بمباران تبليغاتى - جنگ روانى

اين اصطلاح رايج در سلسله اعمال تبليغى است که منظور از آن بيان و پخش و نشر و نمايش تکرارى واقعه يا وقايع و يا جهات و جوانب آنها از رسانه‌هاى جمعى است. معمولاً هنگامى‌که هدفى ارزشمند و کارى بزرگ و خطير در پيش است مجموعه‌اى از برنامه‌هاى بمباران تبليغاتى تهيه و تدارک مى‌شود و على‌الاصول مخاطبينى که در معرض اين بمباران‌ها قرار مى‌گيرند هرچند کوتاه‌مدت مسخ و منفعل مى‌گردند. در جريان وقايع مهم قرن اخير توسل به اين شيوه از طرف قدرت‌هاى بزرگ و درگير جنگ‌هاى سرد و گرم بسيار بوده است. غالباً در سير و تداوم برنامه‌هاى بمباران تبليغات سياسى از ابزار گوناگون حتى مقولات فرهنگ و هنر نيز براى نشر ايدئولوژى و مقاصد سياسى استفاده مى‌شود.


از خصوصيات اين روش تکرار و تداوم و هجوم همه‌جانبه و هماهنگ و فراگير اطلاعيه‌ها و گزارش‌ها و تفاسير کلامي، تصويرى و نوشتارى در رسانه‌هاى جمعى است و تلاش بر اين است که در عرصه ارتباطات خبرى موضوع مورد نظر يکه‌تاز و مطلق يا حداقل وجه غالب باشد.


لذا مخاطبين در مقابل تهاجم عياران تبليغات سياسى معمولاً امان و فرصتى براى تحليل و تفسير وقايع پيدا نمى‌کنند و تميز و تشخيص صحت و سقم مطالب دريافتى بسيار مشکل مى‌شود و اصولاً در گير و دار و هنگامه جنگ روانى عمدتاً اهرم‌ها و محک‌ها و معيارهاى منطقى ذهنى افراد خنثى و غيرفعال و عقيم مى‌گردند.

شستشوى مغزى

اين اصطلاح داراى بار معنائى متعدد است. مفهومى که گاهى در سطح عامه به آن عطف توجه مى‌شود همان بمباران تبليغاتى است، يا در مسائل جزئى روزمره فى‌المثل اگر کسى در مقابل صحبت و استدلال ديگرى رأى و نظر خود را عوض کند گفته مى‌شود که فلانى شستشوى مغزى شد يا بعضاً در افواه عمومى به اعمال شکنجه‌هاى جسمى و روانى براى گرفتن اقرار و اعتراف زندانى را شستشوى مغزى مى‌نامند که اين موارد مصاديق و معانى صحيح اين اصطلاح نيستند. اما مفهوم واقعى شستشوى مغزى چيست؟


تلاشى که براى جانشينى و القاء ايدئولوژى خاص و تفکر جديد به‌جاى باورهاى قبلى ذهنى زندانى به‌عمل آيد شستشوى مغزى نام دارد.


اين شيوه غيرانسانى و بسيار اندوهبار و شرم‌آور است و تاکنون در سلسله گزارشات و اخبار رسانه‌هاى جمعى جهانى به‌ويژه در نيم قرن اخير مواردى از آن منتشر گرديده است و دولت‌هاى خودکامه‌اى در گوشه و کنار دنيا متهم به انجام اين عمل رذيلانه شده‌اند که صحت و سقم و چگونگى دقيق آنها چندان آشکار نيست.


به هر حال در مورد روش‌هاى اجرائى اين شيوه چنين مشهور است که در زندان با ايجاد اضطراب، ترس، تنهائي، تحقير و توهين شخصيت زندانى سياسى را در هم مى‌شکنند به‌طورى که زندانى از اعتماد به‌نفس خالى شده و احساس بيهودگى و تهى بودن به او دست مى‌دهد سپس با تغيير وضعيت او را مورد محبت موقت قرار داده و بى‌وقفه وى را آماج تلقينات و موضوعات و تعاليم از پيش تهيه شده قرار مى‌دهند و آنقدر اين مانور را تکرار مى‌کنند تا القائات جديد به اصطلاح ملکه ذهن او شود و سپس براى ارسال پيام و ايراد سخنرانى و مصاحبه‌هاى دلخواه از وجود و شخصيت جديد او استفاده تبليغاتى مى‌برند در اين رهگذر دشمنان سياسى و صاحب نام و مقام که دستگير و زندانى مى‌شوند طعمه‌هاى ارزنده‌ترى براى اجراء اين مقاصد شوم هستند.


البته تفاوت توان مقاومت افراد و عدم اطمينان به دوام باورهاى تلقينى و تحميلى از مسائلى است که هميشه کوشش مجريان شستشوى مغزى را با موفقيت روبه‌رو نمى‌سازد.

احاله به ارزش‌ها

اين شيوه تبليغى از جايگاه و موقعيت ممتازى برخوردار است و عمدتاً در هاله‌اى از قداست و احترامات فائقه قرار مى‌گيرد. در تاريخ تبليغات سياسى سوءاستفاده از اهرم احاله به ارزش‌ها در جهت تحميق و گمراهى توده‌ها بسيار رايج بوده است.


ارزش‌هائى که مورد احترام و يا اساس آرمان قوم و قبيله و جامعه‌اى مى‌باشد بهانه و دست‌آويز اعمال و رفتار مستبدانه زورمداران قدرت‌طلب قرار مى‌گيرد.


فرضاً براى به اصطلاح دفاع از ايدئولوژى و اعتقادات مذهبي، استقلال، آزادي، تماميت ارضي، اخلاق عمومى و غيره تنگناها و محدويت‌هائى برقرار مى‌شود، جنگ‌ها و فتنه‌هائى برپا مى‌گردد، مخالفين سياسى به اتهام اخلال و هتک و اهانت به مقدسات و ارزش‌ها دستگير و مجازات مى‌شوند و بسيارى از اقدامات نادرست اقتصادي، فرهنگي، اجتماعى که مخالف با مصالح واقعى عمومى ولى موجب اقتدار و تداوم حکومتى و حزبى و دسته‌اى است به انجام مى‌‌رسد. اما در برنامه‌هاى تبليغي، اين خلاف‌کارى‌ها، اقدامات صحيح و لازم و مفيد در راستاى حفظ ارزش‌هاى مورد عنايت عامه توجيه و تلقى مى‌گردد.


تبليغات سياسى اروپاى قرون وسطي، انگيزاسيون و هر آنچه که حکومتگزاران کليسا براى حفظ قدرت و سلطه خود انجام مى‌دادند را مبتنى بر تعاليم مذهبى مى‌دانست.


تبليغات نازى‌ها حتى برپا کردن کوره‌هاى آدم‌سوزى را در جهت حفظ منافع ملت و اعتلاء آرمان مقدس ميهنى قلمداد مى‌کرد. تبليغات استالينى سرکوب مخالفين و اعدام‌ها و اردوگاه‌هاى کار اجبار و محو زبان و فرهنگ و آداب و مليت‌ها را اقداماتى در تحقق ايدئولوژى‌ کمونيزم به‌شمار مى‌آورد.


در تبليغات سياسى آمريکائي، انگليسى و ساير قدرت‌هاى سلطه‌گر چندمليتى غربى جنگ‌افروزى در بسيارى از کشورها، ترتيب دادن کودتاها بر عليه دولت‌هاى مردمى و ملّي، حمايت از حکومت‌هاى خودکامه و استبدادي، لشکرکشى به کشورها و بمباران و قتل عام مردم آزادى‌خواه و عدالت‌جو و تنظيم و تدوين دسيسه‌ها و فتنه‌گرى‌هاى بى‌شمار بر عليه نهضت‌هاى ضداستعمارى يکسره جانبدارى از دموکراسى و آزادى و احترام به حقوق بشر شمرده ميشود. از مظاهر اين نوع تبليغ، محورسازي، چهره‌نمائي، مطلق‌سازي، غوغاسالارى و کيش شخصيت است البته تأکيد داشتن صميمانه بر ارزش‌هاى مردمى و واقعاً متعالى داستان ديگرى دارد که به‌جاى خود ارزشمند نيز هست.

اقدامات انحرافى

به‌منظور تحت‌الشعاع قرار دادن و خنثى کردن اثرات روانى رويدادهائى که بر عليه نظام حکومتى يا دار و دسته حزبى به ‌وقوع پيوسته و محتملاً تبليغات مخالفين تشديد شده است، گاهى ماجرائى جديد خلق مى‌شود يا موضوعى کهنه دوباره مطرح مى‌گردد و در اطراف آن موج تبليغات راه‌اندازى مى‌شود به اميد آنکه افکار عمومى هرچند به‌طور موقت از توجه به موضوعات مهم و اصلى مطروحه منحرف شود.


گاهى نيز شانس و تصادف به کمک مى‌آيد و وقوع حوادث طبيعى مانند سيل و زلزله و آتشفشان و امثالهم و گزارشات مربوط به آنها مرکز تبليغات گسترده قرار مى‌گيرد که معمولاً و به‌طور طبيعى ساير اخبار هرچند مهم و طرف توجه عامه را تا مدتى مى‌تواند از محوريت ذهنى خارج سازد. به هر حال از مشخصات بارز اين شگرد مطرح کردن مسائل فرعى و حاشيه‌اى است به‌نحوى که مسائل اصلى گم يا کم‌رنگ شود و تحت‌الشعاع قرار بگيرد.

مسافرت

گاهى بعضى از مسافرت‌ها و ميهمان و ميزبان شدن‌ها مى‌تواند به‌طور مستقيم يا غيرمستقيم مورد بهره‌بردارى تبليغات سياسى قرار بگيرد هرچند ظاهراً يا حتى باطناً دليل انجام آنها الزامات اقتصادى بازرگاني، فرهنگى و غيره باشد.


مسافرت مسئولين طراز اول دولتى يا رهبران مجامع و احزاب يک کشور به کشور ديگر و متقابلاً قبول دعوت سران و رهبران ديگر کشورها و مجامع و تحقق مسافرت آنها به کشور دعوت‌کننده فى‌نفسه يک حرکت و تبليغ سياسى است.


اما ميزان کسب موفقيت و وجه و اعتبار و منزلت از انجام مسافرت‌هاى سياسى به عواملى چون زمان، مکان، کيفيت، انتشار اخبار و گزارشات و تفاسير مربوط در رسانه‌ها و نوع شخصيت و مقام و اشتهار مقامات مسافر و ساير زمينه‌هاى مربوط بستگى دارد.


در اجراء اين روش تبليغ سياسى گاهى بر اثر عدم رعايت ملاحظات لازم نتايج سوء، رسوائى و شکست حاصل مى‌شود.