انرژى‌هاى جايگزين (خورشيدي، باد، آب، زمين گرمائى Geothermal)، مشروط بر جلب حمايت لازم از سوى کشورها، تنها قادر به تأمين ۳۰ درصد از احتياجات جهانى انرژى طى سه دهه آينده خواهند بود. همچنين تفاوت زمانى در افق تحقيقات و توسعهٔ فن‌آورى و کمبود سرمايه نيز توانائى رقابت انرژى‌هاى تجديد شونده را در مقابل سوخت‌هاى فسيلى محدودتر مى‌کند.


بهبود کارآئى اقتصادى و بالابردن رقابت بين‌المللي، کاهش اثرات ناهنجار زيست‌محيطي، کمى وابستگى به واردات نفت، حفظ ذخاير تمام شدنى و جلوگيرى از افزايش قيمت آتى انرژي، از جمله دلايلى است که ضرورت توجه به افزايش کارآئى انرژى فسيلى و صرفه‌جوئى آن را اجتناب‌ناپذير مى‌سازد.


نمونه بارز حفاظت از انرژى‌هاى موجود در کشور سوئد اجراء شد. اين کشور که مجبور بود سالانه بيش از ۷۵ درصد از انرژى خود را وارد کند، عليرغم افزايش قيمت نفت در سطح بين‌المللي، در ۱۹۷۳ اقتصاد خود را بيش از ۱۰ درصد در سال رشد داده است (Wheeler & Muller. 1986. p.337). اين مهم از طريق جستجوى راه‌هاى موفقيت‌آميز و مؤثر در خصوص ذخيره انرژى امکان‌پذير گرديد. صرفه‌جوئى در ميزان انرژى مصرفى بخش حمل و نقل با استفاده از اتومبيل‌هاى کوچک و توجه بيشتر به تأمين حمل و نقل همگانى (Public - Transit) علمى گرديد (در سوئد نيمى از جابه‌جائى به‌وسيلهٔ حمل و نقل عمومى صورت مى‌گيرد. اين در حالى است که اين رقم در آمريکا حداکثر ۱۰ درصد است، Ibid. p.366). در بخش مصارف خانگى و تجارى نيز اين کشور موفق به صرفه‌جوئى‌هاى زيادى شده است. منازل مسکونى چند واحدى و در طبقات متعدد، در جوار ترمينال‌هاى حمل و نقل بنا شده‌اند. سيستم گرمائى آنها از کارآئى فوق‌العاده‌اى با توجه به نوع عايق‌بندى برخوردار است. ترموستات درون منازل نيز در فصل زمستان بر مبناى ۶۵ درجه فارنهايت تنظيم مى‌شود.


آمريکا نيز با جايگزين‌کردن نيروگاه‌هاى کارآمدتر و رايانه‌اى نمودن مصرف انرژي، ميزان صرفه‌جوئى انرژى در بخش مصرف انرژي، را به بيش از ۱۰ درصد در فواصل ۱۹۷۴ و ۱۹۷۷ افزايش داد (Ibid. p.397). آنچه که مسلم است. افزايش سالانه مصرف انرژي، توليد خالص ملى در راستاى عرضه کالا و خدمات مؤيد اين واقعيت است که صرفه‌جوئى در انرژى تنها چاره اساسى است. به‌عبارت ديگر، حفاظت از انرژى‌هاى فسيلى موجود هرگز راه حل معضل انرژى محسوب نمى‌شود، بلکه تنها به منزلهٔ روش کوتاه‌مدت تلقى مى‌شود.


تحقيقات دربارهٔ انرژى جايگزين با توجه به اين واقعيت که انرژى‌هاى فسيلى مرز بى‌نهايت نمى‌شناسند، از دهه‌هاى ۵۰ و ۶۰ شروع و در دههٔ ۷۰ با اوج قيمت نفت و قيمت سوخت و موفقيت‌هاى بيشترى کسب کرد.


افزايش روزافزون مصرف انرژى به ميزان ۴/۳۹ ميليون بشکه در روز برطبق برآورد سال ۱۹۹۴، ازدياد قيمت نفت، عدم ثبات اقتصادى در مناطق عمدهٔ عرضه و پيامدهاى سوءزيست‌محيطي، انديشه و عمل در خصوص انرژى‌هائى تجديد شونده جايگزين را به‌عنوان يک ضرورت عينى مطرح کرده است. از سوى ديگر، کاربرد انرژى‌هاى تجديد شونده جايگزين را به‌عنوان يک ضرورت عينى مطرح کرده است. از سوى ديگر، کاربرد انرژى‌هاى تجديد شونده به دلايل مسائل فن‌آورى در مقياس تجاري، فقدان اشراف کامل بر ابعاد زيست‌محيطى مربوط به آن، عدم صرفه‌جوئى‌هاى ناشى از مقياس به جهت محدوديت‌هاى فن‌آورانه، کاهش بازار نفت و قيمت آن، عدم صرفه‌جوئى‌هاى ناشى از مقياس به جهت محدوديت‌هاى فن‌آورانه، کاهش بازار نفت و قيمت آن، افزايش تسلط شرکت‌هاى بين‌المللى نفتي، تخصيص قسمت عمدهٔ بودجه کشورها به‌منظور فعاليت‌هاى استخراج و اکتشافات و عدم برخوردارى کشورهاى در حال توسعه از دانش و فن‌آورى لازم در امر استفاده از انرژى‌هاى جايگزين چندان جنبه تجارى نيافته است(1). اين انرژى‌ها در اشکال متنوع هسته‌اي، خورشيدي، بادي، الکتريکي، استفاده از پس‌مانده‌هاى زيستى (Bio-mass) زمين‌گرمائي، امواج، هيدروژني، نفت مصنوعى (Synthetic oil - synoil)، گاز مصنوعي، اشتقاق‌يافته از زغال سنگ (synthbetic Gas - synGas) گاز طبيعى مايع (Natural liquid Gas) لايه‌هاى رسى نفتى (Oil shale)، و شن‌هاى قيراندود مى‌توانند در اختيار گرفته شوند. علاوه بر آن استفاده از منابع گياهى انرژى‌زا (نيشکر، چغندرقند، مانياک، ذرت خوشه‌ائى و گندم) و يا به‌عبارت ديگر تکيه بر مزارع نفت‌خيز (Oil - Field) که در دهه ۱۹۷۰ مطرح گرديد، هم‌اکنون به‌صورت جدى از سوى برخى کشورهاى جهان اعم از پيشرفته و يا در حال توسعه، دنبال مى‌شود. برزيل، کنيا، زلاند جديد، اطريش، آمريکاى شمالى و استراليا از جمله کشورهائى هستند که بخشى از سياست تأمين انرژى خود را در اين جهان سوق داده‌اند.


1 . Fawwas Elkarmi and Mustafa. Islam increasing the Utilization of Energy Energy policy vol.21.No 9. sep 1993