علل و انگيزه کوچ

شايد برخى تصور نمايند که مسئله کوچ سطحى است و مى‌توان با دستورى از حرکت کوچ‌روها ممانعت به‌عمل آورد ولى به خاطر آگهى اين دسته از افراد، نظر آگاهان و خبرگان محلى را در مورد علل و انگيزه کوچ بيان مى‌دارد:


۱. وجود دام و تعليف دام.

۲. بى‌آبى گرمسير در تابستان و وجود آب در سردسير.

۳. استفاده از محصولات جنگلى سردسير و سبزى‌هاى کوهستاني.

۴. داشتن زمين در سردسير و گرمسير.

۵. سرد شدن بيش از حد زمستان سردسير.

۶. کشت و برداشت محصولات مختلف زراعى در هر دو منطقه.

۷. امنيت داشتن سردسير به‌واسطه کوهستانى بودن.

۸. اتمام علوفه در يک منطقه و آغاز بهره‌بردارى از علوفه منطقه ديگر.

۹. نزديک شدن به بازارهاى فروش محصولات.

۱۰. نگهدارى منافع خانوار در هر دو منطقه.

۱۱. عادت.

شکى نيست که زندگى در سردسير به‌مراتب آسايش بخش‌تر از گرمسير است زيرا آب و هواى آن سازگارتر، علوفه آن مقوى‌تر و شيردهى دام‌ها بيشتر از گرمسير است ولى زمستان آن غيرقابل تحمل است و در شرايط معمولى و در برخى نقاظ آن بدون شک امکان نابودى دام‌ها حتمى است و محليان به‌خاطر دام‌ها هم که شده به کوچ مبادرت مى‌ورزند.

زمان کوچ

زمان کوچ، کاملاً وابسته به وضع اقليم محلى است. معمولاً کوچ به سردسير هنگامى صورت مى‌گيرد که مراتع سردسير قابل بهره‌بردارى باشد و هواى آنجا مساعد جهت زيست. ارديبهشت‌ماه فصل کوچ از گرمسير به سردسير ايلات مختلف ايران است و در شرايط معمولى تا پايان اين ماه به سردسير مى‌رسند.


مدت توقف عشاير در سردسير حدود پنج ماه به طول مى‌انجامد و با سرد شدن تدريجى هوا کوچ به‌سمت گرمسير آغاز مى‌گردد. اوايل مهرماه کوچ‌روهاى گرمسيرى با احشام خود حرکت مى‌کنند منتهى آن دسته از عشاير که در منطقه مرتفع‌تر سردسيرى سکونت مى‌نمايند به واسطه فرا رسيدن زودتر سرما زودتر هم به کوچ مبادرت مى‌نمايند و در واقع بين ديلگان منطقه‌اى است دره‌اى و کوهستانى و سردسيري، در دره ديلگان نهرى به‌نام ديلگان از شمال‌غربى به‌سمت جنوب‌شرقى جريان دارد، قسمت‌هاى مرتفع دره ديلگان را سرديلگان و قسمت‌هاى پست و پائين آن را دم ديلگان مى‌نامند.


منطقه مسکونى دشت روم بويراحمد عليا واقع در کهگيلويه ارتفاع متوسطى حدود ۲۰۰۰ متر از سطح دريا را دارا است، منطقه سررود که در کنار دشت روم قرار گرفته است ارتفاعى حدود ۱۸۰۰ متر از سطح دريا دارد. اين اختلاف ارتفاع باعث گرديده است که درصد کوچ‌روهاى دشت روم هميشه بيش از سررود بوده است و مدت توقف سردسيرى آنها به‌طور نسبى کمتر از طوايف کوچ‌رو سررود مى‌باشد.


به‌طور کلى زمان کوچ و تصميم‌گيرى در اين باره ارتباط مستقيم با آب و هوا دارد زيرا باران کافى مناطق را سرسبز نموده و چراگاه‌ها را جهت چراى دام آماده مى‌نمايد، آگاهان محلى در اين باره اظهارنظر مى‌دارند که:


از اواخر پائيز تا اواسط بهمن اگر هر ۲۰ روز يک بار بارانى در گرمسير ببارد و از آن پس تا پايان فروردين‌ماه هر ۷ تا ۱۰ روزى يک بار باران ببارد علف فراوان و زراعت خوب است. باريدن کمتر يا زيادتر باران، زمان کوچ‌ را تسريع يا تأخير مى‌نمايد و مدت تسريع يا تأخير را شوراى کدخداها و سرپرستان با در نظر گرفتن وضع علوفه تعيين نموده و نتيجه را پس از مشورت‌هاى لازم به‌اطلاع خانوارهاى هر طايفه مى‌رسانيدند تا خانوارها جهت حرکت به‌موقع آمادگى قبلى داشته باشند و در واقع اين علوفه است که وجود و يا عدم آن تاريخ قطعى حرکت ايل را مشخص مى‌نمايد.