گرين‌هات سعى در ادغام دو نگرش حداقل هزينه و تجزيه و تحليل بازار داشت. به‌نظر وى مکان بهينه صنعت مکان است که در آن ميزان هزينه‌ها در حداقل ممکن و در نقطه مقابل امکان کسب درآمد نيز حداکثر است.


بدين ترتيب حداکثر نمودن سود، هدف اصلى جريان صنعتى است. در راستاى اين هدف توجه به هزينه‌هاى حمل، هزينه‌هاى توليد در محل، عوامل مؤثر در افزايش هزينه و درآمد (Cost and Revenue - Increasing Decreasing factors) از اعتبار خاصى برخوردار هستند(1) ..


1 .Melvin L. Greenhut Plant location in theory and practice: The Economics of space. Chapel Hill University of North Carolina press.1956.


به‌نظر وى در بين عوامل فوق، حمل و نقل بيش از ديگر عوامل در الگويابى فضاهاى صنعتى به‌خصوص در صنايع ماده اوليه‌گرا مطرح است.


هزينه‌هاى توليد در محل مشتمل بر هزينه‌هاى نيروى کار، سرمايه و ماليات است. اهميت اين عوامل، در شرايطى که صنايع مورد بحث ماده اوليه‌گرا و يا بازارطلب نباشد، مطرح است.


از ديگر عوامل مؤثر در الگويابى واحدهاى صنعتي، تقاضا و رقابت است. به‌نظر گرين‌هات، در شرايط وجود کشش تقاضا، افزايش هزينه‌هاى حمل و نقل باعث پراکندگى فعاليت‌هاى صنعتى مى‌شود. همچنين فزونى تعداد رقبا، باعث پراکندگى بيشتر صنايع به‌منظور دستيابى انفرادى به بازارهاى کوچک محلى مى‌گردد و الگويابى واحدهاى صنعتى را تحت‌تأثير قرار مى‌دهد.


به اعتقاد وى عواملى هم که باعث کاهش يا افزايش درآمد و هزينه مى‌شوند مشتمل بر صرفه‌جوئى‌ها و عدم صرفه‌جوئى‌هاى ناشى از تجمع‌گرائى صنعتى هستند. صرفه‌جوئى‌ها به‌طور عمده از صرفه‌جوئى‌هاى برونى ناشى از تجمع فعاليت‌هاى صنعتى تشکيل مى‌شوند. عدم صرفه‌جوئى‌هاى موجود در تجمع‌هاى بزرگ نيز در قالب افزايش قيمت زمين، اجاره، ماليات و آلودگى‌هاى زيست محيطى معنا و مفهوم پيدا مى‌کنند. وجود شرايط فوق موجب افزايش هزينه‌ها و کاهش درآمد مى‌شوند.


گرين‌هات همچنين از تأثير عوامل شخصى در امر مکان‌يابى صنعتى نيز غافل نبوده است. وى در اين زمينه از واژهٔ درآمد روانى در توجيه ديدگاه رفتارى در مکان‌يابى صنعتى کمک گرفته است.