کبوترخانه‌هاى کمره

(کمره منطقه‌اى است با چند دهستان که مرکز آن شهر خمين مى‌باشد).خرابه‌هاى کهن کبوترخانه‌هاى منطقه کمره حاکى از قدمت اين‌گونه بناها است که تعداد آنها در منطقه مذکور به بيش از ۵۰ مى‌رسد. قديمى‌ترين کبوترخانه‌هاى کنونى مربوط به سال ۱۲۴۸ و جديدترين آنها در سال ۱۳۴۶ ش. ساخته شده است.


محل بناى کبوترخانه‌ها دور از محل تردد ولى نزديک به ده ساخته مى‌شود، براى انتخاب محل نزديکى به رودخانه و يا قنات را در نظر مى‌گيرند تا از طرفى آب به موقع و کافى در دسترس کبوتران قرار داشته و از طرف ديگر به‌هنگام بارش برف در زمستان و يا هنگامى‌که کبوترخانه نوساز و يا تازه تعمير است بتوانند به سهولت‌ دانه مورد لزوم را به کبوترخانه برسانند.


از نظر عرف محلى تا سه متر اطراف کبوترخان را کشت نمى‌کنند و آن را حريم کبوترخان مى‌دانند و تا ۵۰۰ مترى آن نيز تيراندازى ممنوع است ولى ساختن برج کبوتر ديگر در کنار آن آزاد مى‌باشد.

شيوه ساختمان

کبوترخانه‌هاى منطقه کمره را بيشتر به شکل مکعب مستطيل مى‌سازند، ابعاد ساختمان‌هاى مذکور چنين محاسبه گرديده است:


طول ۱۴ تا ۲۵ متر
عرض ۶ متر
ارتفاع ۷ تا ۱۰ متر
ضخامت پى حدود ۵/۱ متر


زيربنا و اطراف کبوترخانه‌ها را تا حدود سه متر به‌منظور جلوگيرى از نفوذ آب و استحکام بنا شفته‌ريزى مى‌کنند، ديوارها را با خشت بالا مى‌آورند و در بين هر چند رديف خشت مقدارى چوب براى ايجاد مقاومت به‌کار مى‌برند، خشت‌هائى که در کبوترخانه به‌کار برده مى‌شود به ابعاد ۸ ضربدر ۲۵ ضربدر ۲۵ سانتى‌متر مى‌باشد که با قالب مخصوص تهيه مى‌گردد.


از حدود نيم مترى کف زمين داخل کبوترخانه‌ها لانه‌سازى و يا به‌اصطلاح ”سوراخ‌بندي“ آغاز مى‌گردد و فاصله سوراخ‌بندى نشده را ”زغل‌گير“ (فضله‌گير) مى‌نامند.


ابعاد هر لانه کبوتر بايد طورى باشد که يک جفت کبوتر بتوانند در داخل آن آزادانه بچرخند. دهانه سوراخ‌ها مربع‌شکل و تا اندازه اضلاع آن از ۱۸ تا ۲۲ سانتى‌متر متفاوت و عمق سوراخ‌ها نيز به ۲۷ تا ۳۲ سانتى‌متر نيز مى‌رسد، پس از هر چند رديف لانه دو الى سه رديف خشت کار مى‌کنند و دوباره لانه‌سازى ادامه مى‌يابد و اين لانه‌ها يا سوراخ‌بندى متناوب بر روى يکديگر تا سقف ادامه مى‌يابد که تعداد آنها را در هر کبوترخانه تا ۳۰۰۰ لانه يا سوراخ محاسبه نموده و در مجموع گنجايش بيش از ۶۰۰۰ کبوتر و جوجه را دربر خواهد داشت.


پس از اينکه ساختن ارتفاع هر کبوترخانه به حدود نصف رسيد ديوارهاى طولى به‌وسيله تيرهاى چوبى به‌هم کلاف مى‌شوند، فاصله تيرها بين در ۵/۰ تا ۲ متر و از آن به بعد پنجره‌ها ساخته مى‌شوند. ديوارهاى طولى نسبت به بزرگى و کوچکى کبوترخان بين ۳ تا ۵ پنجره دارند، پنجره‌ها به فاصله يک تا دو متر از هم قرار گرفته و هر پنجره حدود ۲۰ سوراخ براى رفت‌وآمد کبوتران دارد.


در چهار طرف هر کبوترخان اغلب دو رديف ”تيرک“ براى نشستن کبوتران کار گذاشته مى‌شود که يک رديف آن در زير و رديف ديگر در بالاى پنجره‌ها قرار مى‌گيرد. برخلاف ديوارهاى طولى که داراى پنجره‌هاى متعدد کبوتررو است يکى از ديوارهاى عرضى کبوترخان داراى يک پنجره کبوتررو بوده و در مقابل آن در کوچکى براى برف‌روئى و ذخيره‌رسانى به کبوتران وجود دارد. براى جلوگيرى از کوران سعى مى‌شود ديوار عرضى کم‌پنجره و يا بدون پنجره کبوترخان در مسير بادهاى محلى واقع شود.

انواع کبوترخان‌ها

کبوترخان‌ها را به دو دسته ”کبوترخان‌هاى دشتي“ و ”کبوترخان‌هاى خانگي“ تقسيم مى‌نمايند.


- کبوترخان‌هاى دشتى

کبوترخان‌هاى دشتى را اغلب در ميان کشتزارهاى اطراف آبادى مى‌سازند، کبوترخان‌هاى اطراف کمره داراى قاعده مستطيلى است و به‌ندرت داراى قاعده مربع و يا دايره برج‌مانند است و در مجموع داراى شيوه معمارى مشخص و مخصوص به‌خودى است.


- کبوترخان‌هاى خانگي

کبوترخان‌هاى خانگى بيشتر از دست‌کارى‌هاى برج‌ها و ساختمان‌هاى قديمى به‌وجود آمده و يا روى ساختمان‌هاى يک طبقه طويله‌ها ساخته شده‌اند و اغلب در مجاورت خانه‌هاى مسکونى در داخل روستاها قرار دارند به همين دليل داراى اشکال مختلف و اندازه‌هاى گوناگونى مى‌باشند.

تعداد کبوترخان‌ها

به‌هنگام مطالعه حاضر در سال ۱۳۴۷ در سه دهستان کمره (حمزه‌لو، رستاق و گله‌زن واقع در شمال، جنوب و شرق خمين) جمعاً ۵۳ کبوترخان وجود داشته که ۱۵تاى آن (واقع در ۱۳ روستا) مخروبه و بدون کبوتر مشاهده شده است از ۳۸ کبوترخان آباد ۲۴ عدد آن کبوترخان دشتى و ۱۴تاى آن کبوترخان خانگى بودند.


کبوترخان‌هاى خانگى به‌خاطر قرار داشتن در کنار واحدهاى مسکونى کمتر به‌دست فراموشى سپرده مى‌شوند ولى کبوترخان‌هاى دشتى اغلب بر اثر پى‌آمدهائى به‌دست فراموشى سپرده مى‌شوند، چنانچه از ۳۹ کبوترخان سه دهستان مذکور ۱۵ کبوترخان آن مخروبه و بدون کبوتر بوده ولى از ۱۴ کبوترخان خانگى همه سالم و قابل استفاده بودند که در چهار روستا مشاهده گرديدند.

مقدار کود سالانه

مقدار کودى که در سال ۱۳۴۷ از کبوترخان‌هاى آباد منطقه به‌دست آمده چنين محاسبه گرديده است:


کود حاصله از ۲۴ کبوترخان آباد دشتى              ۱۱۷،۰۰۰ کيلو
کود حاصله از ۱۴ کبوترخان خانگى                       ۲۲،۵۰۰ کيلو
جمع کود سالانه حاصله                                  ۱۳۹،۵۰۰ کيلو
متوسط کود حاصله در هر کبوترخان دشتى           ۴،۸۷۰ کيلو
متوسط کود حاصله در هر کبوترخان خانگى         ۱،۶۰۰ کيلو
حداکثر کود حاصله در يک کبوترخان دشتى        ۱۲،۰۰۰ کيلو
حداقل کود حاصله در هر کبوترخان خانگى           ۱،۲۰۰ کيلو


لازم به يادآورى است که هر دو کبوترخانى که حداقل و حداکثر کود ساليانه را به‌دست داده‌اند در روستاى باينوند دهستان رستاق واقع شده‌اند که کبوترخان دشتى آن در سال ۱۳۳۸ ش. ساخته شده است.


بزرگ‌ترين کبوترخان منطقه در روستاى اسدآباد دهستان رستاق واقع در ۶ کيلومترى شرق خمين قرار دارد که ۳۰۰ مترمربع زيربنا دارد و به کبوترخان دوقلو معروف است. اين کبوترخان ۸ ضربدر ۱۲ ضربدر ۲۵ متر درازا، پهنا و ارتفاع دارد که تا سال ۱۳۴۱ هر سال حدود ۱۵،۰۰۰ تا ۱۸،۰۰۰ کيلو کود مى‌داده است ولى پس از سال مذکور سقف آن فرو ريخته و اکنون بدون کبوتر است.

ارزش کود

ارزش کود حاصله چه در متن و چه در حواشى مقاله منتشره چنين کار شده است:


ارزش هر کيلو کود کبوتر (فضله کبوتر) در سال ۱۳۴۷ در کمره ۴ ريال
ارزش هر کيلو کود کبوتر (فضله کبوتر) در سال ۱۳۵۶ در کمره ۱۰ ريال
ارزش هر کيلو کود کبوتر (فضله کبوتر) در سال ۱۳۵۹ در گلپايگان ۸۰ ريال


از کود کبوتر بيشتر در جاليزکارى به‌خصوص در کشت خربزه استفاده مى‌شود، کشاورزان کمره معتقد هستند که کود کبوتر علاوه بر رشد فوق‌العاده‌اى که به زراعت مى‌دهد خربزه را پرآب و شيرين نموده و سبب نابودى انگل خطرناک جاليز (گل جاليز) مى‌گردد، علاوه بر آن بيش از هر کودى خاک را پوک و نرم مى‌نمايد از اين رو کود کبوتر را يکى از مرغوب‌ترين کودهاى طبيعى مى‌دانند.


راجع به مرغوبيت خربزه اصفهان و لطافت و نازک بودن پوست آن چنين نقل مى‌کنند:


”... در مزارع خربزه‌کارى اصفهان، اسب‌سوارى و تاخت و تاز کردن اسب مطلقاً قدغن بود حتى اگر کسى مبادرت به چنين عملى مى‌نمود سخت مجازات و جريمه مى‌شد چون با صداى سم اسب در مزرعه خربزه‌کارى تمام خربزه‌ها ترک برمى‌داشت. از بس اين ميوه مشهور اصفهان لطيف و نازک بود. فقط اين لطافت و شهرت، به سبب کود آن که فضله کبوتر و بذر دانه‌هاى روغنى عصارخانه بود...“.


داستان مذکور بنا بر نوشته نويسنده خيلى هم قديمى نيست بلکه با مراجعه به کشاورزان دهات بر خوار و ساير قصبات خربزه‌کار با سابقه داستان فوق تأييد مى‌گردد.


شيريني، لطافت و پوست نازکى خربزه‌هاى اصفهان داراى سوابق تاريخى نيز هست زيرا ابن‌بطوطه در اوايل قرن هشتم هجرى در سفر‌نامه خود در اين‌باره چنين مى‌نويسد:


”... ديگر از ميوه‌هاى اين شهر (اصفهان) انگور عالى و خربزه عجيبى است که غير از بخارا و خوارزم در هيچ‌جاى دنيا مثل و مانند ندارد، پوست اين خربزه سبزرنگ و داخل آن قرمز است و آن را مى‌شود نگه داشت، مانند شريحه (قطعه گوشت) که در بلاد مغرب نگه مى‌دارند.


ابن‌بطوطه در جاى ديگر کتاب خود در مورد خربزه خوارزم چنين اظهار مى‌دارد:


”... خربزه خوارزم در شرق و غرب عالم نظير ندارد جز خربزه بخارى و پس از آن خربزه اصفهان. پوست اين خربزه سبز و درون آن سرخ و بسيار شيرين و ترد است و از عجايب آنکه اين خربزه را جلو آفتاب خشک کرده نگه مى‌دارند همان‌طور که ما انجير وگوشت را به‌صورت شريحه نگه مى‌داريم.