آب و آبيارى در فلات

موضوع آب و مسئله آبيارى از ديرباز موضوع اصلى و بااهميت ساکنين منطقه بوده است، اعتقادات گوناگون فراوانى راجع‌به ارزش آب در مناطق فلاتى مشاهده مى‌گردد و قوانين عرفى مسائل مربوط بدان را حل و فصل مى‌نمايد، شناسائى رگه‌هاى آبده زمين و طريقه استخراج آب‌هاى زيرزمينى از ويژگى خاصى برخوردار بوده و گروه‌هائى اختصاصاً در مشاغل مختلف آب و آبيارى متخصص و صاحب‌نظر گرديده‌اند. صاحب‌نظران در مناطق ناهمگن روش‌هاى گوناگون تهيه آب را جهت کشت و زرع به‌کار گرفته‌اند. انواع آبيارى‌هائى که منحصراً در منطقه فلاتى ايران وجود دارد عبارتند از:

آبيارى قناتى

در شرايط طبيعى مناطق مختلف زمين داراى شيبى است که آب‌هاى روان در چنين سطح شيب‌دارى به حرکت مى‌افتند. مقنيان که از کارشناسان متخصص مسائل مختلف قنات هستند. بدين‌گونه مسائل شناسائى کامل داشته با تشخيص رگه‌هاى آبزاى زمين به حفر مادر چاه مبادرت نموده و در عمقى که ما در چاه به آب مى‌رسد به محاسبه اختلاف سطح زمين و سطح آب مادر چاه پرداخته سپس ريسمان‌کش با استفاده از طراز اختلاف، سطح بين زمين‌هاى ده موردنظر و سطح آب مادر چاه و با در نظر گرفتن شيب مورد نياز مبادرت به حفر قنات از مظهر به‌سوى مادر چاه مى‌نمايند.


در شرايط معمولى بين عمق مادر چاه و طول کوره قنات (تونل زيرزميني) با در نظر گرفتن شيب زمين رابطه مستقيم برقرار است زيرا هر قدر عمق مادر چاه بيشتر باشد به‌همان نسبت کوره قنات هم داراى طول بيشترى خواهد بود.


در فاصله بين مادر چاه و مظهر قنات ميله‌هائى (چاه‌هاى عمودي) با فاصله‌هاى مشخص حفر مى‌گردد تا به‌هنگام حفر ولايروبى تسهيلاتى براى مقنيان ايجاد گردد. بدين ترتيب آب‌هاى عمق زمين را جهت آبيارى در سطح زمين به جريان مى‌اندازند و مورد استفاده قرار مى‌دهند. البته لازم به‌ذکر است که منبع تمامى آب‌هاى فلات ايران باران‌هاى غربى است که منشاء مديترانه‌اى دارند، جهت حرکت ابرهاى باران‌زا از غرب به شرق مى‌باشد، نتيجه اينکه مناطق غربى ايران نسبت به مناطق شرقى پرباران‌تر هستند از اين‌رو مناطق فلات مرکزى که داراى باران کمترى مى‌باشند لزوماً داراى مادر چاه عميق‌تر و طول قنات بيشترى خواهد بود مانند قنات گناباد.

آبيارى سيل‌بندى

در بسيارى از مناطق خشک و کم‌آب شرقى ايران به واسطه کمى مقدار آب منابع آبدهى قدرت کشش آب جهت آبيارى کافى نخواهد بود، از اين‌رو استفاده‌کنندگان از آب از روش ”سيل‌بندي“ استفاده مى‌نمايند.


نمونه‌اى از اين ”سيل‌بندى‌“ها را مى‌توان در حومه جنوبى شهرضاى اصفهان مشاهده نمود.


سيل‌بندى عبارت است از گودال بزرگى به ابعاد حدود ۱۲×۱۵ متر با ديواره‌هاى سنگي، کم‌عمق‌ترين قسمت سيل‌بندى سمتى است که آب قنات بدان وارد مى‌شود و عميق‌ترين قسمت آن محلى است که آب از آن خارج مى‌شود. قسمت عميق مذکور حدود ۵/۲ متر عمق دارد، در ديواره قسمت عميق درياچه‌اى تعبيه شده (واره) که در صورت باز کردن دريچه، آب‌هاى ذخيره‌شده با فشار و سرعت هر چه بيشتر به‌سوى مزارع جريان مى‌يابد.


تقريباً در همه مزارع منطقه از سيل‌بندى استفاده مى‌نمايند مثلاً کهرويه (کهرويه دهى است در حدود ۳۰ کيلومترى جنوب قمشه ”شهرضا“) و مزارع و مناطق وابسته داراى ۱۸ رشته قنات است که تماماً از سيل‌بندى استفاده مى‌نمايند، بدين‌ترتيب که اگر مثلاً حقابه زارعين مشترک کاري۱ز قناتى ۶ ساعت بود، آب‌ها وارد سيل‌بندى شده، انباشته گرديده پس از گذشت حدود نيمى از وقت دريچه سيل‌بندى را مى‌گشايند، در اين‌صورت قدرت و کشش و کاربرد آب به‌مراتب بيش از دو برابر کاربرد طبيعى حرکت آب قنات خواهد بود.


(۱ازمان جمعى زراعى سنتى را در منطقه ”لوک“ مى‌نامند. ”سرطان“ مدير لوک، ساعت‌دار مسئول آبيارى و زارعين ”هميار“ اعضاء لوک محسوب مى‌شوند. (لوک، به کسر ”ل“، فتح ”و“ و سکون ”ک“).


در تمام مدتى که آب وارد سيل‌بندى مى‌شود زارع ذى‌نفع از محل دريچه خروج (واره) مواظبت مى‌کند که باز نشود. در بعضى از مزارع منطقه ۲ يا ۳ سيل‌بندى وجود دارد. هنگامى‌که بستر سيل‌بندى (سيل‌بندى مزرعه ”باجرون“ در کنار مزرعه ”گوراجم“ در کنار جاده ”قمشه“ (شهرضا) به ”سميرم“ واقع شده است) از گل و لاى انباشته گرديد ذى‌نفعان نسبت به سهمى که از آب قنات دارند دسته‌جمعى به لايروبى آن مى‌پردازند.


سيل‌بندى مزرعه باجرون
سيل‌بندى مزرعه باجرون

آبيارى استخرى

آبيارى سيل‌بندى داراى شکل ساده‌اى است که نوع تکامل‌يافته آن را مى‌توان در آبيارى‌هاى استخرى مشاهده نمود. ممکن است گاهى به آبيارى سيل‌بندى هم آبيارى استخرى گويند ولى اصولاً فرق اين دو نوع آبيارى در اين است که قنات‌ها و يا هر منبع آبدهى ديگر که مقدار آبدهى لحظه‌اى آن بسيار کم باشد و قدرت کشش جهت آبيارى نداشته باشد، مقدار آب آن را شب‌ها در برکه و يا استخر مانندى جمع‌آورى نموده و روزها با ضوابطى دريچه خروجى آب را باز کرده و آب با سرعت و فشار بيشترى به‌سوى مزارع جريان مى‌يابد و يا چند ساعت آب منبع آبدهى را در استخر انباشته نموده و در حدود نيمى از مدت مذکور آب‌هاى جمع‌شده را مورد استفاده قرار مى‌دهند. ولى در آبيارى‌هاى استخرى که مقدار آبدهى منبع آبدهى زياد است آب وارد استخر بزرگى شده از محل استخر براساس ضوابطى آب در جوى‌هاى مختلفى تقسيم و مورد استفاده آبيارى قرار مى‌گيرد، جالب‌ترين شکل آبيارى استخرى را مى‌توان در سمنان مشاهده نمود زيرا آب رودخانه ”گل رودبار“ سمنان به شش استخر شهر وارد شده و گروه‌ها و قشرهاى چندى در تمام مدت به شکل توزيع آب از استخرها به جوى‌ها نظارت دارند و دفاتر و طومارهائى اساس اين نظارت را تشکيل مى‌دهد.

آبيارى کوزه‌اى

در دهات حاشيه کوير نوعى آبيارى به‌نام ”آبيارى کوزه‌اي“ مرسوم بوده است که اکنون ديگر مشاهده نمى‌شود. اين آبيارى بدين شکل بوده که به‌هنگام کشت هندوانه و يا خربزه زارعين قطعه زمين موردنظر را آماده نموده در فاصله‌هاى معينى در يک رديف در زمين حفره‌هاى کوچکى ايجاد نموده کوزه‌هاى معمولى (کوزه‌هاى سفالى متوسط) را در اين حفره‌ها طورى قرار مى‌دادند که بدن کوزه در داخل خاک و سر کوزه از خاک بيرون باشد و اين قسمت اخير را به‌طورى مى‌بستند تا تبخير آب را در اين قسمت از کوزه به حداقل ممکنه برسانند.


در چنين حالتى کوزه‌ها را با مشک پرآب نموده سر کوزه را بسته و در طرفين کوزه چند تخمه هندوانه و يا خربزه انداخته اطراف کوزه را با خاک و کود پر مى‌کردند. به مرور که کوزه سفالى نم پس داده اطراف خود را مرطوب نموده تخمه‌ها سبز مى‌گرديدند و رفته رفته به بار نشسته و محصول مى‌دادند. البته هر چند روز يک بار فردى که مشکى پر آب به کول داشت و چوبى در دست در هر کوزه را باز نموده و با چوب مقدار آب داخل کوزه را آزمايش نموده در صورت نياز کوزه‌ها را پرآب مى‌نمود.


اين روش آبيارى در زمين‌هاى شيب‌دار که امکان آبيارى دستى آنها نمى‌رفت بيش از نقاط ديگر براى اين منظور به‌کار گرفته مى‌شد.

آبيارى کولى

بلوچستان کم‌باران‌ترين منطقه ايران است. رودخانه‌هاى محلى و منطقه‌اى موسمى هستند و در واقع مسيلى بيش نيستند ولى هنگام حرکت در طول رودخانه گه‌گاه مشاهده مى‌شود که قسمت‌هائى از رودخانه زاينده است و مختصر آبى در آبراهه‌هاى کف بستر رودخانه جريان دارند ولى به واسطه شنى بودن و نفوذپذيرى کف بستر از محل زايندگى آب کمى پائين‌تر، آب به‌عمق بستر رودخانه‌ نفوذ مى‌نمايد و رودخانه خشک و بى‌آب باقى مى‌ماند.


ساکنين دهات اطراف رودخانه در طول قرن‌ها راه استفاده از اين آب‌ها را بدين‌ترتيب باز يافته‌اند که:


در نقاط زاينده طول بستر رودخانه در عمق حدود دو تا سه مترى مجرائى حفر نموده و طول مجرا را ”کول“ چين نموده و روى آن را پوشانيده‌اند. بالاى کول‌هاى سفالين سوراخ سوراخ است، هنگامى‌که آب رودخانه از محل آبزا جريان مى‌يابد رفته رفته آب از قشر روئين بستر به‌عمق آن نفوذ نموده و از سوراخ‌هاى بالاى کول وارد مجراى زيرزمينى کولى شده و در طول مجرا به حرکت درمى‌آيد و چند کيلومتر پائين‌تر که از شيب زمين کاسته مى‌گردد آب در سطح زمين ظاهر گرديده و مورد استفاده آبيارى قرار مى‌گيرد. محليان ”راسک“ تعداد اين نوع آبيارى را در طول رودخانه سرباز فراوان ذکر مى‌کردند.


در کرمان نوع ديگرى از آبيارى کولى وجود دارد بدين‌ترتيب که: وقتى نهرى از رودخانه منشعب مى‌گردد به واسطه پست و بلند بودن زمين کانال نهر را از زير زمين عبور مى‌دهند در اصطلاح محلى ”سفته“ ممکن است ارتفاع سفته از سطح زمين به سه متر نيز برسد در اين صورت اگر ساختمان قشر روئين فشرده و محکم باشد نيازى به کول‌گذارى ندارد ولى اگر زمين سست و به‌اصطلاح محلى ”رخوه“ و يا ”شولاتي“ باشد که امکان ريزش آن برود، در طول مجرا کول و يا ”نا“ گذارده مى‌شود، جنس کول‌ها قبلاً سفالى و اکنون نوع سيمانى آن به‌کار برده مى‌شود و در تمامى منطقه کرمان عموميت دارد. طول و عرض کول‌ها طورى انتخاب مى‌شود که جهت لايروبى انسانى بتواند در داخل آن به‌طور خميده حرکت نمايد و حدودى نيمى از بدن آنها نيزاز آب خارج باشد (معمولاً اندازه هر کول حدود ۱۲۵ ضربدر ۶۵ ضربدر ۲۵ سانتى‌متر در نظر گرفته مى‌شود). آگاهان محلى برخى کول‌هاى سفالى کهنى در طول مجراهاى زيرزمينى ديده‌اند که خبرگان تاريخ ۳۰۰ ساله آنها را تأييد نموده‌اند.


در جيرفت که سطح عمومى رودخانه از زمين‌هاى اطراف پائين‌تر است به موازات بستر رودخانه ناهموارى مشاهده مى‌شود. جهت استفاده از آب رودخانه در نقاطى که نياز بوده سفته به‌کار رفته است و آب رودخانه را مورد استفاده قرار داده‌اند.

آبيارى پاکوبى

در برخى از دهات حاشيه کوير که داراى آب کافى جهت کشت نيستند باران‌هاى فصلى را توسط باريکه جوى‌هائى در زمين‌هاى موردنظر جمع‌آورى نموده ماه‌ها زمين بدين‌حالت باقى مى‌ماند و آب در عمق زمين نفوذ مى‌نمايد، پس از اينکه سطح زمين آب‌هاى خود را از دست داد و گل شد، دسته‌هاى چند نفرى از مردان و جوانان ده با پاى برهنه به لگدکوب کردن زمين مى‌پردازند و ساعت‌ها به پايکوبى در زمين موردنظر مى‌پردازند تا اينکه سطح زمين سفت و در اصطلاح ”سله“ ببندد.


بدين ترتيب در سطح زمين پوسته محکمى به‌وجود آمده که قسمت زيرين آن آبدار و پوسته محکم مانع تبخير بيش از حد مى‌گردد. در چنين وضعى زارعان سوراخ‌هائى در پوسته زمين ايجاد نموده تخمه هندوانه را در داخل آنها قرار داده تخمه‌ها در قسمت آبدار زمين ريشه دوانده و بوته‌ها در سطح زمين رشد مى‌نمايند و به بار مى‌نشينند.