جنگ‌ها را با توجه به قلمرو جغرافيائي، اهداف و تسليحاتى که در آن به‌کار گرفته مى‌شود، به جنگ‌هاى محدود و نامحدود تقسيم مى‌کنند. هنگامى‌که انديشه جنگ محدود جاى خود را در تفکر دفاعى نيز باز کرد، مشخص شد که مفهومى نسبتاً دقيق يافته و توانسته است در مقابلِ تلافى بزرگ يا جنگ نامحدود منطق خاص خود را حفظ کند.


از آنجا که نويسندگان مختلف تعاريف گوناگونى از جنگ‌هاى محدود و نامحدود داشته‌اند، مشکل است که به مفاهيمى نزديک به هم در اين زمينه دست يابيم؛ ولى آنچه مسلم است اهداف و عملکردهاى اين دو جنگ مى‌تواند وجه تمايزى را بين آنها به‌وجود آورد که تا حدود زيادى پذيرفتنى است؛ بنابراين به‌نظر مى‌رسد که جنگ محدود جنگى است منطقه‌اى که اهداف آن ثابت است و از سلاح‌هاى متعارف ”conventional weapons“ در نبرد استفاده خواهد شد و چنانچه جنگ به‌‌صورت ناخواسته ادامه يابد، ممکن است از سلاح‌هاى اتمى تاکتيکى نيز استفاده شود. در حالى‌که در جنگ نامحدود اهداف همواره در حال تغيير است و در خاتمه نقشه جغرافيائى و محدوده‌هاى سياسى دُو‌َل به‌کلى تغيير مى‌يابد و حال آنکه در جنگ محدود امکان تغيير مرزها نادر است.


امروزه در نوشته‌هاى مربوط به استراتژى معاصر عمدتاً چهار طرز تلقى از جنگ محدود وجود دارد که در ذيل به آنها اشاره مى‌شود:


اول اينکه اين مفهوم گاه براى توصيف جنگ‌‌هائى که از لحاظ جغرافيائى محدود بوده‌اند، به‌کار رفته است؛ به‌عبارت ديگر جنگ محدود مفهومى است که به روياروئى‌هائى اطلاق مى‌شود که در منطقه‌اى محدود انجام گرفت باشد و از آن قلمرو تجاوز نکند؛ مانند جنگ هند و پاکستان در ۱۹۶۸ يا جنگ‌هاى اعراب و اسرائيل يا جنگ کره و جنگ ويتنام. اما جنگ جهانى دوم جنگى نامحدود محسوب مى‌شود؛ زيرا کشورهاى متخاصم در سطحى جهانى و در قاره‌هاى مختلف قرار داشتند. مشکل اصليِ استفاده از معيار جغرافيائى اين است که جنگ‌هاى کاملاً مختلفى مانند جنگ کره و جنگ هند و پاکستان در يک مجموعه و کنار هم قرار مى‌گيرند، به‌‌طور خلاصه اين معيار هيچ‌گونه تمايزى بين آن دسته از جنگ‌هائى که ابرقدرت‌ها حتى از طريق کشورهاى مورد حمايت خود در برابر يکديگر قرار مى‌گيرند، با اين گروه از نبردها که هيچ‌کدام از آن دو به‌طور مستقيم و غيرمستقيم دخالتى در آن ندارند، قائل نمى‌شود. شايد اکنون اين ابهام تا اندازه‌اى برطرف شده باشد؛ زيرا شواهدى وجود دارد که در حال حاضر صفت محدود تنها به جنگ‌هائى که ابرقدرت‌ها در آن به‌نحوى درگيرند، اطلاق مى‌‌شود. امروزه ساير جنگ‌هائى که به مناطق جغرافيائى مشخصى محدود شده‌اند، با صفت متمايز منطقه‌اى توصيف مى‌شوند.


دوم اينکه صفت محدود را براى توصيف جنگ‌هائى به‌کار مى‌برند که براى اهداف محدودى صورت مى‌گيرد. منظور تميز جنگ‌هاى محدود از نامحدود با توجه به اهدافى است که دنبال مى‌کنند. جنگ جهانى دوم جنگى نامحدود بود؛ زيرا متفقين هدف نامحدودى را دنبال مى‌کردند، و آن تسليم بى‌قيد و شرط آلمان نازى بود و برعکس آن، جنگ ويتنام جنگى محدود خوانده شد، زيرا ايالات متحده آمريکا نه قصد شکست کامل ويتنام شمالى را داشت و نه تسليم بى‌قيد و شرط آن کشور را مى‌خواست. ايالات متحده آمريکا تنها يک هدف داشت و آن صرفاً تثبيت موجوديت ويتنام جنوبى به‌عنوان يک کشور مستقل و حاکم بود. در حالى‌که ويتنام شمالى هدف نامحدودى را تعقيب مى‌کرد. به‌همين دليل تلقى جنگ ويتنام به‌عنوان جنگى با اهداف محدود چندان راضى‌کنند نيست. اين مفهوم درباره جنگ کره نيز صادق است.


سوم اينکه کاربرد مفهوم جنگ محدود درباره جنگ‌هائى است که با تجهيزات تسليحات محدود صورت گرفته باشد. اين ويژگى شامل جنگ کره مى‌شود؛ زيرا با اينکه هر دو طرف به سلاح هسته‌اى دسترسى داشتند، هيچ‌يک از آن استفاده نکردند و محدوديتى براى استفاده از توان نظامى خود درنظر گرفتند. در اين زمينه، نه جنگ هند و پاکستان و نه اعراب و اسرائيل را نمى‌توان در زمره جنگ‌هاى محدود جاى داد؛ زيرا هر يک از طرفين ظرفيت تبديل آن جنگ را به جنگى تمام عيار يا نامحدود نداشتند؛ بنابراين تنها آن دسته از جنگ‌هائى را که امکان تبديل آنها به جنگى تمام عيار وجود دارد ولى طرفين به اين امر مبادرت نمى‌ورزند، مى‌توان به منزله جنگى محدود به‌شمار آورد.


چهارم اينکه اصطلاح جنگ محدود که استفاده از آن در منابع استراتژى معمول شده است، در توصيف جنگ‌هائى است که در آنها خويشتن‌دارى نه در کميت سلاح‌هاى مورد استفاده، بلکه در اهداف انتخاب شده براى حمله وجود دارد. بر اين اساس جنگ‌هاى محدود آن دسته از جنگ‌هائى است که در آنها محدوديت و خويشتن‌دارى در اهداف خاصى وجود دارد و اهداف نظامى و غيرنظامى از هم تفکيک مى‌شود؛ نه اينکه براى رسيدن به هدف از هيچ کوششى دريغ نشود و مثلاً افراد غيرنظامى آماج حملات قرار گيرند و از گازهاى سمى و غيره استفاده شود. بنابراين به‌نظر مى‌رسد که جنگ محدود جنگى است که طرفين درگير فقط بر اهداف نظامى تکيه کنند و تا جائى‌که ممکن است، کليه امکانات و تسليحات نظامى را به‌کار نگيرند و مراکز تجمع و فعاليت‌هاى انسانى را مختل نکنند.