بيشتر زمين‌هاى ايران در داخل منطقه فلاتى واقع شده‌اند که ارتفاع متوسط فلات ايران را حدود ۱۵۰۰ متر محاسبه مى‌نمايند. بنابراين زمين‌هاى متوسط مناطق پيش‌کوه‌ها و مناطق داخلى ايران که قسمت اعظم اين سرزمين را تشکيل مى‌دهند همه جزء قلمرو فلات ايران محسوب مى‌گردند.


شهرهاى مشهور و بزرگ ايران تقريباً همگى در داخل اين فلات جاى دارند و اين شهرها داراى سوابق تاريخى کهنى مى‌باشند، هرکدام از اين شهرها در منطقه‌اى قرار گرفته‌اند که صدها ده به‌صورت اقمارى در اطراف آنها واقع شده‌اند. اين دهات مرکز کشاورزى محلى تابع شهر است ولى با يک نظر اجمالى به نقشه پراکندگى جغرافيائى دهات مشاهده مى‌کنيم که اين توزيع ناهماهنگ است زيرا در اطراف کوير به‌ندرت دهاتى مى‌بينيم در صورتى‌که مثلاً در حومه اصفهان دهات فراوانى سراسر منطقه را فرا گرفته‌اند.


موجوديت دهات مذکور به آب بستگى دارد، ايجاد آبادى بدون آب ممکن نيست از اين‌رو ساکنين کهن اين نواحى براى کشت و زرع که خوراک اصلى آنها را تشکيل مى‌دهد در اين مناطق به جستجوى آب پرداخته‌اند و سرانجام به کشف آب‌هاى زيرزمينى و استفاده از آن پرداخته‌اند زيرا آب کشور در منطقه شرقى فلاتى ايجاد و مورد بهره‌بردارى است۱ر مناطق مختلف جغرافيائى فلات مذکور که با روش‌هاى مختلف دست به تهيه آب زده‌اند شکل‌هاى مختلف آبيارى سنتى و نظام‌هاى گوناگون بهره‌بردارى از زمين را در ارتباط با محيط خشک و کم‌آب ايجاد نموده‌اند.


(۱دود ۶۱ درصد از منابع آب (چشمه، قنات و چاه) کشور در مناطق شرقى فلاتى واقع شده‌اند و بيش از ۷۳ درصد مقدار آب سالانه منابع مذکور در منطقه شرقى مورد بهره‌بردارى است (محاسبات نگارنده).

کشاورزى در منطقه فلات

توزيع و سنجش زمان در طول مدار گردش آب يکى از پيچيده‌ترين نظام‌هاى سنتى آبيارى منطقه فلاتى در ايران است، سنجش زمان با فنجان، سبو‌، پياله، سايه اشياء و ستارگان در شب از عمده‌ترين مسائلى هستند که در آبيارى بدان‌ توجه دارند و گوشه‌هائى از فرهنگ مردمى منطقه به چنين موضوعاتى اختصاص دارد.


تلاش به‌خاطر تهيه خوراک اولين وظيفه هر انسانى به‌خاطر زنده ماندن است، زنده ماندن و اساس زندگى در محيط مذکور که فعاليت غالب خانوارها بدان وابسته است کشت غلات (گندم و جو) است، بيش از ۸۰ درصد کل زمين‌هاى زير کشت سالانه بدين محصول اختصاص دارد زيرا گندم و جو در منطقه خشک فلاتى تنها محصولى است که اساس خوراک سکنه را تضمين مى‌نمايد.


شايد قدمت کشت گندم و جو به قدمت عمر انسان‌هاى اوليه‌اى که در منطقه سکونت گزيده‌‌اند نيز باشد از اين رو تلاش براى کشت با تلاش براى تهيه آب و در مجموع تلاش براى زيستن، تلاش توأمانى را دربر داشته است که زيربناى همه چيز مردم را از قديم‌ترين ايام آغاز نموده و تا زمان حال به‌همان اهميت قبلى باقى‌مانده است.


به‌خاطر کم‌آبى و نامساعد بودن زمين‌هاى منطقه فلاتى نسبت به مناطق ديگر ايران و نياز به نيروى کار بيشتر نسبت به زمين‌هاى مشابه منطقه غربى واحدهاى توليد زراعى جمعى سنتى در قسمت اعظم فلات که باران سالانه آن بين حدود ۱۰۰ تا ۳۰۰ ميلى‌متر است پديدار گرديده شکل گرفته و تکامل يافته است و به‌خاطر تقسيم کار در واحدهاى توليد زراعى جمعى متخصصينى پرورش يافته و در نتيجه درصد کل توليد غلات که کشت غالب منطقه است نسبت به درصد کل زمين‌هاى زير کشت آن (در مقايسه با سطح زير کشت و کل توليد کشور) به‌مراتب بالاتر و موفق‌تر بوده و مى‌باشد.

مسکن‌هاى فلاتى

فلات ايران داراى ناهموارى‌هاى داخلى فراوانى است. سطوح ناهموار نسبت به مناطق پست‌تر همان ناحيه داراى هواى سردسيرى است، اگر مناطق مرتفع فلات را ناديده بگيريم، سطح عمومى فلات در بيشتر ايام سال گرم و خشک و از غرب به شرق بر شدت گرماى آن افزوده مى‌گردد و شکل اماکن محلى و سنتى هم بر همين اساس رفته رفته تغييراتى به‌خود مى‌گيرد. در بيشتر مناطق گرم فلاتى براى جلوگيرى از گرما سقف اماکن به‌خصوص اماکن روستائى را گنبدى‌شکل مى‌سازند تا گرما در سطح بيشترى از سقف پخش گرديده و فضاى زير سقف به‌طور نسبى خنک‌تر بماند، هر چند که فقدان نسبى چوب در اين منطقه بى‌تأثير نيست. و براى جلوگيرى از نفوذ باران سطح بام‌ها را با ”کاه‌گل“ مى‌پوشانند.


در اماکن مسکونى اطراف کوير همه‌جا بادگيرهائى در سقف بام‌ها مشاهده مى‌گردد منتهى شکل، وضع و دهانه بادگيرها نسبت به‌جهت وزش بادهاى مفيد متغير است مثلاً در کاشان بادگيرهاى بلندى مشاهده مى‌گردند که در چهار طرف داراى دهانه مى‌باشند و از هر طرفى که باد بوزد وزش خنک آن را به نشيمنگاه‌هاى تابستانى منتقل مى‌نمايند.


در برخى نقاط بادگيرها فقط از يک طرف داراى دهانه مى‌باشند زيرا باد مفيد فقط از يک طرف مى‌وزد مثلاً جهت بادگيرهاى سواحل جنوبى ايران از بندر لنگه تا چاه‌بهار دهانه بادگيرها به‌سمت دريا است زيرا نسيم خنکى که از دريا به‌سمت خشکى مى‌وزد توسط اين بادگيرها به قلب اماکن مسکونى کشيده مى‌شود.


بسيارى از اماکن به‌خصوص در نشيمن‌گاه‌هاى شهرها در زير اطاق‌هاى مسکونى سردابى تعبيه مى‌نمايند که توسط بادگير آن را خنک نگه داشته تا محل نگهدارى خوراک‌هاى مورد نياز باشد، در زمستان‌ها که نيازى بدين بادگيرها نيست مدخل بادگيرها مسدود مى‌گردند.


”خارخانه“ نوعى ديگر از مسکن‌هاى محلى بلوچستان است که به‌خاطر مبارزه با گرما در محل ابداع گرديده است و هنوز هم در گوشه و کنار منطقه مورد استفاده است.