منبع اصلى و اوليه گرماى کره‌زمين حرارت خورشيد است که از فاصله (حداقل) حدود ۱۴۷ ميليون کيلومترى به زمين مى‌رسد، مقدار حرارتى که از خورشيد به زمين مى‌رسد با جهت زاويه و مدت تابش خورشيد ارتباط مستقيم دارد. اگر قشر هوائى که کره‌زمين را احاطه کرده است وجود نداشت، نور خورشيد قادر بود در مدت حدود يک سال قشرهاى عظيم يخ را به قطر ۲۰ متر آب کند و يا ۸۰/۲ متر آب کليه اقيانوس‌ها را تبديل به بخار نمايد ولى قشر هواى زمين جلوى اين شدت گرما را گرفته و وضع سرما و گرماى زمين را تنظيم مى‌نمايد، چه مقدارى از گرما پس از برخورد با ”جو“ زمين منعکس شده و از شدت آن کاسته مى‌گردد.۱


(۱قدار انرژى که از خورشيد به سطح زمين مى‌رسد در هر دقيقه معادل۱۷ ۱۰×۴۷/۲ کالرى گرما برابر با حرارت۹ ۱۰×۲۵ تن زغال برابر با۱۲ ۱۰×۲۳ اسب بخار مى‌باشد که مى‌توان ارزش آن را در هر ساعت در سطح زمين محاسبه نمود.


مقدار کل انرژى دريافتى زمين از خورشيد در يک ثانيه معادل احتراق سه ميليون تن بنزين است.


در مورد مقدار حرارتى که از سوى خورشيد به سمت زمين ساطع مى‌گردد چنين محاسبه گرديده است.


انعکاس انرژى در فضا (توسط گرد و خاک، ابر و ذرات فضائي) ۴۰ درصد
جذب مستقيم توسط جو۲۵ درصد
حرارت جذب زمين ۴۵ درصد
جمع انرژى خورشيد که به زمين مى‌تابد۳۰۰ درصد


(۲و زمين (نيوار) طبقه‌اى است از هوا که دورادور کره‌زمين را احاطه نمود است منتهى هر چه از سطح زمين بالا رويم از غلظت آن کاسته گرديده و ذرات آن به فواصل بسيار زياد از يکديگر قرار مى‌گيرند، آثار وجودى ذرات هوا را تا ارتفاع حدود يک هزار کيلومترى به‌دست آورده‌اند منتهى کليه فعل و انفعالات جوى در قشرى از آن که بين ۱۰ کيلومتر (در قطب) تا ۱۸ کيلومتر (در استوا) است انجام پذيرد، پديده جوى از قبيل برف، باران، مه، ابر، طوفان، رعد و برق تنها در اين قشر از جو مشاهده مى‌شود.


(۳ Page 282


از ۴۵ درصد حرارتى که توسط خورشيد به زمين مى‌رسد ۱۰ درصد آن مجدداً در سطح زمين و آب‌ها به فضا برمى‌گردد و تنها حدود ۳۵ درصد يا حدود ۳/۱ از کل انرژى حاصل از خورشيد که به‌سوى زمين مى‌تابد مورد استفاده سطح زمين قرار مى‌گيرد.


هواى جو زمين همان‌طور که جلوى گرم شدن ناگهانى سطح زمين را در روز مى‌گيرد از سرد شدن ناگهانى شب نيز جلوگيرى مى‌نمايد و گرماى سطح زمين را تا اندازه‌اى به‌سوى تعادل سوق مى‌دهد.


از نظر آب‌وهوائى ايران در منطقه معتدله شمالى واقع شده است ولى به واسطه وسعت قابل توجه کشور، آب‌وهواهاى گوناگونى در داخل آن وجود دارد که داراى نوسان قابل توجهى است، مثلاً هنگامى‌که سکنه شمال کشور از سرما رنج مى‌برند ساکنين جنوبى کشور از گرما مى‌گريزند و به مناطق يئلاقى رو مى‌آورند:


مثلاً هنگامى‌که حداکثر مطلق درجه حرارت ۴هواز به ۵۴+ درجه سانتى‌گراد مى‌رسد درجه حرارت حداکثر مطلق همدان از ۳۹+ درجه تجاوز نمى‌نمايد و در حالى‌که در سردترين روزهاى زمستان حداقل مطلق درجه حرارت بندرعباس به صفر نمى‌رسد (۱+) و در بوشهر از ۱- درجه سردتر نمى‌شود در سقز درجه حرارت به ۳۶- درجه، در همدان به ۷/۳۳- و در شهر کرد ۳۲- درجه زير صفر مى‌رسد.


(۴احد اندازه‌گيرى درجه حرارت در بسيارى از کشورها منجمله ايران سانتى‌گراد است درجه حرارت صفر درجه آن برابر است با درجه حرارت مخلوط آب و يخ، درجه حرارت ۱۰۰ درجه آن برابر است با درجه حرارت جوش آب در شرايط متعارفي.


از نظر آب‌وهوا و درجه حرارت در حاشيه جنوبى درياى مازندران و کرانه‌هاى شمالى خليج‌فارس و درياى عمان به واسطه رطوبت ناشى از دريا وضعى ايجاد مى‌گردد که با گرماى ساير مناطق ايران قابل مقايسه نيست زيرا گرماى هواى سواحل دريا باعث مى‌شود که ميزان رطوبت نسبى موجود در جو تا حد قابل تحملى بالا باشد که اين حال با رطوبت نسبى کم و خشکى نسبى هوا که گرماى فلات را قابل تحمل مى‌سازد اختلاف کلى دارد.


در مقايسه گرماى دو حاشيه مذکور نواحى شمالى درياى عمان و خليج‌فارس به واسطه نزديک‌تر بودن به خط استوا بسيار گرم‌تر از سواحل جنوبى درياى مازندران مى‌باشند، مناطق مرتفع غربى ايران نسبت به سواحل مذکور داراى هوائى معتدل ولى منطقه فلاتى داخلى داراى هوائى است خشک با تابستان‌هاى گرم و زمستان‌هاى سرد که شدت و ضعف آن را ارتفاع از سطح دريا مشخص مى‌دارد. به واسطه شدت و يا ضعف سرما و گرما در مناطق مختلف ايران، ساکنين اجباراً به مقابله با آن برمى‌خيزند و سعى بر آن دارند که شرايط زندگى خود را با محيط هماهنگ دارند و يا از نيروى لايزال طبيعت به سود خود بهره بگيرند که اين کوشش‌ها در اينجا تحت عنوان مقابله با سرما و گرما مورد بررسى قرار گرفته است.