منابع
  شاخه‌های اصلی
راهنما
آفتاب بهداشت‌و درمان
علوم کشاورزی کامپیوتر و اینترنت
روانشناسی حقوق
سفر و اقامت بانک و بیمه
مدیریت دین و اندیشه
علم و آموزش ورزش
فرهنگ و هنر خانه و خانواده
کاربر گرامی پاسخ پرسش‌های شما در این بخش از طرف کاربران دیگر ارائه می‌گردد و آفتاب هیچ مسئولیتی در برابر پاسخگوئی و یا صحت مطالب ارائه شده ندارد.
در صورتی‌که می‌خواهید سوالات شما توسط کارشناسان موجود در آفتاب پاسخ داده شود لطفاً به بخش مشاوره مراجعه نمائید.
پرسشهای سیستم پرسشهای کاربران
صفحه آخر ۱۰‌تاى بعدى بعدى ۱۰ ۹ ۸ ۷ ۶ ۵ ۴ ۳ ۲۱
با سلام امروز عضو شدم و قسمت هنرمندان یا موسیقی به حروف یا آلبوم های مجاز مثل فریدون آسرایی عزیز برخوردم که یک ترانه او را ندارم و اکثرا" از رادیو پیام پخش میشود فکر کنم اولین ترانه او بوده یا فاصله ها , غریبه که خواستم دانلود کنم با صفحه پرداخت مالی و.... روبرو شدم و به
هر حال نتوانستم بشنوم و دانلود کنم .
با تشکر
۲۳ آبان ۱۳۹۵ | (۰) پاسخ
سلام دختری 23 ساله هستم از 18 سالگی به علت تخمدان پلی کیستیک با تجویز دکتر پوست و زنان از قرص های یاسمبن سیپروترون کامپاند اسپیرونولاکتون استفاده کرده ام و هنوز درمان نشده ام به نظر شما باید چه کنم؟ممنون
۲۴ دی ۱۳۹۴ | (۰) پاسخ
با سلام وخسته نباشید من ماه آخر بارداری هستم و یک ماه دیگر زایمان دارم نزدیکی با همسرم ندارم اما در هنگام بازی التش پشتم بود و متوجه شدم تمام آب منی در مقعدم ریخته شد و خارج نشد آیا برای خودم و بچه ام ضرری دارد؟
۱۵ دی ۱۳۹۴ | (۰) پاسخ
سلام خسته نباشید. دوشنبه یه رابطه داشتم که الت ها بهم برخورد نداشتن حتی اب(مایع سفید)رنگ هم خارج نشده ولی یه اب دیگ ک در حد خیس کردن باشه از دوتامون اومد در صورتی ک داخل نشده باشه و فقط در حد برخورد اونم داخل نرفتن باشه من حامله میشم؟ بد از 2ساعت یک قرص جلوگیری خوردم ایا ممکنه هنوز بشم؟
۳۰ شهریور ۱۳۹۴ | (۱) پاسخ
سلام خدا قوت
من 5ساله ازدواج کردم .سیکل هام منظم و 30 روزه هست.و دو سال قبل یک سقط در ماه 10 بارداری به دلایل ناشناخته داشتم.
این ماه هم قرص کلومفین استفاده کردم و انتظار بارداری داشتم و 5 روز پریودم تاخیر داشت و بی بی چک استفاده کردم و مثبت بود.ولی آزمایش خون ندادم. ولی امروز (29 تیر 5 روز بعد از تاخیر در عادت)دچار خونریزی بیشتر از معمول شدم.
سوالم این است که ممکن است که این دفعه هم سقط بوده و نیازی به انجام آزمایش خون هست یا نه؟
۱ مرداد ۱۳۹۴ | (۰) پاسخ
سلام خسته نباشید ببخشید من چند روز پیش برای اولین بار با شخصی رابطه جنسی داشتم فقط تماس آلت به آلت بود.. مطمئنم که منی به داخل واژن ریخته نشده چون دخولی نبود اما در اطراف واژن چند قطره منی مالیده شد.. من 75 ساعت بعد قرص اورژانسی پیشگیری هم خوردم احتمال بارداری هست؟ امکان داره این حالت تهوعی که دو روز بعد از رابطه دارم علائم بارداری باشه؟ غیر از این دیگه علائمی ندارم تروخدا زود جواب بدید خیلی میترسم ممنون
۲۷ تیر ۱۳۹۴ | (۱) پاسخ
پماد ، کرم و... راهی هست که بشه پوست بینی را که ضخیم شده نازک کرد ؟
۱۰ آبان ۱۳۹۳ | (۱) پاسخ
سلام

میخوام گوشی بخرم

بین این دو گوشی موندم

گرند 2 و اس 3 دو سیم کارت i9300i

یه گوشی میخوام دوربینش کیفیت داشته باشه و عکس و فیلمش عالی باشه.

امکاناتش هم زیاد باشه

و در آینده به کیت کت یا آندرویدهای مدل بالاتر ارتقا داده بشه

در کل از همه نظر خوب باشه

بین این دو کدومش بهتره؟

اگه میشه یه نظر کلی بدید و کامل توضیح بدید کدوم و چرا بهتره؟هرچه سریعتر بهتر

خیلی ممنون
۱۴ مرداد ۱۳۹۳ | (۰) پاسخ
ایا اگر کودک ۱ساله ام را تنها بگذارم نصف روز وبخارج ازمنزل برم برای درس خواندن ضربه روحی می خورد درروحی اش ناثیر می گذاردایاگوشه گیر میشود.اگر خونه مادرم بذارمش.خیلی دودل وسردرگمم کمکم کنید
۲۴ فروردین ۱۳۹۲ | (۱) پاسخ
سلام .من دختری 23 ساله هستم که اصلا اعتماد به نفس ندارم همه بهم میگن خود کم بینی شدید دارم.نامزدم از این موضوع خیلی ناراحته چون من از قیافم بدم میاد به تازگی بینیمو عمل کردم اما بازم روحیمو خوب نکرده یک لحظه از زندگی راضیم اما یه مدت بعد از زندگی سیرم .اینقدر از قیافم ایراد گرفتم که نامزدم میگه داری منو هم زده میکنی از خودت.من از کوچکترین مشکل استرس شدید میگیرم کلا از شخصیتم بدم میاد.ترخدا کمکم کنید
۳۰ اسفند ۱۳۹۱ | (۱) پاسخ
سلام من دختری 21 ساله و مجرد هستم. با توجه به سونوگرافی که انجام دادم و فولیکول های ریزی که در تخمدانم مشاهده شده بود و با آزمایش هورمون و... دکتر تشخیص دادن که من تنبلی تخمدان دارم البته من 2 تا از نشانه های این بیماری مثل چاقی یا دیر به دیر پریود شدنو ندارم.
الان هم دکتر قرص تجویز کرده برام...می خواستم ببینم آیا امکان نازایی یا دیابت در آینده برای من هست؟؟ خیلی نگرانم...آیا با خردن این قرص ها مشکل من رفع میشه؟ یا باید تا آخر عمر قرص بخورم؟
۲۵ بهمن ۱۳۹۱ | (۰) پاسخ
دختری هستم 29 ساله مجرد.از اینکه والدینم با خواهرم کوچکم که آخرین فرزند خانواده است رفتار تبعیض آمیزی دارند و وی را بیشتر دوست دارند و از او حمایت مالی بیشتری میکنند ناراحتم.باهاشون حرف زدم که چرا فرق میگذارید.گفتند تو حسودی مگر چه می شود خواهر کوچکت هست.و هروقت راجع به این موضوع باهاشون حرف میزنم توبیخ می شوم و کار به دعوا میکشد.میخواهم با این موضوع کنار بیایم ولی نمیتوانم.کمکم کنید .داغونم.
۱۸ بهمن ۱۳۹۱ | (۱) پاسخ
سلام من 2ماه بعد ازدواج دچار خونریزی شدم 2ماه اول الدی خوردم بعد از قطع همیشه الان به مدت6ماهه که همیشه خونریزی دارم مخصوصا وقتی موقع پریودمه شدید خونریزی دارم کارم شده نوار بهداشتی خریدن دکترای زیادی رفتم.اینجا درمانهامو به شما میگم اما هیچ کدوم تاثیری ندشته.1.قرص مدروکسی به مدت 10روز2.قطع قرص و خوردن الدی3.بعد از چند روز روزی4تا الدی خوردم3.بعد الدی1ماه اچدی خوردم4.4تا آمپول پروژستورن زدم حالام5ماهه همرو ترک کردم اما بازم خوب نمیشم به نظرتون مشکلم هورمونیه یا پولیپ و فیبروم دارم؟تو رو خدا راهنماییم کنین کلافه شدم.آزمایش سونو پاپ اسمیر دادم خدا رو شکر مشکلی نبود.کورتاژکنم؟
۹ دی ۱۳۹۱ | (۰) پاسخ
سلام.
من حدود 9 ماه است که ازدواج کرده ام. قصد بارداری دارم. همسرم آزمایش اسپرموگرافی انجام دادند و مشکلی مشاهده نشد. بعد از آن دکتر، قرص گلوکوفاژ و اوومید (کلومیفن) را جهت تسریع این امر برای بنده تجویز کردند. آیا به نظر شما این قرص ها را مصرف کنم یا خیر؟؟؟ یا اجازه دهم به حالت طبیعی این اتفاق بیفتد؟آیا عوارض جانبی هم دارند؟دکتر گفت که قرص گلوکوفاژ ممکن است باعث حالت تهوع شود و این موضوع برای من نگران کننده است چون کارمند هستم و ممکن است به کارم لطمه بزند. از طرف دیگر این نامشخص بودن زمان بارداری اذیتم می کند.
با تشکر
۱۱ آذر ۱۳۹۱ | (۰) پاسخ
سلام دوستان خوبم من میخواستم بدونم رشته ای mba مدیریت اجرایی دقیقا چیه و چه گرایش های تو دانشگاه های ایران داره؟ و فرق اجرایی و mba چیه؟سپاس گزارم اگر کسی کمکم کنه
۱۹ آبان ۱۳۹۱ | (۰) پاسخ
آیا روانشناسان تاثیر منفی در جامعه دارند؟ لطفا نظر خود را با دلیل بیان کنید.
۲۱ شهریور ۱۳۹۱ | (۱) پاسخ
من دختری بیست ساله هستم که در 15 سالگی بی انکه بخواهم عاشق شدم،اری،بی انکه بخواهم،چون خودم کسی بودم که از متعهد شدن به کسی در سنین پایین بدم می امد اما از انجا که عشق بی اجازه وارد میشود من نیز به قضای تقدیر عاشق پسر داییم شدم،یکسال عاشقش ماندم و بعد از یکسال از طریق اس او نیز از عشقم مطلع شد وبعدها راست یا دروغ گفت که او هم همین احساس رو داشت و اگر من قدمی جلو نمیگذاشتم او میامد.نمیدانم چرا اما این حرف باورم نشد ومن همیشه از اوعاشقتر بودم خودش نیز گفته بود که اگر من نبودم این رابطه خیلی مدت پیش از هم میپاشید سال 86 بود که بهم پیامهای عاشفقانه میفرستادیم اما هر دو فکر میکردیم که طرف مقابل پیامش ا زسر بی منظوریست وفقط خواسته ج پیام را داده باشد تا اینکه در 29 اسفند86 یعنی دو سال بعد از عاشق شدنم قتی لحظه ای منو اودر ساحل دریا تنها شدیم اونیز حرف دش را د و دوران جدی عشق ما شروع شد دورانی که روزبه روز عشقمان بیشترو به هم وابسته تر میشدیم،البته ناگفته نماند که او در زنجانو ما در رشت بودیم وحداکثر 2بار در سال همدیگررا میدیدیم و ارتباط ما بیشتر از طریق اس و اواخر از طریق تماس تلفنی بودشاید همان سال86، 87،88 و....که هربار با او جدی راجع به اینده صحبت کردم(کارش،تکلیف زندگیمان،اینکه تا کی باید منتظر بمانم واینکه برنامه زندگیش چیست)او بجای روبرو شدن با وافعیت سعی در فرار از ان داشت وبعد از این صحبت ها پیام میداد وخداحافظی میکردو هر بار با اصرار من بود که این رابطه دوباره شکل میگرفت،باید میفهمیدم که او ضعیف است همیشه از صحبت درباره اینده وحشت داشت به گفته خودش میترسیدبه من نرسد تا اینکه در پاییز 89 که دو هفته بود از او بیخبر بودم وگوشیش نیز خاموش بود (البته من تقریبا به اینکار او عادت کرده بودم چون عادت نداشت برخلاف من که از لحظه لحظه زندگیم او را باخبرمیکردم،قبل از رفتن به جاییکه امکان اس نداشت به من خبر دهد یا اگر خطهاچند روز خراب بودند واز هم بیخبر بودیم به هیچ عنوان از گوشی کس دیگر مرا از خود باخبرنمیکرد،کاریکه من همیشه انجام میدادم و وقتی به اومعترض میشدم این را تفاوت بین دختر وپسر میدانست و بیشتر بحث ما نیز سر هین موضوع بود) فکرکردم روال مثه همیشه س تا اینکه بعد از چندین پیام بیجوابم اس داد که من لیاقت عشق تو رونداشتم و ..........قضه از این قرار بود که او که دانشجوی ترم هشتم بود وترم بعددرسش را تمام میکرد متوجه شده بود که ده واحد از دروش که پاس کرده بودتطبیق نخورده وباعث شده درسش یکسال اضافه ترشود واز طرفی درجایی به کار موقت مشغول بود واز انجا هم اخراج شده بوداین مسایل او رابه این فکر انداخته بود که اول تکلیف ندگی خودش رامشخص کند وبعد عاشق شود خصوصاکه من از او خواسته بودم ارشد بخواندوبه همین دلیل تنها راه را جدایی وفراموشیی میدانست،خدا میداند چقدر تلاش کردم تا او را راضی کنم زنگ بزند ومن هم نظرم را بگویم،حتی خودش نیز چنین گفته بود که فکرهایم را بکنم و نظرم را بگویم،اما بعد از گرفتن تصمیم او حتی جواب پیام هایم را هم نمیداد که من این تصیم را بگویم که حاضرم با او بمانم و نمیخواهم در این شرایط تنهایش بزارم اگر از لحاظ اخلاقی همانی شود که میخواهم باری گذشت و وقتی در دی ماه سفر یک روزه ه ای به انجا داشتیم در راه برگشت منکه دلم خیلی گرفته بود به او اس دادم واوهم انگار نمتظر تلنگری بود جواب دادو...به اینترتیب رابطه مان دوباره شکل گرفت اما فقط دوماه دوام اورد چراکه عید امسال بعد از بازگشت از منزلمان دیگرخبری ازش نشد تا اینکه ستاریو تکرارشد،نمیخوام الافم شی، بیا رابطون ممولی باشه تا یکی دو سال بعد.....اما اینبارمن کم اوردم از این روال همیشگی که بعد از چند روز خوشی که داریم باید منتظر باشم بحثی شود یا او چندرو غیب شود از اینکه تنهایی تصمیم میگیرد ونتیجه را به من تحمیل میکند از اینکه اینقدر ضعیف است و جدایی رابهترین راه حل میداند او عشق اولم بود حال مرا تنها کسی درک میکند که شکست داشته باشد هرجا اورا کنار خودتصورکرده بودم 5 سال باعشقش انس گرفتم ففراموش کردن اوچیزی شبیه محال ات اما به همان دلایل منطقی است که فراموشش کنم خواهش میکنم مراراهنمایی کنین ایا میتوانم روزی اورا فراوش کنم؟اصلامنطقی است که فراموشش کنم؟چگونه فراموشش کنم؟احساس خلامیکنم، به عشق نیاز دارم،ایا منطقیست که کس دیگر راجایگزین کنم؟البته من به کس دیگر حتی نمیتوانم فکر کنم،از ازدواج وحشت دارم نمیدانم چرا اما از ارتباط با خانواده همسر به شدت میترسم واسترس دارم،خواهش میکنم راهنماییم کنید واگر دراین زمینه کتابی میشناسید وهمچنین در زمینه اعتمادبه نفس کتابی معرفی کنید ایا من اشتباه میکنم که انتظارداشتم مانند خودم به من از خودش خبردهد/احساس میکنم تمام حرفهایی عاشقانهای که به زبان میاوردازیک احساس انی بودند، نه عشق نمیدانم ،اخه اگر عشق بود عاشق میساخت نه کسی که زودپاپس بکشد و جرات جلو امدن هم نداشته باشد و فقط باغرورش دل مرابشکند،برخلاف مهربانی وخونگرمی وخوب بودنش درفامیل معروف است دل مراخیلی شکسته،لطفاکمکم کنید.دلم خیلی برایش تنگ شده وچون فامیل است نمیشودکه نبینش و این دیدارها مرابیشتر هوایی و وابسته میکند چه کنم؟لطفا شیوه های برخورد با پسرها روهم برام توضیح بدین که تا چه اندازه میشه عاشق و وابسته شد وتقاوته های رفتاری انها باماچیست؟ممنونم.بیصبرانه منتظر راهنماییهایتان هستم.
۱۵ شهریور ۱۳۹۱ | (۳) پاسخ
سلام...
من پسر 21 ساله هستم...علاقه مند به ورزش تنیس ( تاکرز )..
میخوام از ماهه آینده شروع کنم....
میشه راهنماییم کنید...که چه باشگاهی برم؟ ...با چند ساعت در هفته شروع کنم؟....برای آغاز چقدر هزینه کنم ؟ و ...
مرسی....
۸ شهریور ۱۳۹۱ | (۰) پاسخ
سلام یکی از آشنا های عزیز من سرطان خون داره . دکتر بهش گفته فقط ۶ سال زنده میمونه. باید بگم که این آشنا مادرشم بخاطر همین بیماری فوت کرده. دکتر گفته بیماریش خیلی پیشترفت کرده چون مورد معاینه قرار نگرفته. یعنی در واقع روحیه شو کامل از دست داده و فقط منتظر مردنشه . میدونم خیلی تحقیق کردم هر سرطانی درمان داره جز سرطان خون اما میدونم رو حیه هم بی تاثیر نیست. سوالی که از شما دارم چطوری میشه رو حیه رو به این بیمار برگردوند؟ تا حد اقل راضی بشه مورد در مان قرار بگیره که لاقل درد نکشه. نمیدونید چقدر سخته درد کشیدن عزیزتون رو ببینید( خدا نکنه) ترو خدا راهنماییم کنید این موضوع به منم ربط داره .
۲۵ مرداد ۱۳۹۱ | (۰) پاسخ
سلام من سال دوم دبیرستانم دارم تعیین رشته میکنم .ولی بد جوری تو دوراهی موندم. راستش من علاقه زیادی به رشته ارتباطات دارم . ولی همه میگن باید رشته تجربی رو انتخاب کنم. یعنی در واقع راحت تر بگم نمیزارند که رشته ریاضی رو انتخاب کنم البته خودم با نظر بزرگتر ها موافقم چون اولا من تو استان خوزستان ساکن هستم و مثل این که رشته ها تفکیک شده . ورشته های مهندسی مخصوص آقایون شده. میخواستم بپرسم که میشه در حالی که تو دبیرستان رشته ی تجربی رو خونده باشیم تو دانشگاه رشته ارتباطات رو انتخاب کنیم؟ لطفا کمکم کنید . چند روز دیگه برای تعیین رشته وقت دارم.
۲۵ مرداد ۱۳۹۱ | (۰) پاسخ
صفحه آخر ۱۰‌تاى بعدى بعدى ۱۰ ۹ ۸ ۷ ۶ ۵ ۴ ۳ ۲۱