تأييدى

تمسک و نقل قول از گفته‌ها، اظهارنظرها و بيانيه‌هاى تأييدى و حمايتى رهبران، سران و مسئولين کشورها، مجامع بين‌المللى سياسي، حقوقي، علمى و فرهنگي، اجتماعى جهان معمول و مرسوم در تبليغات سياسى دولت‌ها و نهادهاى سياسى دنيا است و نوعى اتخاذ سند براى نشان دادن ثبات سياسى و مقبوليت بين‌المللى است. البته سنخيت سياسى در اين رهگذر ملحوظ مى‌گردد.


فرضاً سخنان تأييدآميز رهبر کشور يا نهضت انقلابى از مواضع يک کشور يا نهاد راديکال و دموکرات براى طرف خطاب دلپذير و افتخار‌آميز است اما برعکس ايراد سخنان احترام‌آميز و ستايش‌انگيز سياستمداران و دولتمردان يک کشور ارتجاعى يا سلطه‌گر از مواضع و خطمشى‌هاى يک کشور که خود را مترقى و انقلابى و آزادى‌خواه مى‌خواند و مى‌داند نه اينکه دلچسب نيست بلکه مى‌تواند ترديد‌آميز و شبه‌انگيز نيز تلقى شود.


بديهى است آراء، و نظريات مثبت سياستمداران و صاحب‌نظران موجه و بى‌طرف جهانى و نيز مجامع معتبر بين‌المللى از قبيل ارگان‌هاى سازمان ملل و پارلمان‌هاى مردمى مستندهاى مطلوبى براى تبليغات سياسى همه دولت‌ها و سازمان‌هاى سياسى مى‌باشد.

برشى

اين شگرد تبليغاتى مبتنى بر برش و گزينش قسمت‌هائى از اخبار و گزارش‌هاى رويدادهائى است که به مصلحت و مقتضاء يک مجتمع سياسى تشخيص داده مى‌شود. انتشار و پخش اخبار برشى در رسانه‌هاى جمعى چند و چون واقعيت قضايا را بازگو نمى‌کند و موجب سردرگمى مخاطبين و گاه قلب حقايق مى‌شود مثال: خبر اصلى چنين است که صادرات کالاهاى توليدى يازده ماهه فلان کشور همه ماهه با درصدهاى قابل توجهى نسبت به سال قبل افزايش داشته و فقط رقم صادرات يک‌ماهه آن اندکى کمتر بوده است مجتمع سياسى رقيب در جريان پخش اخبار اقتصادى تنها خبر کسرى صادرات در آن يک ماه را اعلام مى‌کند.


انتخاب فقط يک يا چند جمله، عبارت، پاراگراف دلخواه از متن گزارشى از مصاحبه يا سخنرانى يا مقاله‌اى مى‌تواند حتى موجب القاء مطلبى دقيقاً خلاف منظور مفاد خبر و گزارش اصلى باشد که مقصود از انجام اين روش سخيف نيز غالباً همين است بديهى است که تهيه خلاصه‌اى از متن خبر و گزارش مفصل، که روح و جريان و روند مطلب را مخدوش نکند از موضوع اين قسمت خارج است و در عالم نويسندگى و خبرنويسى خود يک کار با ارزش محسوب مى‌گردد.

سکوت

طرح اين عنوان در مجموعه شگردهاى تبليغات سياسى شايد تعجب‌انگيز باشد اما مسئله به همين صورت عينى و واقعى است. گاهى واقعه‌اى که مطلقاً موافق طبع و تمايل يک مجتمع سياسى حاکم نيست اتفاق مى‌افتد، براى حزب و نيروى مخالف امتياز و پيروزى غيرمنتظره‌اى کسب مى‌شود يا به هر طريق خسارت مهمى بر بدنه و ارکان حاکميت وارد مى‌شود. در اين وضعيت توسل به سکوت مطلق و به اصطلاح به روى خود نياوردن مى‌تواند يکى از واکنش‌هاى تبليغاتى باشد.


رسانه‌هاى جمعى وادار به سکوت مى‌شوند به اين اميد که خبر به چشم و گوش کسى نرسد و اگر از اطراف چيزکى به بيرون درز کرده باشد با اجراء توطئه سکوت رنگ باخته و به فراموشى سپرده شود. اينکه اين طرح تبليغاتى تا چه اندازه مى‌تواند براى طراحان و مجريان موفقيت‌آميز باشد در ارزيابى نمونه‌هاى اتفاق افتاده در گوشه و کنار دنيا معلوم مى‌گردد.


به هر حال آنچه مسلم است نتيجه انجام اين سانسور و شگرد جفاکارانه قطعاً در درازمدت مثبت نخواهد بود. به‌ويژه که در زمان معاصر وسعت و پراکندگى شبکه‌هاى ارتباطات خبرى جهانى عامل مهم شکستن سکوت هستند.

زهرگيرى

اخبار و گزارش‌هاى بعضى از رويدادهاى غيرمنتظره مانند وقايع ناگهانى جنگي، حوادث مهيب طبيعي، کشف توطئه کودتا، ترور شخصيت‌ها، مرگ ناگهانى مقامات و مشاهيرى که يا مورد بغض و نفرت يا علاقه و محبت شديد مردم قرار دارند و رخدادهائى از اين قبيل خصلتاً داغ و هيجان‌انگيز هستند و اعلام ناگهانى و سريع آنها به‌ويژه در جوامعى که کمتر از نظام‌هاى باز و دموکراسى برخوردار هستند ممکن است حوادث ناگوار اجتماعى و زيان‌بار براى مردم يا نظام سياسى و حاکميت در پى داشته باشد.


لذا براى اينکه به اصطلاح زهر خبر گرفته شود و از داغى آن کاسته گردد بعضى مجريان تبليغات سياسى ترجيح مى‌دهند که روش تدريجى پيش گرفته و ابتدائاً گزارش کوتاهى از ماوقع با تيترهاى معمولى در مطبوعات درج گردد و نيز در اواسط و اواخر برنامه‌هاى خبرى راديو و تلويزيون گنجانده شود تا در زمان مقتضى براساس پيش زمينه‌اى که قبلاً ساخته و اعلام شده است جريانات ماوقع را مشروح‌تر اعلام نمايند.

تحقيرى

کوچک و ناچيز نشان دادن واقعه‌اى که بزرگ است مفهوم عنوان فوق مى‌باشد. معمولاً کسب امتيازات و پيروزى‌هاى کلان در صحنه بين‌المللى و منطقه‌اى و محلى از طرف يک کشورى و يا سازمان و گروه سياسى غالباً مايه دلگيرى و حسادت مجتمعى سياسى در کشور رقيب مى‌شود لذا رقيب يادشده در انعکاس اخبار اين پيروزى‌ها بُخل مى‌ورزد و به ‌طرق گوناگون مورد را کم اهميت جلوه مى‌دهد.


فرضاً در جائى انتخاباتى انجام شده که نود درصد واجدين شرايط در رأى دادن شرکت کرده‌اند که رقم بالائى است و شخصى با هشتاد درصد کل آراء مأخوذه در انتخابات پيروز شده و مقامى را کسب کرده است که عدد چشمگير و قابل توجهى است. خبرگزارى و رسانه‌هاى تحت نفوذ کشور رقيب در يک عمل تحقيرى تبليغاتى با حذف ارقام شرکت‌کنندگان در انتخابات و تعداد زياد آراء کسب شده تنها به ذکر برگزيده شدن فلان‌کس انتخابات فلان‌جا اکتفاء مى‌کنند و همچنين است موارد بسيارى که در کشمکش‌هاى سياسى داخل يک کشور رخ مى‌دهد. مانند اين مثال: وزارت کشاورزى فرضاً اعلام مى‌کند که با افزايش بى‌سابقه توليد گندم در سال گذشته دولت موفق شده است که از واردات آن به ميزان يک ميليون تن بکاهد که خبر فى‌ذاته مسرت‌بخش و حاکى از رونق و توسعه بيشتر است اما روزنامه ارگان حزب مخالف چنين مى‌نويسد که با توجه به رقم اعلام شده افزايش توليد گندم و کاهش يک ميليون تن از واردات آن هنوز به خريدارى ۴ ميليون تن از خارج نياز داريم.

بزرگنمائى

عکس روش تحقيرى شيوه بزرگنمائى است. در اينجا کوشش بر اين است. که خبر با آب و تاب و شاخ و برگ اضافى به ‌طريقى که توجه بيشترى را جلب کند و ميزان اهميت آن را بالا ببرد پخش و منتشر گردد. در چاپ و پخش گفتارى و تصويرى از حروف درشت و حجم زياد متن و تصاوير متعدد استفاده مى‌شود و در تنظيم متن نيز از کلماتى که بار بيشترى از مفاهيم عظمت و قدرت و شدت را دارد استفاده مى‌گردد.


بدين ترتيب مثلاً حادثه کوچکى که اندک خسارتى را در بر داشته و در اردوگاه و حوزه دشمن، رقيب، مخالف به ‌وقوع پيوسته با رنگ و لعاب دادن‌هاى تبليغاتى بزرگ و مصيبت‌بار و جبران‌ناپذير معرفى مى‌شود. به‌طور مثال خبر واقعى چنين است که در زدوخوردهاى ديروز شهر ... يک نفر کشته و ۸۴ نفر مجروح شدند ”در شيوه بزرگنمائى خبر مزبور چنين تنظيم و پخش مى‌شود“ در زدوخوردهاى ديروز شهر... ۸۵ نفر کشته و مجروح شدند“ و يا در سير اين گزافه‌گوئى و غلوگوئى به کلى‌گوئى پرداخته‌ مى‌شود و بدون ذکر درصد و اقل و اکثرى از کميت موضوع مثلاً اعلام مى‌شود آمريکائيان، آسيائى‌ها، ايرانى‌ها، فرانسوى‌ها به فلان امر به همان اعتقادى دارند يا ندارند. مثال ديگر: در رسانه‌هاى انحصارى مجتمع سياسى و حزبى يک کشور به هنگام دعوت از مردم براى شرکت در انتخابات يا بزرگداشت مراسمى يا ابراز تنفر از واقعه‌اى ليستى مملو از عناوين نهادها و کانون‌هائى در پشتيبانى از برنامه‌اى که در اين زمينه‌ها اعلام مى‌شود منتشر و قرائت مى‌گردد که ظاهراً حکايت از حمايت گسترده تأسيسات اجتماعى و اقشار مختلف مردم را دارد اما در حقيقت تنها عناوين کانون‌هاى ذکر شده با اُبهت و به اصطلاح دهن پرکن است و تعداد اعضاء آنها چندنفرى بيش نيستند و از نظر کيفى نيز فاقد اعتبار و منزلت اجتماعى مى‌باشد.

تحريفى

شايد يکى از ناجوانمردانه‌ترين شگردهاى تبليغات سياسى شيوه تحريفى است و متأسفانه در بنگاه‌ها و نهادهاى خبرى و تفسيرى که مدار کار خود بر عدم صداقت است بيشترين کاربرد را دارد.


با اندکى دخل و تصرف و پس و پيش کردن کلمات و جملات و يا اضافه و کم کردن حتى يک حرف يا کلمه و جمله‌اى مى‌توان به کلى مفهوم اصلى مضمون را دگرگون کرد حرف ”ن“ به‌واژه مى‌کند درست عکس مفهوم پيام خبرى القاء مى‌گردد. يا ”در جنگ داخلى ... سال گذشته ۲۴۰۰ نفر کشته شدند“ که در تحريف خبر با تبديل واژه ”سال“ ”به ماه“ رقم کشته‌شدگان به بيش از ده برابر افزايش پيدا مى‌کند. انواع نمونه‌هاى حيله‌هاى تحريفى در تبليغات سياسى آنقدر فراوان و واضح است که توضيح بيشترى را نمى‌طلبد.