به‌خاطر موقعيت اقليمى در شرايط طبيعى عشاير جبراً کوچ مى‌نمايند و طبيعتاً در دو محل سردسيرى و گرمسيرى زندگى مى‌نمايند. اقتصاد غالب آنها دامدارى است، در هر دو محل به دامدارى اشتغال دارند، در جنب دامدارى به کشاورزى نيز مى‌پردازند، هدف از کشاورزى تهيه نان مورد نياز خانوار است. هر منطقه عشايرى از لحاظ مبادله وابسته به شهرى است. قمشه، آباده، اردکان، کازرون، دوگنبدان، بهبهان، دزفول و انديمشک چنين شهرهائى هستند که منطقه بزرگ عشايرنشين مرکزى ايران را از لحاظ نيازهاى کالائى و مبادله تأمين مى‌نمايند، در بازارهاى شهرهاى مذکور کالاهاى مورد نياز عشاير به وفور يافت مى‌شود.


در هر يک از شهرهاى مذکور تعدادى ”پيله‌ور“ (کاسب‌هاى محلي) و ”جلاب خر“ (دلالان گوسفند) وجود دارند که با بخشى از عشاير منطقه‌اى در ارتباط هستند، اينان فرآورده‌هاى بومى و محلى عشاير را خريدارى نموده و در مقابل کالاهاى مورد نياز آنها را برآورده و قيمت نموده در اختيار آنها مى‌گذارند و به‌هنگام شيردهى دام‌ها به‌جاى آن روغن دريافت مى‌دارند و در اصطلاح محلى ”روغني“ معامله مى‌کردند. عشاير از اين دسته از افراد سخت ناراضى مى‌باشند زيرا فرآورده‌هاى آنها را به قيمت نازلى خريدارى نموده و کالا را به قيمت گران‌ترى در اختيار آنها قرار مى‌دهند، عشاير هميشه به اين افراد مقروض هستند و در گذشته گاهگاهى اين‌گونه شهرها مورد چپاول و غارت آنها قرار مى‌گرفت.


يک بار در حضور نگارنده فردى عشايرى به يکى از پيله‌وران بهبهانى در ياسوج مى‌گفت:


”تا چند سال قبل يک سال تو ما را مى‌چاپيدي، سر سال ما هم تو را غارت مى‌کرديم، آن وقت بى‌حساب مى‌شديم، ولى چند سالى است که تو ما را غارت مى‌کنى ولى ما جرأت غارت کردن شما را نداريم ولى روزى دو مرتبه شما را غارت خواهيم کرد و چپاول شما را بدون جواب نخواهيم گذارد“۱.


(۱ير ۱۳۵۲، ياسوج:

ياسوج شهر جديدى است واقع در شرق سررود بويراحمد عليا، در کنار رودخانه بشار که با نظرات سياسى شروع به ايجاد آن نمودند، شهر مذکور که در سال ۱۳۳۵ دهى بيش نبود در سال ۱۳۴۵ با دهات اقمارى نزديک حدود يکهزار نفر جمعيت داشت ولى به‌خاطر مرکز استان کهگيلويه و بويراحمد شدن، کليه ادارات دولتى را ملزم نمودند که مراکز خود را بدين شهر منتقل نمايند. بدين ترتيب شهر روبه گسترش نهاد و اماکن دولتى فراوانى در آن ايجاد گرديد تا آنجا که در سال ۱۳۵۵ حدود ۵۰۰۰ نفر در شهر سکونت داشتند. به‌همراه اين توسعه پيله‌وران شهرهاى اطراف که با عشاير منطقه بويراحمد مبادله کالائى داشتند براى دسترسى بيشتر به قلب منطقه هرکدام محل کسبى در ياسوج ايجاد نموده و مبادله خود را از اين نقطه برقرار نمودند.


تقويم زراعى عشاير با زمان کوچ هماهنگى کامل دارد زيرا با اتمام کارهاى مربوط به کشاورزى منطقه‌اى فصل کوچ فرا مى‌رسد و با کوچ به منطقه ديگر کار کشاورزى آن منطقه نيز آغاز مى‌گردد.


اين شکل از زندگى که قرن‌ها براى عشاير ادامه داشته است سبب گرديده که وسايل زندگى خانوارهاى عشايرى به حداقل ممکن کاهش يابد تا به‌هنگام کوچ و استقرار در منازل بين راه به سهولت بتوانند وسايل خود را در دسترسى داشته باشند و به‌هنگام حرکت در اندک زمانى بتوانند خود را براى حرکت آماده نمايند.


لازمه معيشت عشايرى پيکار با طبيعت است و ارمغان اين پيکار دليرى و مقاوم بودن آنها در برابر رويدادهاى مختلف محيط جغرافيائى است.