مواد اوليه

صنايع کارخانه‌اى در فرآيند توليد به مواد اوليه نيازمند هستند. چراکه ماهيت صنعت در تبديل ماده اوليه به کالا و کسب ارزش افزوده نهفته است. اهميت اين عامل توليد با پيشرفت فن‌آورى حمل و نقل و تکنيک تغيير و تبديل مواد اوليه، کمتر شده اما هنوز استقرار در محل عرضه مواد اوليه در صنايعى که از مواد اوليه پروزن و حجم (bulky) و سريع الفساد (perishable) به مقدار قابل ملاحظه‌اى استفاد مى‌کنند يک مزيت اساسى محسوب مى‌شود. در شرايطى که امکان استقرار صنايع سازگار در جوار يکديگر وجود دارد اين مزيت بارزتر مى‌گردد (صنعت کاغذ و چاپ).


مواد اوليه از نظر نوع (استخراجى و يا نيمه ساخته Semi-finished product)، حجم وزن، درجه خسارت‌پذيري، کيفيت، هزينه‌هاى استخراج و نحوهٔ توزيع و پراکندگى با يکديگر يکسان نيستند. همچنين ميزان مواد اوليه مورد نياز در صنايع گوناگون نيز با يکديگر متفاوت است.


مسئله حائز اهميت در مکان‌يابي، مسافت ميان ماده اوليه و مکان توليد و يا هزينه‌هاى حمل ماده اوليه است. تأثير بعد مسافت و هزينه‌هاى حمل و نقل با توجه به تعيين مکان بهينه صنعت، ضمن اينکه در صنايع مدرن روند نزولى داشته، تحت تأثير خط مشى‌هاى مربوط به نرخ حمل محموله‌ها در کشورها نيز قرار دارد.

نيروى کار

اهميت نيروى کار و سعى در دستيابى ارزان و فراوان آن در صنايعى که ارزش افزوده آنها به‌طور عمده تحت تأثير نوسانات هزينه نيروى کار قرار دارد، بيشتر مطرح است. اين در حالى است که برخى از صنايع کار بر (labor - Oriented) نظير: صنعت چاپ، الکترونيک، صنايع داروئى ...، عليرغم وجود دستمزد بالا در متروپليتن‌ها، تمايل به استقرار در اين مکان‌ها دارند. وجود تفاوت هزينهٔ کار در مکان‌هاى گوناگون سبب شده تا مکان‌ها از اولويت‌هاى متفاوتى برخوردار باشند. به‌طور کلى صنايعى که در فرآيند توليد به کارگر زياد و غير متخصص احتياج دارند، در مقايسه با صنايعى که به تعداد معدودى کارگر متخصص نيازمند هستند، حساسيت بيشترى به تغييرات هزينه نيروى کار نشان مى‌دهند. صنعت نساجى بارزترين نمونه است. در اين صنعت، استقرار در محل عرضه نيروى کار فراوان و ارزان به‌خصوص نيروى کار زنان و به‌طور مشخص مکان گزينى در شهرهاى معدنى توصيه مى‌گردد.


دستمزد نيروى کار در شهرهاى کوچک در مقايسه با شهرهاى بزرگ به مراتب پائين‌تر است. دسترسى آسان‌تر به امکانات زيستى و تسهيلات رفاهي، آلودگى کمتر هوا، هزينه اندک آمد و رفت و دسترسى به کالاهاى ارزان‌قيمت‌تر در مجموع باعث جلب کارگران صنعتى به شهرهاى کوچکتر عليرغم دريافت دستمزد کمتر، شده است. انتقال صنايع نساجى در دههٔ ۱۹۲۰ از نيوانگلند به جنوب به‌دليل استفاده از نيروى کار ارزان در اين ناحيه بوده است. براساس مطالعات وناکوت (Wonnacott) معلوم گرديد کل هزينه‌هاى توليد در ايالات جنوبى آمريکا به‌خصوص در صنايع چوبى و فلزات اساسى به ميزان ۱۰ درصد کمتر از ايالات شمالى است. وى معتقد بود اين تفاوت براساس اختلاف هزينه‌هاى نيروى کار بوده است(۱).


1. R.J.Wonnacott manufacturing costs and the comparative advantage of untied states Region study papers 9. University of Minnesota Minnepolis 1963.


در تحليل اين عامل در مکان‌يابى صنعتي، گذشته از هزينهٔ نيروى کار، بايد از اهميت عامل تخصص و بازدهى توليدى نيز غافل نماند. در مواردى بالابودن ميزان بازدهى توليدى به راحتى مى‌تواند افزايش هزينه نيروى کار را جبران کند. به‌طورى که دسترسى به نيروى کار ارزان‌قيمت ولى با بازدهى توليدى اندک نه تنها مزيتى در راستاى مکان‌يابى صنعتى تلقى نمى‌شود، که به عوض دسترسى به نيروى کار با بازدهى توليدى و کارآئى قابل ملاحظه توصيه مى‌شود.


همچنين، در ارزيابى اين نهادهٔ توليد، ميزان تحرک‌پذيرى (Labor Mobility) و وجود اتحاديه‌هاى کارگري، را نيز نبايد از نظر دور داشت. به‌نظر تامسون ايجاد اتحاديه‌هاى کارگرى قدم مهمى در جهت کاهش اهميت نيروى کار و يکسان شدن سطح دستمزدها محسوب مى‌شود(2). از سوى ديگر، تومان و کوربين معتقد هستند که اتحاديه‌هاى کارگرى به‌دليل وجود ابعاد سياسى مترتب بر آنها، عامل منفى قلمداد مى‌گردد (Thoman & Corbin 1974. p.136). گرچه بنا بر اعتقاد استيون و براکت (3) و هريس (4) اهميت نسبى دسترسى به نيروى کار ارزان در مقايسه با هزينه‌هاى حمل و نقل داده‌ها و ستانده‌ها و ديگر عوامل توليد به مراتب بيشتر است. صدور حکم نهائى دربارهٔ اهميت اين عامل، دشوار است. مسلماً افزايش درجه مکانيزه شدن و خودکار شدن و تمايل به جايگزينى سرمايه با نيروى کار، در کاهش اهميت اين عامل مؤثر بوده است.


2. W.R.Thompson Internal and External factors in the development of Urban Economies perloff and wingo 1968.pp.43-62.
3. B.H Stevens and C.A Brackett Industrial Location: A Review and Annotated Bibliography of theoretical and case studies. Bibliography series 3.Regional science Research Institude philadelphia. 1967.
4. B.Harris "Quantitative Models of Urban Development: Their Role In Metropolotan policy