ميدان عمل و حوزه نفوذ تبليغات در همه‌جا و در زمينه‌هاى مختلف گسترده است. در امور سياسي، فرهنگي، اجتماعي، اقتصادى و... مى‌‌توان جلوه‌هاى تبليغات را به‌صور گوناگون مشاهده نمود لذا تعيين و توضيح شعبات و تقسيمات آن آسان نيست به‌ويژه آنکه روش‌ها و تکنيک‌هاى تبليغى در سوژه‌ها و اهداف مختلف گاهى يکسان در مواردى متفاوت و در پاره‌اى درهم و مختلط است و حتى بسيارى از ابزار تبليغى در همه يا اکثر شعبات متصور تبليغات مورد استفاده قرار مى‌گيرد. فى‌المثل وقتى مى‌گوئيم ”پوستر“ يک وسيله تبليغاتى است مى‌بينيم که اين وسيله مى‌تواند تقريباً در همه موارد و موضوعاتى که درباره آنها تبليغ مى‌شود کاربرد داشته باشد.


بنابراين با اينکه نمى‌توان مشخصاً تبليغات را مجموعه‌اى از چند شاخه و شعبه مجزا با تکنيک‌هاى ويژه دانست اما با تعمق و توجه به آنچه که در سير تاريخى و جريان متداول آن روى داده است مى‌توانيم آن را از نظر شيوه‌هاى اجرائى و القائى به دو گروه مستقيم و غيرمستقيم و از لحاظ موضوعى عمدتاً دو بخش تجارى و سياسى منقسم بدانيم. اهم تصورات و تلقيات و توجهات عمومى از تبليغات نيز همين دو بخش عمده يعنى تبليغات تجارى و سياسى تشکيل مى‌دهد.