يکى از فعاليت‌هاى مطرح در جغرافياى اقتصادي، فعاليت‌هاى بخش دوم و يا صنعت است. در فرآيند صنعت، مواد اوليه و يا مواد به‌دست‌آمده از فعاليت‌هاى بخش اول تغيير شکل و کارکرد مى‌دهند و ارزش افزوده کسب مى‌کنند.


فعاليت‌هاى بخش صنعت به لحاظ مقياس، عملکرد، الگوى توزيع، ارزش سرمايه‌گذاري، مساحت تحت پوشش، ارزش افزوده و پيوند با عوامل طبيعى با ديگر فعاليت‌ها و خصوصاً فعاليت‌هاى بخش اول متفاوت است. اين بخش از فعاليت غالباً در مقياس بزرگ انجام مى‌گيرد و از نظر عملکرد نيز معمولاً چند مرحله‌اى است. بدين معنى و مفهوم که مواد نيمه ساختهٔ يک واحد توليد صنعتى به مثابه مادهٔ اوليه در صنعت ديگر مورد استفاده قرار مى‌گيرد. از نظر الگوى توزيع به‌صورت متفرق (Scatter) و يا مجتمع (Cluster) استقرار مى‌يابند. زمين مورد نياز براى فعاليت‌هاى مزبور در مقايسه با فعاليت‌هاى کشاورزى و دامدارى بسيار کم‌وسعت است. اين در حالى است که ارزش سرمايه‌گذارى در اين بخش از فعاليت، قيمت فرآورده‌هاى نهائى و هزينه‌هاى نيروى کار در آن نسبت به مساحت زير پوشش بسيار قابل ملاحظه است. همچنين پيوند ميان صنعت و عوامل طبيعى در مقايسه با فعاليت‌هاى بخش اول بسيار سست است.


صنايع کارخانه‌اى که پوياترين بخش صنعت هستند، نقش کليدى در استراتژى‌هاى برنامه‌ريزى و شکل‌دهى اقتصاد فضا به‌عهده دارند. در فرآيند توليد صنايع کارخانه‌اى مواد اوليه حمل شده به واحد توليدى با استفاده از انرژى و نيروى کار به کالاى ساخته شده مبدل مى‌گردد. جغرافياى اقتصادى و به‌ويژه جغرافياى صنعتي، در زمرهٔ علومى است که به مطالعهٔ صنايع کارخانه‌اى از بعد الگوى توزيع مى‌پردازد. اين شاخه از جغرافيا خصوصاً در سال‌هاى اخير در کشورهاى جهان سوم با افزايش شاغلان بخش صنعت و رشد سيستم جهانى توليد، اهميت ويژه يافته است. مطالعهٔ صنايع کارخانه‌اى و تغيير الگوهاى توزيع در کليه مقياس‌ها اعم از: جهاني، قاره‌اي، ملي، ناحيه‌اى و شهرى مطرح است. مهم‌ترين ابزار اين تحليل استفاده از نقشه‌هاى توزيع با آگاهى از خصوصيات اقتصادى منابع (ساختار هزينه‌ها، وضعيت بازار، نيروى کار) در چارچوب نگرش تاريخى و لحاظ نمودن روند تغييرات عوامل مکان‌يابى در طول زمان است.