تبليغ در سالم‌ترين، طبيعى‌ترين و اصولى‌ترين شکل نوعى فعاليت آموزشى است که به‌منظور نشر دانش و آگاهى‌هاى سياسى و اجتماعى و فرهنگى و نشر ارزشها و سجاياى اخلاقى صورت مى‌گيرد.


”ابلاغ“ در لغت به معنى ”رساندن“ است. و ”تبليغ“ از نظر لغوى ”رسانندگي“ است و مبلّغ ”رساننده“ است، رسانندهٔ پيام‌ها و آموزه‌هاى ويژهٔ تبليغي. پيام و آموزه‌هاى مبلّغ بسته به محتواى آن، ماهيت تبليغ را تعيين مى‌کند. يکى از تفاوت‌هاى اساسى ”تبليغ“ و ”تعليم“ با توجه به معنى ”تبليغ“ مشخص مى‌شود. اگر ”تبليغ“ به معنى رساندن پيام به پيام‌گيرنده است، بنا به تعريف اين مبلّغ است که به سراغ جامعهٔ پيام‌گيرندگان خود مى‌رود و براى رساندن پيام خود به گوش پيام‌گيرندگان، هرگونه مشکلى را تحمل مى‌کند. شايد به اين لحاظ، کار مبلّغ شباهتى تام و تمام با کار انبياء دارد. يعنى همان‌طورى که ”نبي“ از سوى خداوند مأمور است که پيام خدا را به گوش توده‌هاى مردم برساند، مبلّغ نيز وظيفه دارد پيام خويش را به هر شکل ممکن به گوش جامعهٔ پيام‌گيرندگان برساند. در حالى‌که معلم و مدرس چنين وظيفه‌اى را براى خويش قائل نيستند، بلکه برعکس اين شاگرد است که به سراغ استاد مى‌رود و از او مى‌آموزد. اين تفاوت اساسى بين ”تبليغات“ و ”تعليمات“ در عرصهٔ ارائهٔ آموزه‌ها به تودهٔ مردم است.


به هر حال، اصولاً نتيجهٔ يک فعاليت اصيل تبليغى رشد و ارتقاء جامعه است و يا حداقل مى‌توان گفت نتيجهٔ اصولى يک فعاليت تبليغى صحيح بايد رشد و ارتقاء جامعه باشد؛ و چنين فرضى مخصوصاً وقتى که از تبليغات در عصر انقلاب اسلامى سخن مى‌گوئيم غيرقابل چشم‌پوشى است. اگرچه سه عنصر ”پيام“ و ”پيام‌دهنده“ و ”پيام‌گيرنده“ سه عنصر اصلى در هر ارتباط هستند، اعم از ارتباط آموزشى رسمى (تعليمات) و ارتباط آموزشى غيررسمى (تبليغات) ولى در تبليغات عنصر اساسى ديگرى حضور دارد که در تعليمات با چنين عنصرى کمتر روبه‌روئيم و اين عنصر، عنصر انگيزش اجتماعى به‌وسيلهٔ تنفيذ پيام در بستر يک حرکت تبليغى است. به‌عبارت ديگر، در تبليغات مسئلهٔ تعميق و تنفيذ پيام در جامعهٔ پيام گيرندگان و در نتيجه بسيج افکار عمومى نيز مطرح است که تحت عنوان ”انگيزش و تنفيذ“ قابل توجه و بررسى است.


روش‌هاى مورد استفادهٔ تبليغات بسته به نوع تبليغ و محتواى پيام انتخاب مى‌شود؛ ولى به هر حال، انتخاب روش‌هاى تبليغى با توجه به اصل ”گسترش دايره و عمق نفوذ اجتماعى پيام“ تنظيم و تعيين مى‌گردد. به‌عبارت ديگر، مبلّغ بايد براى رساندن پيام خويش به گوش مخاطبان خود دو مسئلهٔ مهم را همزمان و هماهنگ با هم مورد توجه قرار دهد: مسئلهٔ اول گسترش شعاع دايرهٔ نفوذ اجتماعى پيام يعنى افزايش عددى مخاطبان پيام است، و مسئلهٔ دوم تعميق و تنفيذ پيام يعنى افزايش تأثير پيام در افراد جامعه پيام‌گيرندگان. بنابراين، روش‌هاى تبليغى الزاماً بايد با توجه به اصل ”هرچه گسترده‌تر ساختن دايرهٔ گسترش پيام و تنفيذ و تعميق آن“ تنظيم و طراحى گردد.


- نظام تبليغ:

تبليغات در سازمان يافته‌ترين و مؤثرترين شکل آن (صدا و سيما و ساير وسايل مؤثر ارتباط جمعي) يک نظام آموزشى است، منتهى يک نظام آموزشى غيررسمى که نقاط اشتراک و افتراق قابل توجهى با نظام آموزشى رسمى دارد. نظام تبليغ، بسته به اهداف خاص اجتماعى و فرهنگى و سياسى آن، آموزه‌هاى خاص خود را در جامعه تنفيذ مى‌کند.


- رابطهٔ متقابل تحقيق و تبليغ

دانش بشرى و تجارب اجتماعى و فرهنگى و پژوهش‌هاى علمى معمولاً در مراکز تحقيقى و مؤسسات پژوهشى و آموزشى رسمي، کتابخانه‌ها، گزارش‌هاى رسمى دولتى و اسناد ادارى جمع‌آورى و نوعاً بايگانى مى‌شود. اگر کار نشر و تعليم اين آموزه‌ها به‌طور مستمر و مدرج در مؤسسات آموزشى رسمى وجود دارد دايرهٔ آن بسته به شعاع عملکرد مؤسسات آموزشى رسمى محدود است در حالى‌که در نظام تبليغ مى‌توان از اين دستاوردهاى علمى و پژوهشى براى گسترش فرهنگ و رشد اجتماعى استفادهٔ شايانى کرد. بدين منظور وجود رابطهٔ مستقل بين نظام تبليغ و ارگان‌هاى تحقيقاتى و پژوهشى اجتناب‌ناپذير است و حتى در پاره‌اى از موارد ايجاد هسته‌هاى پژوهشى تخصصى در داخل ارگان‌هاى تبليغى قابل توصيه است. در نظام تبليغ مى‌توان از بايگانى تجارب و گزارش‌ها و اسناد علمى و غيرعلمى استفادهٔ شايانى بيشتر از حوزهٔ مؤسسات آموزش غيررسمى انجام داد.


- تعريف تبليغ در غرب

تبليغ در غرب عبارت است از ايجاد تغييرات مطلوب در افکار عمومى به‌منظور رسيدن به اهداف مشخص. اين تغييرات به هر وسيله‌اى که صورت پذيرد، يک اقدام تبليغي، از ديدگاه غرب به‌شمار مى‌آيد.


پر واضح است که منظور از غرب، غرب سياسى و يا جغرافيائى نيست، بلکه منظور غرب از نظر فرهنگى و نظام ارزشى است که شامل هر دو قطب شرق و غرب از نظر سياسى مى‌شود.


در جهان امروز که تحت‌تأثير معيارهاى تبليغى غرب عمل مى‌شود، تلاش براى ايجاد تغييرات مطلوب در افکار عمومى ولو با تحريک حساسيت‌هاى جنسى و تحريف وقايع اجتماعى و حقايق تاريخى و انحراف افکار عمومى از مسائل حياتى جامعهٔ بشرى اگر منجر به تحقق اهداف مشخص گردد، يک اقدام موفق تبليغى به‌شمار مى‌آيد.


بسته به نوع هدف، ماهيت تبليغات غربى تعيين مى‌شود. اين اهداف نوعاً فرهنگي، اقتصادي، سياسي، و اجتماعى هستند و متناسب با اين اهداف آموزه‌هاى تبليغى شکل مى‌گيرند.