ساده‌ترين شکل مطالعهٔ جمعيت کشورها از ديدگاه ژئوپوليتيک، مطالعهٔ نحوهٔ توزيع جغرافيائى آنها است. آنچه بديهى است در تجزيه و تحليل جمعيت نبايد تنها به جنبه‌هاى کمّى توجه کرد؛ زيرا همان‌طور که قبلاً اشاره شد، مهم‌ترين عامل در ژئوپوليتيک، انسان است؛ زيرا تمام پديده‌هاى محيط طبيعى چه ثابت و چه متغير، در يک قطب، و انسان به تنهائى در قطب ديگر قرار دارد، ولى از ديدگاه ژئوپوليتيک، انسان متفکر و خلاق که از مهارت عينى و ذهنى بالائى برخوردار است و مى‌تواند با پيش‌بيني، از بروز حوادث نامطلوب احتمالى در آينده، جلوگيرى کند، مورد توجه است. بنابراين بايد به اين نکته توجه داشت که هرگاه در تجزيه و تحليل مسائل ژئوپوليتيک از انسان صحبت به ميان مى‌آيد، تنها انسان ماهر داراى هدف و با کيفيت موردنظر است؛ زيرا چنانچه انسان‌هاى ساکن يک کشور از قدرت تجزيه و تحليل خوبى برخوردار نباشند، نمى‌توانند اين موقعيت را درک کنند و اين عدم درک موقعيت، امکان توسعه به معناى دقيق کلمه را براى ساکنان آن سرزمين تقريباً ناممکن مى‌سازد؛ در نتيجه تحقق توسعه به هر ميزانى که باشد، جنبه‌‌هاى تخريبى وسيعى خواهد داشت. به همين علت، چنين کشورهائى هميشه با بى‌ثباتى دست به گريبان هستند؛ چنانکه امروزه مجموعهٔ کشورهاى جنوب غربى آسيا و بخش‌هاى عظيمى از جهان، دچار چنين فاجعه‌اى هستند و به همين علت معتقد هستند، باثبات‌ترين کشورها، کشورى است که درصد انسان‌هاى ماهر آن نسبت به ديگر کشورها، در سطح بالاترى باشد.


افزايش انسان‌هاى ماهر يک کشور، رابطهٔ مستقيمى با بالا بودن حد متوسط عمر جمعيت آن کشور دارد. در اينجا ذکر يک معيار به‌‌منظور تجزيه و تحليل ژئوپوليتيکى در اين خصوص ضرورى است. هر گاه افراد بين سنين ۲۰ تا ۶۵ ساله، بيش از ۳۵% کل جمعيت يک کشور را تشکيل دهند، اين کشور از بهترين و مطلوب‌ترين عوامل ژئوپوليتيکى به‌منظور حفظ امنيت، ثبات سياسى و توسعه اقتصادى برخوردار است و از چنين عاملى به‌عنوان پشتوانهٔ استراتژى سود مى‌برد. از آنجا که هميشه بين عوامل مادى و معنوى رابطهٔ مستقيم و غير قابل انکارى وجود دارد، قبل از هر چيز براى هدفدار بودن جمعيت، مسئله غذائى بايد مورد توجه قرار گيرد و با مهيّا کردن مواد غذائى لازم بايد، امکان ايجاد زمينه مناسب براى توسعه فکرى جمعيت کشور را فراهم سازيم علاوه بر مسئله کيفيت جمعيت، مسئلهٔ ديگرى که لازم است سياستگذاران کشور بدان توجه کنند، توزيع جمعيت متناسب با وسعت کشور است؛ زيرا عدم توجه به اين مسئله اساس امنيت کشور را در درازمدت به‌ خطر مى‌اندازد(منبع:براى اطلاع بيشتر رجوع کنيد به نقى‌پور، على اکبر؛ بشريت و تهديد گرسنگي؛ ۱۳۶۸).


تراکم نسبى جمعيت به تنهائى مفهومى ندارد و اين ميزان تراکم امکانات اقتصادى کشور است که بهترين نوع تراکم را تعيين مى‌‌کند. کشور هلند به‌صورت بارزى بيانگر اين موضوع است و به‌خوبى فشار تراکم ۲۴۰ نفر در هر کيلومتر مربع را تحمل مى‌کند؛ در حالى‌که کشور هند با يک تراکم ناچيز، فقير است. توده جمعيت و تراکم آنها به‌ندرت ثابت هستند. افزايش نفوس با استقرار سکنه جديد، گاهى سرزمينى را که مدت مديدى کم سکنه بوده، به‌‌سرعت پر جمعيت مى‌سازد، ايالات متحده آمريکا و به‌ويژه کشور روسيه، شاهدى بر اين مدّعا هستند.