گرچه تمدن جهان بر اساس همکارى‌هاى صلح‌آميز پايه‌گذارى شده، هميشه وسوسهٔ خشونت سياسى را هم همراه داشته است. کنترل متمرکز در مازاد محصولات کشاورزي، چشم‌اندازى جغرافيائى در شهرهاى سومريان به‌وجود آورد که به‌سرعت به‌سوى سرمايه‌گذارى در زمينه جنگ سوق يافت؛ يعنى وسايل جنگى از جمله کلاه‌خود، شمشير و زره جنگى براى حمله به بربرها ساخته شد.تا سه هزار سال پيش از ميلاد، جنگ‌هاى درون‌شهرى متداول بود، اما متمرکز قدرت در دست يک فرد به افزايش قدرت دفاعى محلى در برابر بربرها انجاميد و ديواردهاى عظيمى به دور مراکز تجمع بزرگ مانند شهرها و کشورها کشيده شد. با وجود اين، جنگ بين شهرها شديدتر شد و اين جنگ‌ها بخش عظيمى از انرژى جوامع بشرى را به‌خود جذب کردند. اين يک اصل مسلم است که مراکز قدرت، نيروهاى ضعيف‌تر را مى‌بلعند يا به شکلى مراکز قدرت‌هاى رقيب را بر مى‌انگيزند تا خود را تقويت کنند.


در قرون قديم و از همان شروع تمدن بشرى روابط محکمى بين سياست، تجارت و قدرت نظامى وجود داشته است. مهم‌ترين عامل پيچيدگى و پيشرفت سياسى و اجتماعى امتزاج فرهنگ اين تمدن‌هاى شهرى با علوم و فنون و عقايد قبايل آسيائى و اروپائى بود. دستاورد نظامى اين آميختگي، دسترسى به آتش در ۱۷۰۰ پيش از ميلاد و ارابه چرخدار بود که عامل پيروزى در جنگ‌هاى آن دوران به‌حساب مى‌آمد. مردم مناطق ”اوراسيا“ در سه هزار سال پيش از ميلاد اسب را اهلى کردند


استفاده از اسب براى ارابه‌هاى اولين‌بار به‌وسيله سومريان آغاز شد. نخستين ارابه‌هاى چهارچرخ براى جنگ مناسب نبود؛ سرعت و سهولت در چرخش که لازمه جنگ بود، با طراحى نوعى ارابه دوچرخ با محورهاى سبک حاصل شد که وزن عمده ارابه را به اسب‌ها منتقل مى‌کرد. اولين محصول اين تحول، ارابه‌هائى بود که در عين سهولت چرخش، سرعت زيادى داشت. به موازات اين عمل، ايجاد استحکامات صحرائى در زمين‌هاى باز نسبتاً هموار نيز آغاز شد و براى جلوگيرى از غافلگيرى دو اقدام اساسى انجام گرفت؛ يکى تشکيل سواره نظام و ديگرى کشيدن حصارهائى ممتد به دور شهرها. همچنان که شهرنشينان و به‌‌طور کلى يکجا‌نشينان خود را با جنگ‌هاى جديد تطبيق مى‌دادند، استپ‌نشينان ”اوراسيا“ نيز شيوه‌هاى جديد جنگى را با ساختار فرماندهى قبيله‌اى ترکيب کردند تا شکست‌‌ناپذير شوند. اين پيشرفت‌ها ساختار اجتماعى و اقتصادى استپ‌نشينان ”اوراسيا“ را تغيير داد.


شيوه سرمايه‌دارى جنگى به تمرکز مازاد محصولات کشاورزى انجاميد که نه تنها خشونت‌هائى ديرپا، ظلم و استثمار را تقويت کرد، بلکه يک طبقه تن‌پرور به‌وجود آورد. اين تفکر نظامى‌گري، روابط قديمى دريائى را در سواحل جنوبى اروپا و آسيا از بين برد و تنش‌هاى سياسى و اجتماعى را از طريق رقابت‌ تهاجم‌آميز مللى که از نظر فرهنگى با يکديگر اختلاف داشتند، جايگزين کرد.


اين رقابت، نيروى محرکه تحولات فرهنگى را که هدف از آن ايجاد و استقرار قدرت‌هاى جديد بود، تشکيل مى‌داد. توازن قواميان ساکنان جلگه‌ها و مهاجمان به تمدن در ۱۲۰۰ پيش از ميلاد با کشف ذوب‌آهن تقويت شد و اين امر سلاح پياده‌نظام را براى مقابله با سواره‌نظام‌هاى اشرافى به‌وجود آورد.


دسترسى به آهن در ايجاد توازن جنگى و از هم پاشيدن امپراتورى‌هاى اشرافى به نفع قبايل کوچکى که از دهقانان و فئودال‌هاى کوچک تشکيل مى‌يافت، نقش مؤثرى داشته است.


روحيه تهاجمى و پراکندگى قدرت در چنين ساختارى اساساً بى‌ثبات بود. از سوئى آشوريان با تمرکز خود بر سرزمين‌هاى وسيعى غلبه يافتند و از سوى ديگر خود اين تمرکز موجب شکست آنان در برابر پارسيان شد. پياده نظام يونان با تجهيزات سنگين و نظم خاص نقش مؤثرى خود را در سطح بالائى نشان داد. اين پديده نتايج اجتماعى بسيارى به‌همراه داشت و روحيه همکارى دسته‌‌جمعى و مساوات را با سياست درهم آميخت. اين وضع با ابداع کشتى‌هاى جنگى تشديد شد. پاروزنان کشتى‌هاى جنگى يونانى که به‌‌صورت رديفى سازمان يافته بودند، آتن را به نقطه حساس درياى مديترانه از نظر عمليات جنگى تبديل کردند.


با انتقال قدرت به قشرهاى پائين‌تر، از جمله کشاورزان و شهرنشينان و همچنين تغيير و تحول در سلاح‌هاى جنگى و ساختار اجتماعي، از سلطه اشرافيت کاسته شد و نظام حکومتى جنبه دموکراتيک يافت.


حدود ۹۰۰ پيش از ميلاد يعنى هزار سال پس از پيدايش ارابه، موازنه قدرت در منطقه اوراسيا مجدداً به نفع بربرها تغيير کرد و علت آن پيدايش سازمان جديد جنگى در قالب واحدهاى منظم سواره‌نظام بود که توانست به‌سرعت، قدرت و تحرکى بيش از ديگر رزمندگان دست يابد. صعود از ارتفاعات، عبود از رودخانه‌‌ها و سهولت نفوذ در جنگل‌ها برترى خاصى به چادرنشينان بخشيد.


در ۲۰۰ ميلادي، ساسانيان با استفاده از ارابه سبک، موازنه جنگى را به نفع مردان قبيله‌اى تغيير دادند و نظام اجتماعى خود را بر همين اساس توسعه بخشيدند. در آغاز شکل‌گيرى فئوداليسم، تحرک و تکامل نظامى به اين ترتيب صورت مى‌گرفت که به‌منظور تأمين نيروئى قدرتمند و مجهز به ارابه در سطح کشور براى مقابله با حملات چادرنشينان، زمين‌هائى به سوارکاران داده شد تا نيازهاى خود را برطرف سازند و به شکلى از آن دفاع کنند. اين شيوه نخستين‌بار در بيزانس اتخاذ شد. سپس به آرامى به‌طرف غرب گسترش يافت و به‌‌صورت سازمانى درآمد که مشخصه اجتماعى قرون وسطى در اروپا شد. در قرن نهم ميلادى جامعه مسيحيت لاتين ارابه‌هاى سنگين را به‌کار گرفت و تا قرن دهم موفق شد حملات و پيشروى‌هاى بربرها را متوقف سازد.