در درگيرى‌هائى که بين انسان‌هاى غيرمتمدن دوران قديم به‌وقوع مى‌پيوست، تنوع زيادى وجود داشت. آنچه مسلم است درک اوليه از موقعيت جغرافيائى صحنه جنگ‌ها بر اساس احساس و هيجان بوده است؛ از جمله جنگ مقدس يا جنگ‌هاى صليبى و اصولاً جنگ‌هائى که در شبه‌جزيره بالکان صورت گرفته و مى‌گيرد، واجد چنين معيارهائى بوده و خواهد بود. گاهى اوقات معناى اصلى اين جنگ‌ها را تحريف کرده، به شکلى ديگر از آن ياد مى‌کنند؛ مثلاً جنگ‌هاى انقلابى يا نهضت‌هاى رهائى‌بخش را ”حرکت‌هاى ارتجاعي“ مى‌دانند. از اهداف به‌کارگيرى جنگ سرد که در عصر اتم مطرح شد، اثرگذارى بر مواد تکنيکى و همچنين تصميم‌گيرى صاحب‌نظران بود. جنگ جهانى به معناى يک پيروزى کامل بر قدرت‌هائى بود که قصد ايجاد امپراتورى داشتند و هدف از آن محدود کردن قدرت آنها بوده است و جنگ هسته‌اى به‌عنوان تهديدى عظيم عليه جوامع انسانى طبقه‌‌بندى شده است. براى توصيف انواع جنگ‌ها بايد وسعت قلمرو جغرافيائي، عوامل سياسي، ويژگى‌هاى اجتماعى و تنوع عوارض طبيعى زمين را درنظر گرفت.


جنگ‌هاى غيرمنظم به‌علت برخوردارى از تنوع تدابير جنگى و وسعت جغرافيائى در زمره جنگ‌هاى گسترده قرار مى‌گيرند؛ در حالى‌که جنگ شهرها به لحاظ شرايط خاص جغرافيائى که موجب محدوديت‌هائى براى واحد‌هاى عملياتى مى‌شود، به‌عنوان جنگى نسبتاً محدود و غيرگسترده شناخته مى‌شود. در تعريف جنگ شهري، آن را جنگى مى‌دانند که بين طبقات مختلف اجتماعى صورت مى‌گيرد و در واقع جنگ بين منافع طرفين است.


اغلب نام‌هائى که روى جنگ‌ها گذاشته شده بدون ملاحظات تخصصى بوده است. بنابراين به‌منظور تمايز بين جنگ‌ها از لحاظ طبقه‌بندى - به‌نحوى که از اصولى هم پيروى شده باشد - سه مورد قابل بحث است:


۱. جنگى که منشأ آن طبقاتى است و صحنه برخورد جامعه است.

۲. جنگى که به‌علت وجود تضاد و اختلاف در خط مشىء‌هاى سياسى به‌وقوع مى‌پيوندد.

۳. جنگى که صرفاً منشأ جغرافيائى دارد.


مقياس جغرافيائى براى راه‌اندازى يا توسعه در يک جنگ، به شکلى ناحيه‌اى (محلي)، منطقه‌اي، قاره‌‌اى و جهانى است. هر يک از درگيرى‌ها مى‌‌تواند اين معيار و ميزان از ميدان جغرافيائى را بالا ببرد. انگيزه براى جنگ‌ها تصرف زمين و منابع زيرزمينى است. با بررسى عوامل اصلى جنگ‌ها مى‌توان دريافت که اين عوامل - که در حقيقت مى‌توان آن را علل دور دست دانست - سياسى بوده است. جنگ‌ها در بعضى موارد به‌علت عدم تعادل سياسي، اختلاف عقيده و در مجموع احساس تهديدى بوده که منشأ برون‌مرزى داشته است. ناهماهنگى در محيط جغرافيائي، منابع ملى و اقتصاد و نيروهاى سياسى در يک سرزمين مى‌تواند صلح را به مخاطره بياندازد. ژاپن و آلمان به‌‌علت عدم دسترسى به منابع اقتصادى کامل براى رسيدن به توسعه در دهه‌هاى ۱۹۳۰ و ۱۹۴۰ در ماوراءِ مرزها خود به فعاليت پرداختند و جنگ را آغاز کردند. مللى همچون روسيه به‌دلايل ژئواستراتژيک دست به جنگ زدند و در اين راه تلفات و خسارت‌هاى فراوانى ديدند و چون همواره احساس مى‌کردند که مرزهاى سياسى زمينه مناسبى براى تهديد عليه آنها فراهم مى‌کند، سعى در رسيدن به مرزهاى جغرافيائى داشتند که تاريخ روسيه تائيدى بر اين ادعاء است. در آينده جنگ‌هاى کوچکى که داخل مرزهاى سياسى کشورهاى مناطق خاصى صورت خواهد گرفت، بر اساس عوامل متغير ژئواستراتژيک خواهد بود؛ کما اينکه هم‌اکنون در بالکان و جنوب غربى آسيا چنين جنگ‌هائى درگرفته است. اين امر خود نشان مى‌دهد که چرا بسيارى از جنگ‌هائى که در اروپا صورت گرفته، از شبه‌‌ جزيره بالکان آغاز شده است.