”بررسى ارتباط بين اسباب‌بازى‌هاى جنگى و ميزان سازگاري“ عنوان تحقيقى است که پروين عبدالله‌پور وفائى انجام داده است. وى در صدد يافتن پاسخى براى اين سؤال بوده است که: آيا اسباب‌بازى‌هاى جنگى مى‌تواند ميزان سازگارى را کاهش دهد؟ در اين راستا، فرضيهٔ پژوهش به اين‌صورت، تنظيم شده است که ميانگين سازگارى در بين کودکانى که با اسباب‌بازى‌هاى جنگى بازى مى‌کنند، پائين‌تر از کودکانى است که با اين اسباب‌بازى‌ها بازى نمى‌کنند. روش اجراء به اين‌صورت بوده است که کودکان گروه نمونه به دو گروه تقسيم شدند، به يک گروه اسباب‌بازى‌هاى جنگى داده شد و به گروه ديگر اسباب‌بازى‌هاى جنگى داده نشد. سپس بعد از مدت چند هفته، ميزان سازگارى آنان مورد بررسى قرار گرفت.


برحسب نتايج اين پژوهش: ميزان سازگارى کودکانى که با اسباب‌بازى‌هاى جنگى بازى مى‌کنند، در مقايسه با ميزان سازگارى کودکانى که با اسباب‌بازى‌هاى جنگى بازى نمى‌کنند، پائين‌تر است.


تحقيقاتى ديگر نيز نتيجهٔ مذکور را تأييد مى‌کنند؛ زيمباردو نشان داد که ابزارهاى جنگى و آلات خشونت در يک اتاق مى‌توانند ميزان پرخاشگرى و رفتارهاى ستيزه‌جوئى را افزايش، و در نتيجه، ميزان سازگارى را، کاهش مى‌دهند. (کاردان، ۱۳۶۹)


همچنين در تحقيقى که در سال ۱۹۸۶ در سوئد، توسط بنجت تلين، انجام شده، مشخص گرديد که ابزارهاى خشونت برانگيز مانند شلاق، پنجه‌بوکس، کارد و همچنين بازى‌هاى الکترونيکي، مى‌توانند باعث افزايش رفتارهاى ستيزه‌جوئى پرخاشگرانه شده و در نتيجه ميزان سازگارى را کاهش دهند.