تا حدود سال ۱۳۳۰ شمسى نيازهاى يخ سکنه شهر را برآورده مى‌نمود، اکنون تنها آثارى از ديواره دو يخچال آن مشاهده و بقيه تخريب و جاى خود را به اماکن مسکونى داده‌اند.


ساختمان اين يخچال‌ها از دو قسمت به‌نا‌م‌هاى زير تشکيل مى‌شد:

يخ چائون

نماى خارجى هر يخچال را ديوارهاى بلند، طويل و قطورى تشکيل مى‌داد که ابعاد آن در يخچال‌هاى مختلف يکسان نبود و حدود آن را مى‌توان به‌طور متوسط ۶٭۱۰۰ متر متذکر گرديد، جهت اين ديوارها را شرقى غربى مى‌ساختند تا در زمستان‌ها سدى در مقابل تابش جنوبى خورشيد باشد و پشت ديوارها هميشه به‌صورت سرد و يخ بسته باقى بماند. هر يخچال به نسبت بزرگى و کوچکى محل يخچال آن ممکن بود يک، دو، سه و يا بيشتر از اين ديوارها داشته باشد که همه با هم موازى بودند.


فاصله بين هر دو ديوار حدود ۱۰ تا ۱۵ متر بود، اين فاصله جايگاه يخ چائون بود (محل يخ گرفتن، يخ‌گير) سطح يخ چائون از سطح عمومى زمين حدود نيم‌متر پائين‌تر بود و در مجموع يخ چائون به شکل کرت بسيارى بزرگى به‌نظر مى‌رسد. در محل يخ چائون به‌هنگام روز سايه ايجاد شده، سرد مانده و براى يخ گرفتن شبانه مناسب مى‌شد.


روزها و مخصوصاً شب‌هاى سرد زمستان زمان يخ‌گيرى بود، آب را از نقاط دور مى‌آوردند که در طول راه هر چه بيشتر يخ کند، اين آب‌ را وارد محل يخ چائون مى‌کردند (محل چائيدن يا چايمان)، يخ چائون پر از آب مى‌گرديد، پوسته يخى در شب در آنجا بسته مى‌شد، کارگران با لباس گرم و کافى مرتب باريکه آبى روى پوسته يخ جارى مى‌ساختند، به مناسبت سردى هوا آب فوراً يخ مى‌بست و اين عمل بارها و بارها تکرار مى‌شد تا اينکه قطر يخ به حدود ۳۰ سانتى‌متر و يا بيشتر مى‌رسيد که خود با عوامل سردى هوا، فعاليت کارگران، عمق محل يخ چائون و حرکت آب در چاله يخ چائون بستگى داشت.


در وسط ديوار يخچال و يا در يکى از اضلاع شرقي، غربى آن سوراخى تعبيه کرده بودند (دروازه) که سرسره‌اى با شيب از آن عبور مى‌کرد، کف سرسره سنگى يک طرف آن متصل به محل يخ چائون و طرف ديگر آن به ”گود“ يخ چال منتهى مى‌شد، در طرفين سرسره ديواره کوتاهى از سنگ نيز وجود داشت.


فرداى هر شبى که در يخ‌چائون يخ آماده مى‌گرديد کارگران با تبر به شکستن يخ‌ها پرداخته و با چنگلک‌هاى دسته بلند قطعات شکسته شده يخ را به جلوى دروازه کشيده چند نفر در کنار دروازه ايستاده و با چنگلک‌هاى خود قطعات يخ را گرفته، بالا کشيده در دهانه دروازه در شيب سرسره رها مى‌کردند. قطعات يخ سرخورده و به قعر گود يخ‌چال مى‌افتادند و پس از پايان اين‌کار، کارگران داخل يخ‌چال شده قطعات يخ را جابه‌جا مى‌کردند.


اوايل آذر‌ماه کف يخ‌چائون را تميز نموده و آن را آماده يخ‌گيرى مى‌نمودند اگر هوا سرد و در اصطلاح سال ”سختون“ بود، ممکن بود گود يخچال ۱۰ روزه از يخ پر شود زيرا اتفاق افتاده که قطر يخ در يخ‌چائون به‌هنگام سرماى زياد در هر شبى به نيم متر هم برسد ولى اگر هوا سرد نبود، ممکن بود قطر يخ در شب از ۱۰ سانتى‌متر هم تجاوز ننمايد.