مرکز جغرافيا در دنياى قديم بيشتر يونان بود. در آن زمان آنچه در سطح زمين مشاهده مى‌گرديد با حس کنجکاوى توصيف مى‌شد. در آغاز جغرافيا با نجوم آميخته بود و مسائل جغرافيائى را بيشتر جغرافياى رياضى تشکيل مى‌داد ولى نياز به تجارت و يا پيش آمدن جنگ‌ها لازمه‌اش آگاهى از وضع راه‌ها و نشانى‌ها و موقعيت شهرها و اماکن بود از اين رو اين‌گونه اطلاعات و نوشته‌ها را جمع‌آورى و تدوين مى‌نمودند و چنين مجموعه‌هائى را ”علوم جغرافيائي“ مى‌ناميدند.


قبل از تدوين چنين مجموعه‌هائى سرنوشت جغرافيا براى ما مبهم است و شاهد و قراينى در دست است که ملل ساکن در خاورميانه مناطق همجوار را به‌خوبى مى‌شناختند و گهگاه لشکرکشى‌هائى از طريق خشکى و دريا به سرزمين‌هاى اطراف مى‌‌نمودند بابلى‌ها در ۲۵۰۰ سال قبل از ميلاد از دنياى زمان خود لوحه‌اى به شکل مسطح تهيه نموده بودند. در اين لوحه سرزمين بابل و آشور و نواحى ديگر براساس اعتقادات زمان خود به شکل دايره‌اى ترسيم گرديده بود و رود آب شورى اطراف آن را احاطه کرده بود.


”آنا کسيماندر“ و ”آريستاکر“ دو جغرافيدان يونانى بودند که اولين نقشه جغرافيائى و اولين تقسيمات جغرافيائى سطح زمين شناخته شده آن روزى را در قرن هفتم و ششم قبل از ميلاد تهيه نمودند، آريستاکر دنياى آن روزى را به آسيا، اروپا و ليبى تقسيم مى‌نمود. در آن زمان آنچه از آفريقاى‌شمالى شناخته بودند ”ليبي“ مى‌ناميدند، مرز بين آسيا و اروپا را رود ”دون“ و حد فاصل بين آسيا و ليبى (آفريقا) را رود نيل و حد فاصل بين هر سه منطقه را درياى روم و بحر احمر مى‌دانستند. در واقع دنياى شناخته‌شده آن روز عبارت بود از اروپاى جنوبي، سواحل آفريقاى‌شمالى و آسياى جنوب‌غربي.


هرودت اولين مورخ يونانى است که در قرن پنجم قبل از ميلاد ضمن جمع‌آورى و تدوين تاريخ ملل قديم اطلاعات سودمندى از جغرافياى توصيفى آن زمان به‌دست مى‌دهد، هرودت نيز معتقد به تقسيمات جغرافيائى آناکسيماندر و آريستاکر بود. وى عربستان را جنوبى‌ترين مملکت زمين مى‌دانست ولى لازم به تذکر است که هرودت در اطلاعات جغرافيائى خود دنياى آن روز را چنين ترسيم مى‌نموده است:


قاره اروپا به کوه‌هاى مرکزى پايان مى‌يافته و حد شرقى قاره آسيا کوه‌هاى هند و کش بوده است و قاره آفريقا به مناطق مسکونى شمالى آن از مراکش تا حبشه محدوده مى‌شده است و دورا دور همه مناطق را آب فرا گرفته و درياى احمر حد فاصل بين عربستان و ليبى (آفريقا) و درياى مديترانه و درياى سياه حد فاصل بين اروپا و آسيا و آفريقا بوده است.


اولين کسى که در دنياى قديم به فکر جمع‌آورى و تدوين اطلاعات جغرافيائى افتاد ”اراتوستن“ بود که در قرن سوم قبل از ميلاد در آتن مى‌زيست. اين دانشمند منجم و جغرافيدان براى رحل اقامت از يونان به مصر رفت و در اسکندريه کتابدار کتابخانه معروف آنجا گرديد و در همين کتابخانه بود که کليه اطلاعات جغرافيائى پيشينيان از جمله نوشته‌هاى جغرافيائى فنيقى‌ها و همراهان اسکندر را مورد مطالعه قرار داده و به تدوين تاريخ جغرافيا پرداخت و نقشه جغرافيائى جهان را براساس اطلاعات موجود آن زمان ترسيم نمود. اولين محاسبه علمى محيط کره‌زمين توسط اين دانشمند انجام گرفت و محاسبه وى در اين مورد به‌قدرى دقيق بود که با محاسبات علمى قرون جديد اختلاف چندانى نداشت از اين رو او را ”پدر جغرافيائى علمي“ مى‌خوانند.


”استرابون“ يکى ديگر از مورخين و جغرافيدانان يونانى است که در قرن اول قبل از ميلاد مى‌زيست، مطالعات و تحقيقات نامبرده از حدود جغرافياى رياضى زمان خود فراتر رفته و براى اولين بار ارتباط بين زندگى انسانى و محيط طبيعى را مورد توجه و مطالعه قرار داد و نامبرده علت تمدن اروپاى آن روز را مديون موقعيت جغرافيائى آن مى‌داند و هم او بود که اولين قدم را در راه تأليف دائره‌المعارف جغرافيائى برداشت و بسيارى او را بزرگ‌ترين جغرافيدان عصر قديم مى‌دانند.


معروف‌ترين جغرافيدان و منجم و رياضى‌دان معروف حوزه علمى اسکندريه ”بطلميوس“ است که در قرن دوم ميلادى مى‌زيست. وى به کرويت زمين معتقد بود ولى اظهار مى‌داشت که زمين در مرکز عالم قرار دارد و هفت سياره (از جمله ماه و خورشيد) در روى مدارهاى معينى به دور زمين مى‌گردند و همين نظريه بود که تا زمان ”کپرنيک“ معتبر و مورد قبول قرار مى‌گرفت، بطلميوس اطلاعات جغرافيائى زمان خود را به اوج رسانيد از اين‌رو او به ”پدر جغرافيا“ شهرت دارد، اين دانشمند در اثر جغرافيائى خود نقشه‌هاى باارزشى از جهان باستان به يادگار گذارده است.