انواع کودهاى سنتى که براى تقويت زمين مورد استفاده قرار مى‌‌گيرند. با نوع زمين و نوع محصول در ارتباط هستند، کودهاى حيواني، انسانى و خاک‌هاى کهنه و مانده اماکن مخروبه و تپه‌ها بسيار مورد توجه زارعين کشتگر هستند، استفاده از خاک‌هاى اماکن مخروبه و تپه‌ها تا حدود سال‌هاى ۱۳۳۰ شمسى توجه خاص زارعين و سبزيکاران جنوب تهران را به‌خود معطوف مى‌داشت. با خاک‌هاى کهنه و مانده که حالت ”شوره‌اي“ به خود گرفته بودند زراعت خود را گندزدائى مى‌کردند، اين‌گونه خاک‌ها را کوبيده نرم نموده و به‌صورت گردى بر روى محصول مى‌پاشيدند و اغلب براى تهيه آنها خاک‌هاى تپه‌هاى کهن و تاريخى دهات اطراف را مورد استفاده قرار مى‌دادند.


هر نوع کود داراى يک نوع ارزش کيفى است و با در نظر گرفتن آن خريد و فروش مى‌گردد، ارزش کود انسانى در هيچ کجاى ايران به اندازه شهر اصفهان نبود، سفر‌نامه‌ها مطالبى راجع‌به طريقه استخراج، حمل و مورد استفاده قرار دادن آن در گذشته بيان داشته‌اند و داستان‌هائى در اين مورد بر سر زبان‌ها است و تا قبل از تأسيس و لوله‌کشى فاضلاب اصفهان استخراج و حمل آن به طريق سنتى مرسوم بود.


از دهات نزديک شهر اصفهان هر روز صبح عده‌اى با الاغ براى بودن کود به شهر مى‌آمدند. گاله، سطل و بيل از ابزار کار اينان بود، زارعى از اهل دولت ‌آباد۱صفهان اظهار مى‌داشت که در سال‌هاى قبل از ۱۳۲۰ من خود ناظر بودم که هر روز صبح از هر واحد زراعى برحسب نياز يک مرد و يک الاغ با گاله و يا پيت به اصفهان آمده و پس از تهيه يک بار کود به‌سوى ده خود مراجعت و حدود ساعت چهار بعدازظهر به ده بازمى‌گشتند، اگر کود را با گاله حمل مى‌کردند، معمولاً مقدارى خاکستر با آن مخلوط مى‌نمودند وگرنه با پيت حلبى مبادرت به بردن آن مى‌کردند و هر دسته از افراد قبلاً تصميم گرفته بودند که ”کود آبي“ بار کنند و يا ”کود گاله‌اي“.


(۱ولت‌آباد در ناحيه ”برخوار“ در حدود دو فرسنگى شمال اصفهان واقع شده که اکنون به شهرکى تبديل شده است، ”دستجرد“ و ”گرگاب“ از همسايگان معروف آن مى‌باشند.


کود محلات و اماکن اصفهان تيول افراد و يا فرد خاصى بود و اجازه بهره‌بردارى به افراد غيرمطلقاً داده نمى‌شد، کود محلات اعيان‌نشين شهر اصفهان به مالکين با نفوذ تعلق داشت و گاهى بر سر تصاحب کود انسانى اماکن خاصى نزاع نيز درمى‌گرفت.


ناظر محلى مى‌گفت من در آن سال‌ها خود شاهد بودم که فردى تکه کرباس بزرگى چون سفره‌اى به گردن خود مى‌آويخت و در نقاط مختلف حرکت نموده هر کجا که کود انسانى مشاهده مى‌کرد برداشته در کرباسى که به گردن آويخته بود مى‌انداخت. اينان کود جمع‌آورى‌شده روزانه خود را در محلى پهن نموده و با مواظبت کامل خشک مى‌نمودند و خشک‌شده آن را به دلالان و تاجرهاى کود مى‌فروختند.


اين‌گونه کودها را پاى درختان مو و انار نيز مى‌ريختند، مزارع خشخاش و هندوانه ممکن بود سهمى از آن ببرند ولى منحصراً به جاليز خربزه تعلق داشت، خربزه‌هاى معروف ”گرگاب“ که در سراسر ايران عجيب شهرت داشتند و عطر و طعم شيرينى آن در همه‌جا ضرب‌المثل بود از اين‌گونه کودها بهره‌مند مى‌شدند ولى با نفوذ کودهاى شيميائى و متروک شدن نحوه کشت سنتى به طريق مذکور اکنون فقط خاطره خربزه گرگاب حتى در خود گرگاب هم باقى‌مانده است.


برخى از کودها بايستى مدت‌ها بر روى هم انباشته گرديده تا خشک و قابل استفاده گردند و اگر تشخيص داده مى‌شد که کود آن قوى است مقدارى خاک‌رس معمولى بدان مى‌افزودند، ثروت و پشتوانه زراعى هر زارع اجاره‌دار و يا خرده ممالک بستگى به‌مقدار خاک ذخيره در ”انبار خاک“ خود داشت که در کنار مزرعه نگهدارى مى‌شد تا به‌هنگام نياز در اسرع‌وقت مورد استفاده قرار گيرد.


کوه‌مرغى که در سال‌هاى اخير فراوان‌تر از گذشته و بيشتر در سبزيکارى مورد استفاده قرار مى‌گيرد به‌خاطر پرقوه بودن بيش از حد با چندين برابر حجم خود، با خاک‌رس معمولى مخلوط مى‌گردد وگرنه زراعت را مى‌سوزاند.۲


(۲رزش کودهاى مختلف در سال‌هاى گذشته چنين بوده است:


خاک‌شوره، هر بار قاطر در سال ۱۳۱۵ حدود ۶/۰ تا يک ريال


خاک شوره‌ هر بار قاطر در سال ۱۳۲۰ حدود ۱ تا ۱۵ ريال


کود حيوانى در سال‌هاى ۱۳۴۰ تا ۱۳۴۵ مترمکعبى ۱۲۰ تا ۱۵۰ ريال


کود مرغى در سال ۱۳۵۰ مترمکعبى ۱۲۰ تا ۶۰۰ ريال


کود مرغى در سال ۱۳۵۷ مترمکعبى ۱۲۵۰ ريال


کود مرغى در سال ۱۳۵۹ مترمکعبى ۱۵۰۰ ريال


کود مرغى در سال ۱۳۶۰ مترمکعبى ۲۲۰۰ ريال


کود مرغى در سال ۱۳۶۱ مترمکعبى ۲۵۰۰ ريال


کود مرغى در سال ۱۳۶۲ مترمکعبى ۲۷۰۰ ريال


توضيح اينکه از حدود سال‌هاى ۱۳۴۰ به بعد کودها را ماشينى مى‌فروختند، هر ماشين حدود ۱۲ مترمکعب کود و در سر مزرعه از قرار هر مترمکعبى که فوقاً ذکر شد فروخته مى‌شود، مقدار حجمى کود هر ماشين داراى نوسان مى‌باشد ولى با در نظر گرفتن ۱۲ مترمکعب کود براى هر ماشين قيمت آن محاسبه مى‌گردد.