اساس نظريه کريستالر بر وجود نظم در تعداد، اندازه، فاصله و آرايش فضائى (Spatial arrangment) مکان‌هاى مرکزى با توجه به کارکردها (Functions) و سلسله مراتب سکونت‌گاهى آنها استوار است.


نظريه مکان مرکزى (Central place theory) در سال ۱۹۲۳ در جنوب آلمان وضع گرديد و متکى بر فرضياتى به‌شرح زير است:


- تجانس و همگنى در فضاى جغرافيائى و يکسانى هزينه حمل و نقل در تمامى جهات.


- توزيع يکنواخت جمعيت روستائى با الگوى رفتارى مشابه از نظر صرف و برترى يکسان در استفاده از مکان‌هاى مرکزي.


- در نظر گرفتن آستانه جمعيتى (Population threshold) مربوط به کارکردها، بدين معنا که هر فعاليتى براى برپائي، به حداقل جمعيتى نيازمند است به‌طورى که مکان‌هاى مرکزى بزرگ از تنوع کارکرد برخوردار هستند و آستانه جمعيتى بيشترى نيز دارند.


- در نظر گرفتن دامنهٔ (Range) کارکردها به‌منظور دريافت کالا و خدمات.


در چنين وضعيتي، احکام زير با توجه به اين تئورى صادق است:


نخستين حکم، حاکى از وجود نظام سلسله مراتب گونه به لحاظ اندازه و با توجه به کارکردهاى مربوط به آنها است. در چارچوب نظريه کريستالر حداکثر رديف و مراتب مربوط به مکان‌هاى مرکزى معادل ۷ است.


دومين حکم، مبين وجود سلسله مراتب کارکردى موجود در مکان‌هاى مرکزى است. بدين معنا که هر مرکز ردهٔ بالاتر علاوه بر احراز کليه کارکردها و خدمات موجود در مرکز ردهٔ پائين‌تر، حداقل از يک کارکرد اضافه نيز برخوردار باشد.


سومين حکم، مبتنى بر فواصل ميان مراکز در سيستم سلسله مراتب سکونتگاهى است. بدين ترتيب که مراکز کوچک‌تر که مجهز به کارکردهاى محدودترى هستند و از آستانهٔ جمعيتى کمترى نيز برخوردار هستند، در مقايسه با مکان‌هاى مرکزى مراتب بالاتر به يکديگر به لحاظ فيزيکى نزديک‌تر هستند.


چهارمين حکم، حاکى از تعداد مکان‌هاى مرکزى با درنظر گرفتن مرتبه آنها است. بدين معنا که مکان‌هاى مرکزى مراتب بالا که از تنوع کارکردى زيادى برخوردار هستند در مقايسه با مراکز مرتبه پائين، از نظر تعداد بسيار محدودتر هستند.


پنجمين حکم، بر وجود آرايش فضائى منظم در نحوهٔ استقرار مکان‌هاى مرکزى در خصوص تعيين حوزهٔ نفوذ و شعاع عمل مکان‌هاى مرکزى دلالت دارد. براساس فرض نخستين اين نظريه مبنى بر يکسانى هزينه حمل و نقل در تمامى جهات و همچنين اعمال فرض دوم که بر توزيع يکسان جمعيت دلالت مى‌کند و به‌منظور زيرپوشش قرار گرفتن کليه نقاط و پرهيز از همپوشى کريستالر نظام شش‌گوش را پيشنهاد مى‌کند (شکل سطوح پنج‌گانه مراکز کريستالر) در چنين نظم فضائى منظور از پارامتر K آن است که هر مکان مرکزى علاوه بر جمعيت خود قادر به تأمين کارکرد و خدمات معادل چند مرکز رده پائين‌تر هم هست. بدين ترتيب در نظام ۳=K، مکان مرکزى علاوه بر جمعيت خود قادر به سرويس‌دهى به معادل دو مرکز سلسله مراتب پائين‌تر از خود نيز هست.


سطوح پنج‌گانه مراکز شهرى کريستالر
سطوح پنج‌گانه مراکز شهرى کريستالر

تومان و کوربين جهت تعيين تعداد مراکز تحت پوشش استفاده از رابطه زير را توصيه مى‌کنند (Thoman & Corbin. 1974):


Dx = Kx


D = تعداد مراکز تحت پوشش Dx = Kx


K = نوع شبکه


x = سلسله مراتب سکونتگاهي


بدين ترتيب در نظام سلسله مراتب‌گونه K =۳ تعداد مراکز تحت پوشش ۲۷ مرکز خواهد بود. اين نظريه، با توجه به کاربرد آن در بخش خرده‌فروشى به منزلهٔ ابزار مهمى در برنامه‌ريزى تلقى مى‌شود. همانند ديگر نظريه‌ها به‌دليل مجازى بودن پاره‌اى از فرضيه‌هاى آن مورد انتقاد است. ولى به‌دليل سادگى و قدرت تعميم زياد آن، مورد توجه است.