نيمکرهٔ شرقى آسيا به ‌سرعت به‌عنوان يکى از معتبرترين و بازده‌ترين نواحى صنعتى دنيا مطرح شده است. در اين مجموعه ژاپن به‌عنوان دومين قدرت صنعتى دنيا مطرح است. چنين نيز با تکيه بر منابع غني، نيروى کار فراوان و بازار و تقاضاى تقريباً دايمى به سرعت به‌سمت صنعتى شدن گام برداشته است و يکى از ده کشور توليدکننده اقلام صنعتى جهان محسوب مى‌شود. هنک‌گنک، کره‌ٔ جنوبي، و تايوان به‌عنوان ۳ ببر از چهار ببر کشورهاى آسيائى صنعتى نوين (چهارمين ببر سنگاپور است که در جنوب شرقى آسيا قرار گرفته است) مطرح است.


صنايع ژاپن پس از جنگ جهانى دوم به سرعت بازسازى شد، ژاپن گرچه دومين قدرت صنعتى جهان است ولى به لحاظ پاره‌اى از محصولات الکترونيک و کالاهائى با تکنيک برتر مقام اول را به خود اختصاص داده است. حائز اهميت است که تحقق اين موفقيت بدون دسترسى به مواد اوليه داخلى ممکن گرديده است. وابستگى به ورود مواد اوليه و صادرات محصول، مواضع و موقعيت‌هاى ساحلى سبب گرديده است تا کشور از جهت مکان‌يابى صنعتى از اولويت خاصى برخوردار باشد. هسته‌هاى صنعتى ژاپن منطبق بر کمربند به غايت شهرنشين يعنى از توکيو تا کيوشو است (نقشه بخش‌هاى صنعتى آسياى شرقي)


بخش‌هاى صنعتى آسياى شرقى
بخش‌هاى صنعتى آسياى شرقى

مگاپليس توکيو به همان اندازه‌اى که متراکم‌ترين هسته جمعيتى محسوب مى‌شود، قلب صنعت جهان نيز تلقى مى‌گردد. کارخانجات ذوب آهن و فولاد، پالايش نفت و فرآورده‌هاى شيميائي، کشتى‌سازي، ساخت اتومبيل و موتوسيکلت، با اتکاء بر مواد اوليه وارداتى در اين مکان مستقر گرديده‌اند. بخش کوبه اوزاکا (Kobe osaka) مشتمل بر پايتخت باستانى کيوتو، و به منزلهٔ مهم‌ترين هسته ارتباطى با نواحى صنعتى است.


در زمان تسلط کمونيست‌ها در چين (۱۹۴۹) اين کشور غيرصنعتى بود. بيشتر صنايع، در مقياس کوچک و سنتى بودند. کم‌کم کارخانه‌هاى نساجى و ذوب آهن و فولاد بزرگ‌تر با تملک ژاپنى‌ها و در راستاى حفظ صادرات در مناطق ساحلى شروع به فعاليت کردند. اعمال برنامهٔ عظيم و گستردهٔ صنعتى در چين با روى کارآمدن رژيم جديد و کمک شوروى سابق (۱۹۶۰) حجم، تنوع و مکان‌يابى صنايع را در اين کشور به شدت تحت‌تأثير قرار داد.


برخلاف ژاپن، اين کشور مواد اوليه زياد و تقريباً متنوعى مثل سنگ آهن و زغال سنگ دارد. به لحاظ دارا بودن اين مادهٔ سوختى در دنيا رتبهٔ سوم را احراز نموده است. ذخاير نفت، گاز طبيعي، سنگ آهن و انواع فلزات نيز در اين کشور مورد اهميت هستند. گرچه مواضع و مواقع ساحلي، تجمعات شهرى جهت‌گيرى به سمت بازار که همه در الگويابى و پراکندگى فضائى صنايع مهم هستند. ليکن از توزيع جغرافيائى منابع نيز در توجيه مکان صنايع نبايد غافل ماند.


الگوى توزيع صنايع در اين کشور از نوع غيرمتداوم است و از هاربين (Harbin) واقع در شمال شرق شروع مى‌شود و به کانتن (Canton - Guagzbou) واقع در جنوب شرق خاتمه مى‌يابد.


در شمال شرق، دانگ‌بى (Dongbei) به منزلهٔ مرکز صنايع چين به حساب مى‌آيد به‌طورى که ۱۵ درصد از ستانده‌هاى صنعتى چين و ۲۰ درصد از سهم صنايع سنگين را دارا مى‌باشد. دومين بخش عمده صنعتى و همچنين اولين بخش به لحاظ کل ارزش توليدات (يک‌سوم کل ستانده‌ها) در طول ساحل از شمال سينگ‌تائو (Qingdao - Tsingtao) شروع مى‌شود و به شانگ‌هاى خاتمه مى‌يابد. اين منطقه را به‌نام شرق ناميده‌اند و بخش ساحلى پرجمعيت چين را دربر مى‌گيرد. در قسمت علياى رود يانگ تسه بخش چنگ (Chang) قرار دارد که مهم‌ترين توليدکننده زغال، آهن و فولاد در اين کشور است. چهارمين نقطه توليد صنعتى ناحيه کانتن است که مرکز صنايع سبک و به‌خصوص صنايع نساجى (ابريشمي) به‌شمار مى‌رود.


چهار اقتصاد کوچک‌تر آسيا يعنى هنگ‌کنگ، تايوان، کرهٔ جنوبى و سنگاپور به منزلهٔ مهم‌ترين و عمده‌ترين مراکز صنعتى و تجارى جهان مى‌باشند. سهم آنها در بازارهاى صنعتى رو به افزايش است. تحقق اين امر مرهون نيروى کار آموزش يافته، سيستم اقتصادى و اجتماعى مشوق سرمايه‌گذارى‌هاى صنعتى و برنامه‌هاى ملى در راستاى تجمع سرمايه، توسعه صنعتى و صادرات است.