خاک‌هاى مناطق مسکونى نزديک به کوير کمى شور گرديده و به‌سمت کوير رفته رفته بر شورى آن افزوده مى‌شود، محليان براى کشت اين زمين‌ها به شيرين کردن آن مى‌پردازند. طريقه شيرين کردن بدين شکل است که در زمستان که نيازى به آب نيست و اغلب آب‌ها هرز مى‌روند زمين موردنظر را با مرزهاى قطورى به قطعاتى تقسيم نموده و آب را در روى زمين به‌حال خود مى‌گذارند. ابتدا قطعات نزديک به سر آب مملو از آب گشته به‌طورى که به شکل ”غرق آب“ آب به ضخامتى حدود ۲۰ سانتى‌متر در زمين ايستاده در انتهاء زمين آبراهه‌هاى باريکى ساخته (گوشه) سر ريز آب وارد قطعه ديگرى مى‌گردد که کمى با قطعه اولى اختلاف سطح دارد.


به‌همين ترتيب روزهاى متوالى و شايد يکى دو ماه سراسر زمين موردنظر از آب پوشيده شده و سراسر آن غرق در آب گرديده و با حرکت دائمى آب و عبور از سراسر زمين و سرانجام هرز رفتن آن در انتهاء زمين مقدار نمک موجود در سطح روئين خاک در آب حل گرديده و قشر روئين خاک از نمک شسته شده و زمين شيرين و قابل کشت مى‌گردد.


محليان اظهار مى‌دارند اگر زمين مرتب کاشته شود، ديگر شور نمى‌گردد و در صورت کشت نکردن، و زمين را به‌حال خود رها کردن، زمين سخت شور مى‌شود. شيرين کردن خاک به ”زهکشي“ نيز نياز دارد زيرا از طرفى حرکت آب در سطح فوقانى باعث جمع‌آورى نمک‌هاى سطحى زمين گرديده و نفوذ آب در پوسته روئين زمين باعث حل نمک اين قسمت از زمين در آب گرديده و به واسطه نشت و حرکت آب در چاله‌ها، آبراهه‌ها و جوى‌هاى اطراف زهکش، آب‌هاى شيرين اوليه به آب‌هاى شور تبديل شده و نمک سطح زمين را در خود حل کرده و با خود به طرف زهکش حرکت مى‌دهد.


براى نگارنده تعريف کردند که در دهى نزديک حاشيه کوير قم براى شيرين کردن خاک روشى به‌کار برده‌اند که در نوع خود بى‌نظير است زيرا محليان زمين را به‌عمق حدود يک متر کنده در کف زمين کنده شده بوته‌گذارى نموده، مجدداً روى بوته‌ها خاک ريختند و بدين طريق پيوند، نمک‌زائى قشر روئين خاک را با عمق زمين قطع مى‌نمايند و ديگر نمکى از عمق زمين به سطح زمين نمى‌رسد و سپس با آب دادن‌هاى متوالى به از بين بردن نمک قشر روئين مى‌پردازند و آن را براى کشت آماده مى‌کنند.

زه‌کشى

براى قابل کشت نمودن قشر روئين خاک علاوه بر تقويت و شيرين کردن سطح خاک در روستاها به زه‌کشى نيز توجه کامل دارند. زيرا اگر سطح آب بالا آمده به ريشه گياه برسد، زراعت سنتى روستاها را تخريب مى‌نمايد.


در دهات براى مبارزه با چنين وضعى به زه‌کشى مى‌پردازند، بدين‌شکل که با حفر جويبارهاى فرعى و يک مجراى اصلى آب‌هاى سطحى زمين را کشيده و سطح آب را پائين برده و بستر ريشه گياه را از وجود آب دائمى نجات مى‌بخشند.


از حود سال‌هاى ۱۳۴۵ شمسى به بعد که دامنه شهر تهران از هر طرف گسترش يافت، آب‌هاى مصرفى شهر تهران در پوسته نفوذپذير روئين خاک به‌سمت جنوب جارى شده به واسطه ساختمان وضع طبقات قسمت اعظم اين آب‌ها به‌سوى جنوب‌شرقى تهران جارى گرديده بسيارى از قنوات اين منطقه که به واسطه ايجاد چاه‌هاى عميق و نيمه‌عميق خشک شده بودند مجدداً احياء گرديده و چندين برابر مقدار آب قبلى خود داراى آب گرديدند، به‌طورى که به واسطه زيادى مقدار آب مجراى زيرزمينى قنات‌ها موفق به کشش مقدار آب تازه نگرديده قنات‌ها پشته انداخته‌اند تخريب شدند.


در سال‌هاى مذکور سطح آب در مناطق ياد شده به شکلى بالا آمد که اماکن زيرزمينى چون حمام، آب انبار، زيرزمين و چاله‌هاى اطراف را آب فرا گرفت در کنار فيروزآباد شهر رى (سر راه ورامين به تهران) در گودالى يک درياچه کوچک ايجاد گرديد که چندين سال به حيات خود ادامه داد و محليان در آن ماهى پرورش مى‌دادند.


در دهات همسايه اين ده به‌طورى سطح آب بالا آمد که زمين‌هاى مزروعى را زه گرفت و وزارت آب و برق براى جلوگيرى از اين وضع چاه‌هائى احداث نموده و به کشيدن آب‌هاى سطحى پرداخته و سطح آب را تا حدود چهار متر پائين برده و هر چند گاهى بدين عمل مبادرت مى‌ورزد.


با ازدياد آب قنات‌ها مقدار آب قنات طالب‌آباد (همسايه جنوبى فيروز آباد) به‌قدرى زياد گرديد که مجراى قنات قادر به کشش آب نبوده پشته انداخته تخريب گرديد، سطح آب در ده قلعه‌نو (همسايه شمالي) به‌قدرى بالا آمد که وضع صدها خانه مسکونى قلعه‌نو به‌خطر افتاده ساکنين ده مذکور با جمع‌آورى مبلغ قابل توجهى پول که صاحبان هر خانه داده بودند در سال ۱۳۵۵ اقدام به زه‌کشى جديدى نمودند که تا اندازه‌اى سطح آب را پائين برد.


در سال ۱۳۵۸ سطح آب در ده طالب‌آباد به‌قدرى بالا آمد که ۳/۲ کل زمين‌هاى مزروعى را ”شور“ گرفت و ساکنين قلعه طالب‌آباد براى تخريب نشدن اماکن مسکونى قلعه خود، داخل قلعه را زه‌کشى نمودند، در اوايل فروردين ۱۳۵۹ نگارنده شاهد بود که سراسر اطراف تپه طالب‌آباد که قبلاً سراسر کشت مى‌گرديد به نيزار عظيمى تبديل گرديده و تفريح کودکان آن بود که نى‌هاى خشک‌شده را آتش بزنند.


در بهار سال ۱۳۵۸ سطح آب در دهات غربى شهر رى هم بالا آمد زيرا ده ”اندرمان“ واقع در حدود ۲ کيلومترى غرب شهر رى که دهى است قديمى با زاغه‌ها و آغل‌هاى فراوان تقريباً زيرزمينى که در آغاز براى نگهدارى گوسفندهاى سکنه احداث شده بود، سراسر مملو از آب گرديد و سرانجام آب به اطاق‌هاى مسکونى نيز سرايت نمود و خطر ريزش ديوارها و سقف‌هاى گلى آن احساس گرديد و ساکنين جمعاً به امامزاده‌اى (امامزاده ابوالحسن) که در کنار ده آنها واقع شده و سطح عمومى آن کمى بالاتر از سطح قلعه مذکور است پناه بردند و از طرف جهادسازندگى چادرهائى در اختيار آنها گذاردند تا تصميم قطعى براى آنها گرفته شود.


در خود شهر تهران هم خانه‌هاى ”خانى‌آباد“ دچار سرنوشت مشابهى شد که داستان آن در روزنامه‌هاى وقت منعکس است.

زه‌کشى در دهات کويرى

بيشتر دهات حاشيه کوير که داراى کشت و زرع سنتى مى‌باشند نياز مبرمى به زه‌کشى دارند، مثلاً اراضى کويرى دشت خور که داراى کشت منظم مى‌باشند داراى زه‌کشى‌هائى به طريق زير هستند.


هر زارع موظف است در اطراف اراضى مزروعى خود جويبارهائى به‌عمق يک الى دو متر حفر نمايد، علت اين‌کار اين است که علاوه بر زه‌کشى راهى را نيز براى خروج آب‌هاى زه‌کشى شده زمين‌هاى ديگر باز نموده تا رشته‌ جويبارهاى زه‌کش زارعين ديگر بدان ملحق گشته چون نهرى آب‌هاى حاصل از زه‌کشى را به خارج از منطقه موردنظر به جريان اندازد.


از به‌هم پيوستن چنين نهرهائى که حاصل آب زه‌کش‌هاى دهات همسايه است رودخانه‌هاى کويرى به شکل شورآب‌هائى در پهنه کوير به حرکت مى‌آيند.


در ده فرخى همسايه خور، به‌خاطر شورى خاک‌هاى زراعتي، زهکشى امرى است عادي، در ده مذکور سه رشته زه‌کش وجود دارد که تمام آب‌هاى شور و نمکى سطح زمين را جمع‌آورى نموده از شرق و غرب و جنوب پس از پيوستن زه‌کش‌هاى فرعى زمين‌هاى زراعتى بدان‌ها در دل کوير پيش مى‌روند.


آب‌هاى شورى که بدين‌طريق در زه‌کش‌ها جريان مى‌يابند به ”زهر آبه“ شهرت دارند زهرآبه‌ها جوى‌هائى هستند که بين دو کشتخوان واقع شده و آب شور زمين را به‌خود جذب نمايند، از به‌هم پيوستن چند زهرآبه ”شورآب“ ايجاد مى‌گردد، شوراب‌‌ها در حواشى کوير فراوان وجود دارند، زهراب‌هاى منطقه که به‌خاطر شيب زمين به‌سمت شرق جارى مى‌گردند سرانجام به شوره‌زارها و باتلاق کويرى ”کال شور“ فرو مى‌روند.


مسير زهراب‌ها حدود زمين‌هاى کشاورزى منطقه را نيز مشخص مى‌دارد زيرا زهکش‌هاى کوتاه و کم‌عرض به زه‌کش‌هاى طويل و پرعرض مى‌پيوندند، بين هر دو زه‌کش کوتاه قطعه زمينى به وسعت حدود ۲۵۰۰ متر مربع قرار گرفته است که در اصطلاح آن را يک ”تخته“ زمين مى‌نامند که داراى اسامى خاص محلى مى‌باشد.